no-img

رمان بوک | دانلود رمان
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

کتاب رمان ملت عشق
zip
آبان ۱۹, ۱۳۹۷

کتاب رمان ملت عشق


رمان ملت عشق

دانلود کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک با لینک مستقیم + ویرایش جدید

رمان لاتین ملت عشق اثر الیف شافاک pdf

Download The Love Nation Book by Elif Şafak with Direct Link + New Editکتاب رمان ملت عشق

رمان خارجی ملت عشق الیف شافاک ترکی به ترجمه ارسلان فصیحی و منتشر شده از انتشارات ققنوس داستانی پر از عشق و رهایی با رمز و راز که بیش از ۵۰۰ بار تجدید چاپ شده که سال ۲۰۱۰ میلادی به دو زبان ترکی و انگلیسی به چاپ و ترجمه آن در ایران سال ۱۳۹۴بود که رکورد پرفروش ترین کتاب رمان ترکی لقب بگیرد

کتاب ملت عشق چند راوی دارد. از دید دانای کل *سوم شخص* شروع می شود ، با دید اول شخص ادامه پیدا می کند. با دانای کل نیز پایان می یابد. شخص اول داستان زنی آمریکایی به نام اللا است،روایتگر زندگی یکنواخت زنی در غرب که درگیر اندیشه‌های عرفانی شرق می‌شود. «اللا روبینشتاین» چهل ساله، در بیست سال زندگی زناشویی‌اش هیچ‌چیز جز زندگی روزمره را تجربه نکرده است. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگی‌اش را تعیین می‌کند خانه و آسایش خانواده‌اش است

«کتاب ملت عشق» دو داستان موازی و گیرا را روایت می‌کند. یکی از این داستان‌ها در‌حال‌حاضر اتفاق می‌افتد و آن یکی در قرن سیزدهم. داستان قدیمی‌تر در مورد رومی (مولانا) است که با معلم معنوی خود، درویش رقصانی به‌نام شمس تبریزی، مواجه می‌شود. این دو باهم داستان ابدی عشق را خلق می‌کنند.

اللا روبینشتاین چهل ساله است و از ازدواج خود راضی نیست. او به‌عنوان ویراستار در یکی از مؤسسات ادبی شغلی پیدا می‌کند. اولین کار او خواندن کتابی به‌نام «ملت عشق» اثر عزیز زاهارا و نوشتن گزارشی در مورد آن است. این داستان در مورد جست‌وجوی شمس به‌دنبال رومی است. این جست‌وجو او را از یک کشیش موفق ولی ناراضی به عارفی معتقد، شاعری پراحساس، و طرفدار عشق تبدیل می‌کند. اللا به‌شدت تحت‌تأثیر درس‌های شمس و قوانین او قرار می‌گیرد. این درس‌ها براساس فلسفه‌ای باستانی است که همه‌ی مردم و همه‌ی دین‌ها را باهم متحد می‌کند و عشق را هر ‌روز و در همه‌ی مردم حاضر می‌داند. با خواندن داستان، اللا متوجه می‌شود که داستان کتاب شبیه داستان خود با زاهاراست. درست مانند شمس، زاهارا آمده که او را آزاد کند

در بخشی از کتاب «ملت عشق می‌خوانیم»:
«خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرات نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش‌های آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی…

مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده‌ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌اش، چیستی‌اش، حتی هوایی که تنفس می‌کند چیزی نیست جز کلمه‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می‌شود که خودش را «خاموش» بنامد؟

کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سال‌هاست به هر جا پا گذاشته‌ام آن صدا را شنیده‌ام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانسته‌ام و به گفته‌هایش گوش سپرده‌ام. شنیدن را دوست دارم؛ جمله‌ها و کلمه‌ها و حرف‌ها را… اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود.

اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید می‌کنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمه‌اش «بشنو!» است. یعنی می‌گویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می‌کند؟ راستی، خاموشی را می‌شود شنید؟

همۀ بخش‌های این رمان نیز با همان حرف بی‌صدا شروع می‌شود. نپرس «چرا؟» خواهش می‌کنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راه‌ها چنان حقیقت‌هایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز درآیند».

