رمان عاشقانه

رمان سراب بود من بودم و غم

دانلود رمان سراب بود من بودم و غم از سمیه حسینی (ساغر)

رمان سراب بود من بودم و غم
رمان سراب بود من بودم و غم

دانلود رمان سراب بود من بودم و غم از سمیه حسینی (ساغر) با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

کاربران عزیز رمان بوک امروز دنبال کنید داستان زندگی دختری با هوش و استعداد بالا را که زندگی معمولی دارند، اما با مشکلاتی که برای مادرش بوجود می آید ناچار می شود از تحصیل روی برگرداند و به مراقبت از مادرش بپردازد، بعد از مدتی به هاتف پسر صاحب کار پدرش علاقه مند می شود و حاج صفی پسرش را برای ازدواج با نورا در نظر میگیرد، اما هاتف که رویای زندگی در خارج از کشور را در سر می پروراند به شدت مخالفت کرده و …

خلاصه رمان سراب بود من بودم و غم

از کارگاه خیاطی بیرون میزنم و مسیر بازارچه را در پیش میگیرم! بعد از خریدِ مایحتاج به سمتِ خانه حرکت میکنم … وارد خانه که میشوم … چادرم را روی چوب رختی آویزان میکنم و داخل آشپزخانه میروم تا آمدن نیلو یک ساعتی مانده فوری دست به کار میشوم و برای ناهار ماکارانی میپزم مقداری غذا در ظرفی میریزم تا برای پدرم ببرم … کارهایم تمام شده که نیلو با سرو و صدا وارد خانه میشود: سلام سلام من اومدم اهلِ منزل کجا تشریف دارین؟

گلتُون اومد! لبخند میزنم و به استقبالش میروم: چی شده هنوز از راه نرسیده خونه رو گذاشتی رو سرت خوشگل خانم؟! با دیدنم خودش را در آغوشم می اندازد: دوست دارم وقتی میام تو خونه فرشته ی مهربون بیاد به استقبالم همینه که همینجوری داد میزنم و میام … گونه ام را میبوسد و صورتش را از صورتم فاصله میدهد و چشمانش را میبندد و میگوید: چه خوبه که تو هستی نورا وقتی هستی آرامش دارم کاش مامان بود و می دید که دختر بزرگش چه فرشته ای شده.

از بغلم دورش میکنم و به شوخی میگویم: خُبه  خُبه  همه ی کارارو راست و ریست کردم دیگه زبون نریز! … لب بر میچیند: لوس می خندم و میگویم: برو دستاتو بشور تا منم میزو بچینم لبخند میزند: ای به چَشم  الان میام … ناهار را در حالی میخوریم که نیلو مدام از دانشکده و اتفاقاتی که در آنجا افتاده تعریف میکند و …

اطلاعات رمان سراب بود من بودم و غم

نام رمان : سراب بود من بودم و غم
نویسنده رمان : سمیه حسینی (ساغر)
ژانر رمان : عاشقانه
ملیت رمان : ایرانی
ویرایستار رمان : سایت رمان بوک
تعداد صفحه رمان : 845
با عضویت در کانال تلگرام ، سوپرایز های بهتری دریافت کنید
اگر شما نویسنده این رمان هستید، میتوانید درخواست حذف ارسال کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
دانلود بهترین رمان ها دانلود رمان عاشقانه