رمان افگار هزاهز
رمان افگار هزاهز رمان افگار هزاهز

رمان افگار هزاهز

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان افگار هزاهز (زخمی هیاهو)
نویسنده
وفا قدیمی
ژانر
عاشقانه، بزرگسال
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
468 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان افگار هزاهز' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان افگار هزاهز (زخمی هیاهو) اثر وفا قدیمی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

فاخته عاشقانه ای پر هیاهو به مدت هفت سال، با فرامرز داشته است. اما پس از سال ها عاشقی کردن با او، به نقطه ای از زندگیش می‌رسد که مجبور به ترک فرامرز می‌شود. حالا پس از چند ماه دوری، آن ها در فضای کاری با هم رو به رو می‌شوند. و در این بین پرده از رازهایی برداشته می‌شود که دلیل جدایی آن ها بوده ست. یک زن، یک جنین چند ماهه و شاید یک نفر سوم ...

خلاصه رمان افگار هزاهز

مشتی که روی میز فرود آمد هیاهوی ذهنم را خاموش کرد. نگاهم چهره‌ی سرخ شده‌ی سهند را کاوید. چشم هایش بیش از حد قرمز و درشت شده بودند این همه خشم از کجا آب می‌خورد؟ زمزمه کرد: شب تا صبح بیدار صبح تا شب سیگار، هفته به هفته غم، ماه به ماه غصه، کم داری یا دیوونه ای؟ خودت دوست داری خودت رو آزار بدی، تمومش کن فاخته خسته‌ ام کردی. درست می‌گفت کم داشتم اما فرامرز را، دیوانه بودم اما دیوانه‌ی فرامرز بودم، خودم را آزار می‌دادم برای فرامرز بود همه چیز مربوط به فرامرز بود. قصد داشتم

تمامش کنم. درست یک ماه بعد از تمام شدن رابطه ام با فرامرز قصد داشتم تمامش کنم اما همین سهند نگذاشته بود. جلویم را گرفته بود همین مرد خشمگین که مدام در زندگی‌ام دخالت می‌کرد، آن جسم سرد را از دستم بیرون کشیده و سیلی محکی به صورتم زده بود. صنم سهند را صدا می‌زد اما او انگشت اشاره اش را رو به روی صورتم گرفت و گفت: تمومش ک... خشمگین از دخالت های بیجایش، دل سوزاندن های بی خودی و حرف های مسخره‌ش دستش را پس زدم و با همه‌ جانی که برایم مانده بود فریاد کشیدم: دست از سرم

بردار سهند ولم کن. قدمی عقب رفت و با صدای آرامی گفت: دارم از دستت دیوونه میشم دختر احمق امروز بابات نگاهش کلا به در بود تا کی می‌خوای ادامه بدی؟ آخ پدرم... آخ پدرم ... چه کرده بودم با دلش؟ با دلم؟ سهند سرش را به چپ و راست تکان داد و زمزمه کرد: حتما باید کارت عروسیش رو برات بفرسته تا دست برداری؟ نگاه خشمگینم را توی صورتش پرت کردم و فریاد کشیدم خفه شو خفه شو. خفه شو. خفه... نفس کم آوردم و سکوت کردم. -برات متاسفم فاخته خودت رو پدرت رو، مادرت رو... قدم دیگری عقب رفت و ادامه داد ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 35,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!