«ملت عشق» از یک سو داستان دلدادگی و از دیگر سو داستان رهایی است؛ از یک سو به عشق زمینی می‌پردازد و از دیگر سو به عشق معنوی و جنبه‌های عرفانی عشق و زندگی اشاره می‌کند. این سویه‌های متقابل که در هر دو خط داستان دیده می‌شود. اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تأکید می‌کنند که این اثرِ جاودان با حرف «ب» شروع شده است.

نخستین کلمه‌اش «بشنو!» است. یعنی می‌گویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می‌کند؟ راستی، خاموشی را می‌شود شنید؟همه بخش‌های این رمان نیز با همان حرف بی‌صدا شروع می‌شود. نپرس «چرا؟» خواهش می‌کنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راه‌ها چنان حقیقت‌هایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز بمانند.

کتاب رمان ملت عشق

داستان از زبان حدود ۲۰ شخصیت مختلف گفته میشه که در طول داستان با هر کدوم آشنا میشیم و این موضوع یکی از ویژگی‌های خوب رمان هستش که باعث میشه حوصلتون سر نره.

در شروع داستان با اعضای خانواده آمریکایی روبینشتاین آشنا میشیم که یک خانواده ۵ نفره هستن، از لحاظ مالی شرایط خوبی دارن و خیلی براش زحمت کشیدن.اللا مادر خانواده، دیوید پدر خانواده، ژانت دختر بزرگ و یک دوقلوی دختر و پسر این خانواده رو تشکیل دادن.. اللا یه زن خانه‌دار در آستانه ۴۰ سالگی هست که برای همه زندگی و اعضای خانواده برنامه‌ریزی می‌کنه و همه امور رو تحت کنترل داره.. دیوید یا پدر خانواده هم یک دندانپزشک هست و اللا مدتی هست که متوجه خیانت‌های اون شده و بخاطر مسائل مختلف، این موضوع رو به روی دیوید نمیاره.

داستان از جایی شروع میشه که در سال ۲۰۰۸ اللا به واسطه مدرک تحصیلی که داره، به تازگی در یک انتشارات دستیار ویراستار میشه و رمانی رو بهش میدن که مطالعه کنه و یه گزارش در موردش بنویسه (اسم رمان ملت عشق هست). سر میز شام درحالی که دیوید داره شغل جدید همسرش و تبریک میگه، ژانت اعلام میکنه که قصد داره با دوست پسرش ازدواج کنه و همین موضوع باعث میشه که جو خانوادشون دچار آشفتگی بشه. به نظر اللا ژانت و دوست‌پسرش خیلی جوون هستن و باید بیشتر صبر کنن. پس به ژانت میگه توی زندگی چیزای مهم‌تر از عشق وجود داره، درواقع عشق یه چیز کاملا زودگذر هست و یا حتی اصلا وجود نداره که همین باعث دعوای اونا میشه. در جایی از داستان هم ژانت به این اشاره میکنه که چون خودت(اللا) عشق رو تجربه نکردی داری این حرفا رو میزنی.

بعد از اون شب االا شروع به خوندن رمانی میکنه که باید دربارش گزارش بنویسه. نویسنده رمان شخصی به نام «عزیز زکریا زاهارا» یک نویسنده گم‌نام هست که این اولین رمانش هست. موضوع رمان در مورد چگونگی آشنایی شمس تبریزی با مولانا و تصوف هست (آشنایی با شخصیت‌های شمس و مولانا و اتفاقاتی که میفته، به شخصه برای من خیلی جالب بودن). اللا پس از کمی خوندن رمان متوجه میشه که عشق حقیقی وجود داره و اون هنوز تجربش نکرده، ضمن اینکه در آستانه ۴۰ سالگی هست و ممکنه بعد از این هم دیگه نتونه تجربش کنه. و از خدا میخواد که یا عشق حقیقی رو بهش نشون بده یا کاملا بی احساسش کنه. پس از مدتی اللا راجع به شخصیت عزیز ز زاهارا کنجکاو میشه و شروع به نامه‌نگاری با اون میکنه، کم‌کم بهش وابسته میشه و در نهایت عاشقش میشه که همین موضوع باعث میشه از شوهرش طلاق بگیره و با عزیز به نقاط مختلف دنیا سفر کنه.

