رمان دردانگ
رمان دردانگ رمان دردانگ

رمان دردانگ

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان دردانگ
نویسنده
اسما کرمی پور
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1863 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان دردانگ' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان دردانگ اثر اسما کرمی پور به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

ماهِل دختری اهل سیستان و بلوچستان (که توسط یک گاندو یکی از دستانش را از مچ از دست داده) در یک خانواده ای به دنیا آمده و بزرگ شده که چند همسری برای مردان مشکلی نیست! ماهل با نریمان (مردی که همسرش را طلاق داده و یک دختر دارد) یک مجموعه حیوانات را در شهر خودش بنا کرده و اداره می‌کند، به تازگی دکتری به اسم بالاچ ریگی به منطقه‌ی آنها آمده که به بهانه‌ی ترمیم دست مصنوعی ماهل، قصد نزدیک شدت به او را دارد ...

خلاصه رمان دردانگ

-تا این وقت شب کدوم گوری بودین؟ خاک بر سر من بی غیرت که خودم خونه‌ام و زنم نیست. برگرد همون قبرستونی که تا حالا .بودی. من همچین زنی که ول باشه و کسی ندونه کجاست نمی‌خوام هجوم می‌آورد سمت زهرا که میانشان می‌ایستم و از ترس چشمانم را میبندم سکوت سنگینی شده و فقط صدای گریه‌ی شایان شنیده می‌شود. هیچ اتفاقی نمی‌افتد و من چشمانم را باز میکنم برهان هاج و واج نگاهم می‌کند: فکر کردی می‌خوام رو زنم دست بلند کنم؟ رو مادر بچه ام؟ اینقدر بی وجود و نامردم؟ از حرفش حس عشق و

غرور در دلم سرازیر می‌شود. مرحبا برادر بدون شک اگر به جای برهان، مسعود بود لیلا را کبود کرده بود. بازویم را می‌گیرد و از مقابل زهرا کنارم می‌کشد: بیا کنار ببینم. کجا بودی زهرا؟ شیرین و چرا ول کردی به امون خدا؟ زهرا که هنوز هم بغض دارد، بریده بریده می‌گوید: بی.. مارس.. تان. -چی؟ بیمارستان واسه چی؟ زهرا سر بالا می‌اندازد نمی‌تواند درست جواب بدهد و برهان هم هر لحظه کلافه تر می‌شود. به جای زهرا جواب می‌دهم: شایانو برده بودیم بیمارستان.‌ -برای چی؟ خودم که چند شب پیش بردمش دکتر. نمی‌تونه

شیر بخوره همه‌ش با دهن باز نفس می‌کشه و چون نمی‌تونه شیر بخوره گرسنه است. زهرا بچه گریان را در آغوش برهان رها می‌کند. می‌دود به سمت اتاقشان و صدای های های گریه اش بلند می‌شود. بمیرم برای دلش که مادر است و کاری از دستش برای جگرگوشه اش برنمی آید. -زهرا داره پا به پای این بچه زجر میکشه شایان ناله می‌کند. برهان در آغوشش تکانش می‌دهد: خب این دکتر چی گفت؟ -یه چرک خشک کن قوی تر داد. گفت سه روز دیگه اگر بچه بهتر نشد دوباره ببریمش. -داروشو گرفتین؟ نایلون داروها را به سمتش می‌گیرم ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 35,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!