رمان باورم کن
رمان باورم کن رمان باورم کن

رمان باورم کن

دانلود با لینک مستقیم 104 16
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان باورم کن
نویسنده
آرام رضایی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1763 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان باورم کن' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان باورم کن اثر آرام رضایی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

آنید کیان دانشجوی مهندسی کشاورزی، یه دختر شمالی است که کرج درس می خونه، به خاطر توصیه ی یکی از استاد ها که پیشنهاد داده بود که برای بهتر یادگیری درس، بهتره کار عملی انجام بدن و به طور مستقیم روی گل و گیاه کار کنن، بنا به عللی، آنید تصمیم می گیره که به عنوان یه پرستار برای یه خانم سالمند توی یه خونه ی بزرگ که وسط یه باغه کار کنه، با این هدف که بتونه از باغش برای یادگیری رشته اش استفاده کنه، آنید مخصوصا" دنبال خونه ای می گرده که بدون عنصر ذکور باشه و خونه خانم احتشام بهترین جاست، چون سالهاست که بچه های خانم احتشام خارج از کشور زندگی می کنن، همه چیز خوب پیش میره تا روزی که آنید از مرخصی میاد و ...

خلاصه رمان باورم کن

مامان ... مامان... آنید با قیافه ی آشفته و در هم در حالی که مقنه اش و کج روی سرش گذاشته بود، از اتاق بیرون اومد. مامان جون پدر و مادرت جوراب من و پیدا کن ... به خدا دیرم شده ... الانه که بابا جیغ بکشه. مامان: آخه دختر من 100 بار بهت نگفتم وسایلتو سر جاش بذار که راحت بتونی پیداش کنی. آخه چقدر سر به هوایی؟

من الان جورابتو از کجا پیدا کنم آخه ... آنید از گردن مادرش آویزان شد و چشمهاش و ریز کرد و با التماس و صدای بغض کرده گفت: مامان جون قربونت برم از الان گوش می کنم و مرتب میشم ... این یه بارو برام پیدا کن ماشینم رفت ... مادر که دلش به حال دخترک سوخته بود، با لحنی ملایم تر گفت:

خوب حالا خودتو لوس نکن ... دستتم از دور گردنم باز کن که خفه شدم ... تو جا جورابی دیدی؟ آنید با صدایی که کمی شرمساری در آن احساس می شد، خیلی آرام گفت: دیدم اما جورابه تمیز نبود ... همش کثیف بود. مادر سریع به طرف آنید برگشت و با عصبانیت گفت: بازم جورابات و کثیف گذاشتی اونجا؟ مگه بهت نمیگم بشورشون؟ حداقل بده من بندازم تو ماشین ...

باکس دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

21 دیدگاه

  • Avatar
    یاس
    26 آذر 1404 - 21:22

    باتوجه به چیزی که اینجا خوندم و نظرات‌ دوستان رمان خوبیه ولی خب چرا الان نمی‌تونیم دانلودش کنیم؟

  • Avatar
    محیا
    4 بهمن 1402 - 19:08

    اولین رمانی که تو ۱۵ سالگی خوندم و بعد از اون بود که عاشق رمان خوندن شدم. ینی بدون اغراق میتونم بگم بیشتر از ۱۰۰ بار تا حالا خوندمش و خط به خطش حفظم و بعد از ۶ سال هنوزم ذره‌ای از علاقه‌ام بهش کم نشده . قلمت مانا آرام رضایی♡♡

  • Avatar
    یامین
    10 شهریور 1402 - 23:15

    بهترین رمانه

  • Avatar
    رضا
    12 خرداد 1402 - 12:16

    حالا بسم الله🤣🤣🤣🙏🙏🌹🌹

  • Avatar
    پریسا
    4 خرداد 1402 - 23:47

    عالی نیست ،خوبه

  • Avatar
    رمان باز
    24 دی 1401 - 13:34

    چند سال پیش خوندمش چون تعریفشو زیاد شنیدم ولی واقعا به خاصی اون چه که ازش شنیدم نبود