عزیز ز زاهارا شخصیتی هست که پس از پشت سر گذاشتن بحران‌هایی در زندگی خود،صوفی شده است و اکنون آزادانه به نقاط مختلف دنیا سفر می‌کنه.

 

بیوگرافی+عکس کامل خانم محبوب رمان نویس الیف شافاک

کتاب رمان ملت عشق

 

نویسنده رمان‌های پرفروش، نویسنده‌ای با ستون ثابت محبوب در مطبوعات، استاد دانشگاه، فمنیست و طرفداری برابری حقوق زنان در عرصه های مختلف و فعال سیاسی و اجتماعی جهان وطن ترک تبار، الیف شافاک زنی ست که آثارش به اغلب زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است.

در بیست وپنج اکتبر۱۹۷۱ در استراسبورگ فرانسه زاده شد. مادرش بعدها در مقام یک دیپلمات به کشورهای مختلف سفر می کرد و دخترش را که بعد از متارکه نزد خود نگه داشته بود، به همراه می‌برد. پدرش هنگام تولد او در مقطع دکترای روان شناسی اجتماعی تحصیل می کرد.. آنها خیلی زود یعنی یک سال بعد متارکه کردند و حضانت الیف به مادرش شفق آیتمان رسید. کسی الیف نامش را به عنوان نام خانوادگی خود برگزید. خود می گوید رشدش در خانواده فاقد پدر بیشترین تاثیر را بر کار نویسندگی اش گذاشته است. مدرسه راهنمایی را درمادرید وعمان و دبیرستان را در آنکارا گذراند. از دانشگاه تکنیک اورتا دوغوی آنکارا لیسانس روابط بین الملل وفوق لیسانس مطالعات زنان گرفت. با پایان نامه ای در خصوص رویکرد زنانه وجهان دوار در اندیشه مولوی وبکتاشی. او دکترای علوم سیاسی اش را هم از همان جا گرفت.

پایان نامه فوق لیسانس او درباره اسلام، عرفان و زن از انجمن علوم اجتماعی جایزه گرفت. هنگام تحصیل در دوره فوق لیسانس اولین کتاب داستانش آناتولی ازچشم بد (۱۹۹۴) چاپ شد.سال ۱۹۹۷ رمان پنهان منتشر وبرنده جایزه بزرگ رومی شدکه به بهترین اثر ادبی ترکیه در زمینه عرفان تعلق می گیرد. پس از اتمام دکترا به استانبول نقل مکان کرد و آینه‌های شهر (۱۹۹۹)را نوشت،که قصه تضاد خانواده ای اسپانیایی را می گوید وعرفان اسلامی ویهودی را دربستری از تاریخ مدیترانه قرن هفدهم پیش هم می آورد. مدتی در دانشگاه بیلگی استانبول به تدریس در موضوع ترکیه و هویت های فرهنگی، زن و ادبیات پرداخت.

از سال ۲۰۰۰ با دریافت جایزه اتحادیه نویسندگان ترکیه برای رمان «محرم»خوانندگان فراوانی یافت و با فواصل دوساله «قصر کک»(۲۰۰۲) را به ترکی و «برزخ» (۲۰۰۴) رابه انگلیسی نوشت. قصر کک هم پرفروش بود ودر لیست بهترین داستان خارجی مستقل سال ۲۰۰۵ قرار گرفت. او با دریافت بورس مطالعاتی به آمریکا رفت و در دانشگاه های مختلفی تدریس کرد. از ۴-۲۰۰۳ با درجه استادیاری دردانشگاه میشیگان و سپس در بخش مطالعات خاور نزدیک دانشگاه آریزونا به فعالیت پرداخت. ادبیات و تبعید، ادراک و سیاست، جنسیت فردی و اجتماعی در دنیای اسلام از حوزه های تدریس او بودند.

