رمان آقایی که اون باشه
رمان آقایی که اون باشه رمان آقایی که اون باشه

رمان آقایی که اون باشه

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان آقایی که اون باشه
نویسنده
Yektay ashegh & ali.radpoor
ژانر
عاشقانه , تخیلی
ملیت
ایرانی
ویراستار
تیم رمان بوک
تعداد صفحه
82 صفحه
دسته بندی
اگر نویسنده یا مالک 'رمان آقایی که اون باشه' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان آقایی که اون باشه

رمان آقایی که اون باشه

دانلود رمان آقایی که اون باشه اثر Yektay ashegh & ali.radpoor به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با لینک مستقیم

آقایی که ایشون باشه معلومه چی در میاد روایت یه پسر پولدار تهرانی و از خود راضی به نام پاکان ، البته از چشم هاش میشه حس کرد که مرد مهربون و با احساسیه ، اما اینقدر تو ناز و نعمت بزرگ شده ، اینا براش کمرنگ شدن ، اگه من پزشک شخصی ایشونم دوباره اینا رو یادش میارم ...

خلاصه رمان آقایی که اون باشه

خدایا خودت کمک کن!

وقتی رسیدم تهران سریع آدرس آپارتمان مون رو دادم ... من رو که رسوند، با عجله پیاده شدم و رفتم جلو ساختمون که دهنم از تعجب باز موند با چیزی که دیدم!

ماشین پول دارترین پسر تهران جلو آپارتمان ما با کلی محافظ!

سریع رفتم بالا ... صدای داد همسایه ها می اومد ... رسیدن من همزمان شد با داد یکی از محافظا گفت : خفه شین!

نگاه بابا به من که پشت به پاکان ( پولدارترین پسر تهران ) و محافظش بودم افتاد ... پاکان به طرفم برگشت و گفت:

به به ... خانوم شما هم مال این ساختمونی ؟ ماتم برده بود  ... محافظش داد زد : نشنیدی آقا چی گفتن ؟

به آرومی گفتم : مال ... همین جام!

پاکان نیشخندی زد و رو به بقیه گفت : خوب من دیگه میرم ... آپارتمان شما آخرین آپارتمان این منطقه بود که من شخصا اومدم بهتون هشدار دادم!

مجوزش و همه کاراش جور شده و انجام شده ... آپارتمان ها رو تا یه ماه دیگه تخلیه کنین وگرنه هر چی شد پای خودتونه!

و بی هیچ حرف دیگه همراه محافظش رفت و نگاه متعجب من رو روی خودش جا گذاشت!

با دو رفتم پیش بابا و گفتم: بابا جریان چیه ؟ همسایه ها میزدن تو سر خودشون و گریه زاری میکردن که بابا دستم رو کشید و تو خونه رفتیم ... باید تخلیه کنیم!

با گنگی گفتم: چی ؟ بابا کلافه گفت: باید اینجا رو تخلیه کنیم و بریم از این منطقه ... نه ما بلکه تمام ساکنان منطقه ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 دیدگاه

  • Avatar
    نازنین
    20 دی 1399 - 05:24

    این تخیلی نیست😕 ولی توی بخش تخیلی گذاشتینش

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      20 دی 1399 - 17:34

      تشکر چشم