  • Avatar
    Lovely
    7 دی 1401 - 14:27

    جز رمان هایی که چندین بار خوندمش
    خیلی عالیییی

  • Avatar
    پامچ
    21 مهر 1401 - 11:24

    یکی از زیباترین رمان های که خواندم بود،عالی بود آرام رضایی عزیز✌️🌼

  • Avatar
    Atena1994
    29 شهریور 1401 - 00:36

    جزء اولین رمانهایی که خوندم حدود ده دوازده سال. دو سه بار خوندمش قشنگه👏🏻

  • Avatar
    روانی رمان
    25 اردیبهشت 1401 - 17:30

    من وقتی ۱۲ سالم بود این رمان رو خوندم یادش بخیر لپم رو از داخل گاز میگرفتم تا مامانم صدای خندمو نشنوه😂

    • Avatar
      میترا
      7 آبان 1401 - 23:09

      😂😂آخی چقد مرور خاطرات شیرینه☺️

  • Avatar
    Kat
    22 اردیبهشت 1401 - 09:11

    1700 صفحه الکی تو ۵۰۰ صفحه میشد جمعش کرد نصفش متن آهنگ و چرت و پرتای خوددگیری دختره بود صد هزار بار هم این “خلاصه با شوخی و خنده رفتیم فلان” تکرار شده بود یعنی لوووووس لوووووس

    • Avatar
      الهه
      22 تیر 1401 - 08:51

      بنده هم موافقم
      رمان خیلی خیلی خیلی الکیییییی طولانی بود و بعصی از وقایعش واقعا غیر قابل باور بودن

  • Avatar
    نیما
    11 اردیبهشت 1401 - 10:57

    رمان خوبی بود 200 صحفه طو کشید تا باهاش ارتباط بگیرم اما زیبا بود

  • Avatar
    Fati
    15 اسفند 1400 - 16:52

    این رمان خیلی قشنگیه

  • Avatar
    n.s
    8 اسفند 1400 - 15:07

    این رمان از بهترین رمان های ارام رضایی عزیزه . و واقعا ارزش چندین بار خوندن رو داره
    پیشنهاد میکنم اثار دیگه ایشون رو هم بخونید قلم بسیار گیر و زیبایی دارن

  • Avatar
    Nafiseh
    23 بهمن 1400 - 12:20

    این رمان خیلی جذاب بود طولانی هست اما خوب انقد گیرا هست که من خودم تو یه روز همشو خوندم ولی بین این همه رمانی که خوندم ابن واسم جالب بود که توجه نویسنده تو همه نکات داستان بود هم شخصیت های فرعی هم زندگی روزمره شخصیت‌ها هم عاشقانه هاشون و هم خاطره ها و ماجرا ها نمیدونم منظورم و میرسونم یا نه ولی بعضی نویسنده ها اونقد تو بعضی قسمت ها غرق میشن که اونای دیگ انگار سر سری جمع بندی شده ولی اینجا آنقدر همه چی کامل جالب بود بیشتر از همه طنز دلنشینی که داشت من واقعا با این رمان خندیدم

  • Avatar
    زینو
    23 بهمن 1400 - 10:28

    اصلا چی بگم که زبونم از این همه زیبایی قاصره
    چقدر عالی بود و چقدر اخرش عالی تموم شد.
    دست نویسندش طلا که حال دلمونو با این رمان کوک کرد😍

  • Avatar
    شفق
    12 بهمن 1400 - 14:51

    این رمان فوق العاده ست اینقدر خوبه که تو سالی که واسه اولین بار خواندم سه بار خواندم هر از گاهی دوباره میخونم یعنی جوری که همشو حفظم فکر کنم بیشتر از ده بار خواندم البته از جایی که باپسره میرن کلبه تازه موضوع جالب میشه

  • Avatar
    الهام
    22 دی 1400 - 21:59

    این رمان عالیه .خیلی زیبا وخنده داره…من دوسال پیش خوندم

  • Avatar
    Mahla
    19 دی 1400 - 23:40

    زمانی که دبیرستانی بودم این رمان رو خوندم.یادش بخیر موقع امتحانات پایان ترمم بود.یواشکی میخندیدم که مامانم صدامو نشنوه😂
    رمان خیلی قشنگیه.خیلی خنده داره و زیبا توصیف شده همه چیز.
    ممنون از نویسنده عزیز

ارسال دیدگاه