کتاب رمان ملت عشق

سال ۲۰۰۴ در پروژه مشترکی با موراتهان مونگان، فاروق اولای، جلیل اوکر، و پینار کور رمان «به دنبال هم» را نوشتند.از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ ستونی ثابت در روزنامه زمان داشت. سال ۲۰۰۵ نوشته‌هایش را در مورد زن، هویت، گسیختگی فرهنگی، زبان وادبیات در کتاب جزر ومد گردآوری کرد. در همین سال با ایوب جان ساغلیک مدیر کل انتشارات روزنامه رفرانس در برلین ازدواج کرد. در سال ۲۰۰۶ رمان پدر وحرامزاده را به انگلیسی نوشت که پرفروش ترین کتاب ۲۰۰۶ ترکیه ونامزد جایزه پرتقال طلایی شد. او دراین رمان به روابط ترک ها و ارامنه و نسل کشی ارامنه که رسما توسط حکومت ترکیه انکار می شود پرداخت وبه همین خاطر متهم به اهانت به هویت ترکی شد وسه سال تمام در معرض تهدید به حبس بود. هرچند به دلیل نقص ادله جرم حکم برائت گرفت. به گزارش گاردین این اثر شاید اولین کتاب ترکی بود که مستقیما به قتل عام بی رحمانه ونفی بلدی اشاره می کند که لطمه بسیار شدیدی به جمعیت ارامنه کشور در آخرین سال حکومت عثمانی وارد کرد. تو معتقد بود که دو دلیل برای این برخوردها وجود داشت: نخست به دلیل اینکه به عنوان یک فعال حقوق زنان در مورد چیزهای زیادی حرف ده ام که برخی از آنها تابو بوده اند و دیگر موضوع خود رمانم. در نقد ناسیونالیسم افراطی و دیگر ایسم های انعطاف ناپذیر، شامل تمام آن چه از سوی کمالیست ها مطرح می شود، من به ضرورت وجود حقوق اقلیت های حاضر در جامعه پرداخته ام، مسپله اقلیت ها یک مجموعه به هم پیوسته است یک پکیج است که من با با تاکید بر مساله ارامنه آن را نشان داده‌ام.

در همین سال دخترش به دنیا آمد. الیف شافاک ماجرای افسردگی‌ای که پس از زایمان دچار شده بود در رمانی که براساس زندگی خود با عنوان شیر سیاه به انگلیسی نوشت، شرح داده است. او در این کتاب زیبایی ها و سختی های نویسنده و مادر بودن توامان را بیان می کند. این کتاب از استقبال فراوانی برخوردار شد و مورد تحسین منتقدین و خوانندگان قرارگرفت. تابه حال هم همیشه جزو پرفروش ها بوده است. دو سال بعد هم پسری به دنیا آورد.سال ۲۰۰۷ جایزه آزادی اندیشه وبیان اتحادیه ناشران ترکیه را گرفت. اوهمچنین دارنده نشان شوالیه هنر وادبیات فرانسه است.

مارس ۲۰۰۹ با انتشار رمان عشق (در ایران با عنوان ملت عشق) رکورد بیشترین فروش در کمترین زمان یک اثر ادبی را درترکیه شکست با بیش از ۳۰۰ بار تجدید چاپ و ۷۵۰۰۰۰ نسخه پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه شد. رمان برموضوع عشق متمرکز شده، زیر نوری که از مولوی و شمس تبریزی بر آن تابیده است.

در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ دو کتاب انتقادی در قالب مجموعه مقاله منتشر کرد و در سال ۲۰۱۱ کتاب اسکندر به قلم او توسط انتشارات دوغان به کتابفروشی ها آمد.

نوول دیگر «شرافت» قصه یک شرافت کشی است. بنا شده برپایه یک مباحثه روشن درباره خانواده، عشق، آزادی، رستگاری وساختار مردانگی. این اثر نامزد جایزه ادبیات آسیامن در سال ۲۰۱۲وبرنده داستان زنان ۲۰۱۳شد. نثر اعجاب انگیز وبلیغ شافاک، همراه با کلمات وعبارات ترکی نفوذ می کند وشخصیت هایی را حیات می بخشد که مخاطب آنها را واقعی می پندارد. اورا نویسنده ای می دانند که روی لبه فرهنگش گام برمی دارد.

الیف با مهمترین روزنامه های ترکیه وهفته نامه های گوناگون بین المللی مثل گاردین همکاری مطبوعاتی داشته و عضو اصلی تحریریه روزنامه وگاهنامه هایی مثل هافینگتون پست، اکونومیست، گاردین، واشنگتن پست، وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، فایننشنال تایمز است. نوشته های او طیف وسیعی از موضوعات مثل تعلق، هویت، جنسیت، ذهن، روح، محله اقلیت ها (گتوها)،سیاست های زندگی روزانه، ادبیات چند فرهنگی وهنر همزیستی را دربر می گیرد.این مقالات در سه کتاب جمع شده اند: جزر ومد،فرارپرست وشمس پاره.

