رمان عاشقانه

رمان رابطه ای اجباری

دانلود رمان رابطه ای اجباری اثر sara

رمان رابطه ای اجباری
رمان رابطه ای اجباری

دانلود رمان رابطه ای اجباری اثر sara با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم

هوا سرد بود بارونم شروع به باریدن کرده بود دستمو تو پالتو پاییزم فرو کردم کلافه باز به خیابون نگا کردم پس مینو کجا موند گوشیمو بر داشتمو برای ۱۰۰مین بار بهش زنگ زدم بازم مشترک مورد نظر خاموش ، باحرص گوشیمو تو کیفم پرت کردم رفتم کنار خیابون تا تاکسی بگیرم اما تو این وقت ظهر تو این منطقه یه تاکسیم رد نمیشد بیخیال تاکسی شدم شروع به راه رفتن کردم زیر لبم شروع به حرف زدن با خودم کردم …

خلاصه رمان رابطه ای اجباری

به سرعت نگامو از صورتش گرفتم … یه دفعه چشمم به بنز افتاد این همونه که منو خیس کرد … با خشم برگشتم طرفش … نگا چیکارم کردی،حالا چجوری این همه راهو برم … دیگه تاکسیم با این وضعم سوارم نمیکنه … میخواستید تو خیابون راه نرید … چههه پرو این … پ رو سر شما راه برم? اخماش تو هم بود بدتر شد …  امد یه قدم جلو … درست صحبت کنید خانم من از قصد که این کارو نکردم، الانم یه کار خیلی مهم دارم باید برم … خواست سوار ماشین بشه که دستشو بی اراده گرفتم … کجا کجا اقا من چجوری برم خونه!

یه نگا به دستم که دستشو گرفته بود کرد دستشو ول کردم … این مشکله شماس دیگه … از حدش گذروند پسر پرووو … وایسااا ببینم عمم که منو خیس نکرده باید منو برسونی … اولش مقاومت کرد بعد با کلافگی به ساعتش نگاه کرد … سوار شو … با خوشحالی که حاصل از پیروزیم بود در جلو رو بازکردمو نشستم … اونم سوارشد صداشو شنیدم که زیر لب داشت غر میزد … کل ماشینم به گند کشیدی …زدم زیرخندیدن … حقته … ادرس … ادرسو بهش گفتم … اوف مسیرم نمیخوره … اول بریم من از خونم چندتا پرونده بردارم بعد شمارو میرسونم!

نخیر اول منو برسونید … با صدا بلند داد زد : من کارم مهمه بخاطر تو فسقله همینجوری دیرم شده … به معنای کامل خفه شدم … ۲۰مین بعد جلو یه خانه ویلایی نگه داشت برگشت طرف من … همین جا بشین تا بیام … سرمو به معنی باشه تکون دادم … یه دستمال از رو داشبرد برداشتمو آینه جلو رو دادم پایین صورتمو داشتم پاک میکردم که با صدا تقیی که به شیشه ماشین میخورد به بیرون نگاه کردم … دوتا زن بودن داشتن میگفتن شیشه رو بده پایین خواستم شیشه رو بدم پایین که دیدم ماشین خاموشه برا همین پیاده شدم … دوتا زنا تا پیاده شدم سریع به طرفم امدن …

فایل جهت ویرایش حذف شد!


اطلاعات رمان رابطه ای اجباری

نام رمان : رابطه ای اجباری
نویسنده رمان : sara
ژانر رمان : عاشقانه
سطح رمان : متوسط
ویراستاران : تیم رمان بوک
تعداد صفحه : 522
با عضویت در کانال تلگرام ، سوپرایز های بهتری دریافت کنید
اگر شما نویسنده این رمان هستید، میتوانید درخواست حذف ارسال کنید

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا