رمان زیبای بی رحم روزاموند هودج (Rosamund hodge)
رمان زیبای بی رحم روزاموند هودج (Rosamund hodge) رمان زیبای بی رحم روزاموند هودج (Rosamund hodge)

رمان زیبای بی رحم روزاموند هودج (Rosamund hodge)

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان زیبای بی رحم
نویسنده
روزاموند هودج (Rosamund hodge)
ژانر
خارجی , عاشقانه , فانتزی , ترسناک
ملیت
خارجی
ویراستار
تیم سایت رمان بوک
تعداد صفحه
710 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان زیبای بی رحم روزاموند هودج (Rosamund hodge)' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان زیبای بی رحم

رمان زیبای بی رحم

دانلود رمان زیبای بی رحم از روزاموند هودج (Rosamund hodge) با فرمت pdf نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

سوپرایز جدید داستان زندگی نیکس است که از زمان تولدش به خاطر معامله احمقانه پدرش نامزد شیطانی شده بود که بر سرزمینش حکومت میکرد به همین خاطر از زمان تولدش برای کشتن او دوره دیده بود، نیکس در تولد ۱۷ سالگی اش همه چیز را رها کرد تا با ایکنیفکس نامیرا و قدرتمند ازدواج کند، برنامه اش اغوا کردن و سپس نابود کردن او و قلعه اش بود اما ایگنیفکس آن چیزی نبود که نیکس انتظارش را داشت، لرد جذاب و عجیب و قلعه که مانند هزار توی متغیری از اتاق های جادویی است او را شیفته خود کرد.حتی اگر بتواند خودش را قانع کند تا دشمن قسم خورده اش را دوست بدارد،چگونه میتواند از انجام وظیفه اش برای کشتن او سر باز زند؟ با گذشت زمان، نیکس باید تصمیم بگیرد که چه چیزی مهم تر است: آینده سرزمینش یا مردی که هیچوقت نباید دوستش داشته باشد ...

خلاصه رمان زیبای بی رحم

من برای ازدواج با یک هیولا بزرگ شده بودم ... روز قبل از عروسی به سختی می توانستم نفس بکشم ... ترس و خشم در معده ام حالت ترشی ایجاد کرده بود ... تمام بعد از ظهر دزدکی در کتابخانه حرکت کردم و دستهایم را روی پوسته چرمی کتاب هایی می کشیدم که هرگز بار دیگر لمس نخواهد کرد ... به قفسه کتابها تکیه کردم و آرزو کردم کاش بتوانم فرار کنم ... کاش بتوانم سر آدم هایی که این سرنوشت را برایم رقم زده اند، فریاد بزنم

به سایه های گوشه کتابخانه نگاه کردم. وقتی من و خواهر دوقلویم آستریا کوچک بودیم، مانند دیگر بچه ها همان داستان را شنیدیم: شیاطین از سایه ساخته شده اند ... برای مدت طولانی به سایه نگاه نکن وگرنه ممکن است یک شیطان از درون سایه به تو نگاه کند ... این مسئله برای ما خیلی وحشتناک تر بود چون معمولا شاهد قربانیان حملات شیاطین بودیم ... دیوانه هایی که جیغ می زنند یا ساکت بودند ...

توجه کنید: سایت رمان ما در جهت ایجاد یک بستر فرهنگی و هنری سالم بر طبق شئونات اخلاقی، فرهنگ خانواده های ایرانی و با احترام به عرف حاکم بر کشور، بنیانگذاری گردید تا بتواند محیطی سالم را برای علاقه مندان به رمان و کتاب فراهم کند و کاملا رفتار و فرهنگ غرب را رد میکنیم و زیبایی و جذابیت داستان دلیل انتشار رمان های خارجی جدید و فوق العاده نابی است که درخواست های زیادی برای رمان خارجی از طرف دنبال کننده هاست و در صورت درخواست نهادهای مربوطه هر رمانی که درخواست بدهند حذف خواهد شد

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 دیدگاه

  • Avatar
    fati
    5 شهریور 1400 - 19:03

    من هنوز کامل نخوندم احیانن سانسور شدست ؟؟؟
    امیدوارم اینطور نباشه . بازم ممنون و خسته نباشید

    • Avatar
      سمیراضرغام پور
      9 شهریور 1400 - 02:19

      بله سانسور شده بود. اما در کل رمان قشنگی بود من راضی بودم

      • Avatar
        Kkkkk
        11 دی 1400 - 19:30

        میشه خلاصش رو بگین؟

  • Avatar
    Donya
    30 مرداد 1400 - 19:33

    سلام من دنبال ی رمان هستم،
    دختره دکتره تو ی کمپ ک میرن از طرف بیمارستان با ی پسره اشنا میشه،
    ی قسمت از رمان هم، تو بار پسره رو میبینه
    بعد از پل سرو تهه اونو اویزون میکنه ،