الیف شافاک از ۲۰۰۹به این سو در روزنامه خبرترک ستون مخصوص به خود رادارد که گلچینی از نوشته هایش را در کتابی به نام شمس پاره منتشر کرد.

آخرین رمانش، من واستادم، در سال ۲۰۱۳ چاپ شد که در آن از نگاه یک هندو به نام جهان بهشرح فرهنگ عثمانی پرداخته است. او شاگرد معمار سینان معروف ترین معمار دوران عثمانی است. کتاب مملو است از روح حاکم بر دوران امپراطوری عثمانی است، با تصایری زنده از معماری آن دوران، زمانی که استانبول مرکز بارور تمدن بود. من واستادم قصه جادویی یک پسر و فیلش است که به دنیایی شگفت وخطرناک وارد شده است.

اودر آثارش سنن داستان گویی شرقی، غربی را با ارائه قصه های بی شماری از زنان، اقلیت ها،مهاجرین، خرده فرهنگ ها،روح جمعی وروح جوانی در هم می آمیزد.نوشته های او فرهنگ های متفاوت وسنن ادبی را رسم می کنند که بازتاب دهنده علاقه ای عمیق به تاریخ، فلسفه، صوفی گری، فرهنگ شفاهی و سیاست های فرهنگی است.چشمان تیزبینش در توصیف طبقات فرودست جامعه استانبول به همراه طنز تلخ کلامش نمایانگر استعدادی خاص بوده وزندگی در جاهای مختلفی مثل مادرید، عمان،آنکارا،بوستون، میشیگان، آریزونا، لندن واستانبول غنای فرهنگی خاصی به آثارش بخشیده است.اوخود را نه مهاجری بین شهرها وکشورها که مهاجری بین زبان ها می داند. حتی معتقد است در کشورش هم با انبانی از واژگان فرهنگ های مختلف بازی می کند. با این همه او وابستگی عمیقی به استانبول دارد که نقش مهمی در آثارش ایفا می کند. درمجموع حس چندفرهنگی وجهان وطنی کار وزندگی اورا هویتی استوار می بخشد. او در مصاحبه با هافینگتون پست ازآرمان جهان وطننانه اش چنین دفاع می کند: “به جای کاستن خودمان به تضادهای دوگانه در سیاست های هویتی نیازمندیم درست برعکس عمل کنیم ودلبستگی ها ووابستگی هایمان را تکثیر کنیم.”

الیف شافاک سیزده کتاب نوشته که نه تای آنها رمان است. او وظایف اجتماعی وآکادمیک مختلفی بر عهده دارد. یک چهره رسانه ای فعال است. ۱۶۰۰۰۰۰تعقیب کننده توییتر دارد. یک مدرس جهانی و عضو موسس روابط خارجی شورای اروپاست. وی عضو هیات داوری جوایز ادبی بسیاری بوده است.

استانبول همیشه بخش مرکزی نوشته های شافاک بوده است.او شهر را به مثابه یک شهر مونث ترسیم می کند و آن را به پیرزنی با قلبی جوان تشبیه می کند که تاابد گرسنه قصه های تازه وعشق های جدید است. او در این مورد اظهار کرده است: استانبول شاید نه به شکلی روشنفکرانه اما به طریقی شهودی به انسان می فهماند که شرق وغرب در نهایت مفاهیمی خیالی اند و می توان از آنها وهم زدایی یا آن را باز آفرینی کرد. شرق وغرب آب وروغن نیستند. آنها می توانند مخلوط شوند و این اتفاق درشهری مثل استانبول به شکلی شگفت، شدید ومدام می افتد.

او در قطعه ای برای بی بی سی نوشت: استانبول مثل یک ماتروشکای رنگارنگ بزرگ است، بازش که می کنی عروسک دیگری در آن می یابی. توبازش می کنی فقط برای یافتن عروسک دیگری در آن.استانبول سالنی از آینه هاست. جایی که هیچ چیز همانی نیست که به نظر می رسد.هنگام سخن گفتن از استانبول باید هوشیار بود.اگر یک چیز باشد که این شهر دوست نداشته باشد، آن کلیشه است.

شافاک اوایل بیست سالگی که دانشجو بودبه صوفی گری علاقه مند شد که طنین آن در آثار وحیاتش تا به حال به گوش می رسد.در «عشق»،ماجرا باعشق مدرنی میان یک یهودی آمریکایی خانه دار ویک صوفی مدرن ساکن آمستردام آغاز می شود.داستان معمولی آنها بر بستری تاریخی رخ می دهدکه علقه روحانی شدید مولوی و شمس تبریزی را روایت می کند.او در مصاحبه ای با گاردین گفت: هرچه بیشتر در باب تصوف بخوانید باید بیشتر بشنوید. زمانی من وابستگی احساسی شدیدی پیدا کردم. وقتی جوان تر بودم علاقه ای به درک جهان نداشتم فقط می خواستم تغییرش دهم با فمینیسم، نیهیلیسم یاحفظ محیط زیست. اما هرچه بیشتر در مورد تصوف خواندم کمتر فهمیدم. زیرا این همان کاری است که تصوف با شما می کند. شمارا به فراموش کردن آنچه می دانید وا می دارد. آنچه که به آن اطمینان زیادی دارید.وشروع می کنید به تفکر مجدد،این بار نه با عقلتان که با قلبتان.

الیف شافاک که خود با دو الگوی متفاوت از زنانگی: مادر مدرن شاغل دانش آموخته دریک سو ومادربزرگ سنتی مذهبی درسوی دیگر بزرگ شد، یک طرفدار برابری زنان و آزادی است. نوشته های او همیشه به اقلیت ها وخرده فرهنگ ها یی مثل پسا استعمار، پسا فمینیسم وبه ویژه نقش زنان در جامعه اشاره دارد. او در شرح حال پس از زایمانش «شیر سیاه» به مادری، نوشتن وهمسری اشاره داشته است جایی که ژانرهای داستانی وغیرداستانی در آن مخلوط می شوند. او راجع به کتاب گفته: به دودلیل نام کتاب را شیر سیاه گذاشتم. اول این که بر افسردگی پس از زایمان دلالت دارد ونشان می دهد که شیر مادر همیشه آن گونه که جامعه دوست دارد بپندارد سفید وصاف نیست. دوم این که فراتر ازآن افسردگی من توانستم الهام بگیرم. فراتر از آن شیر سیاه من توانستم به جوهرها نوعی دیگر اضافه کنم.

او در مصاحبه ای با ویلیام اسکیدلسکی برای گاردین گفت: در ترکیه مردان می نویسند و زنان می خوانند. من دوست دارم این تغییر را ببینم.
او یک مدافع آزادی بیان، حقوق زنان واقلیت هاست. او دربیانیه پن انگلیسی برای اعتراض به فیلترینگ توییتر در ترکیه نوشت: سیاستمداران ترکیه لازم است بفهمند که دموکراسی صرفا کسب اکثریت آرا از صندوق رای نیست. با فاصله بعیدی از آن دموکراسی، فرهنگ همه شمولی،شفافیت، حقوق بشر وآزادی بیان برای همه است. بدون درنظر گرفتن این که آنها به کدام حزب رای داده اند.این واقعیت، هسته دموکراسی است که ترکیه امروز آن را کم دارد.

او در مناظره آزادی بیان وقتی از نقشش به عنوان یک نویسنده پرسیدند گفت:من بیشتر علاقه مندم چیزهای مشابه مشترکی را که داریم نشان بدهم. مثل انسان بودن، واستفاده از سیاره ای واحد، غم ها وشادی های یک سان، بدون افزودن آجر دیگری به دیوار تخیلی که میان فرهنگ ها، مذاهب وقومیت ها بنا شده است.

 

لینک دانلود از سایت رمان بوک :

کلیک کنید

 

جمع آوری و ویرایش این مطلب اختصاصی توسط رمان بوک صورت گرفته و در صورت کپی بدون ذکر و لینک مستقیم به منبع

به کارگروه مصادیق مجرمانه گزارش داده خواهید شد



تصاویر پیش نمایش


کتاب رمان ملت عشق-1

درباره نویسنده

admin 17 نوشته در رمان بوک | دانلود رمان دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *