رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد
رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد

رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد
نویسنده
نگار.ق
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
2221 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد اثر نگار.ق به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

-حق من اين نبود... همون طور كه به ميز قديمي تكيه داده بود، گفت: حق رو به من و تو نميدن. فله‌اي ميدن جونم. ما هم فله‌اي حساب كرديم. -فله‌اي؟ -واسه همين واسه شما ارزون‌تر در اومد. خدا بده بركت. پوزخند درجا نقش بست: بركتم داره؟ -معلومه كه داره. عرق جبينه‌ها. حلال‌تر از حلال ...

خلاصه رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد

بطري آب رو از یخچال برداشت و سرکشید. لباس سياه رنگ رو از تن کند و گوشه اي انداخت. تلفن رو باز چك كرد. خبري نشده بود! لعنتي خبر بده دیگه! تك چراغ روشن هالوژن رو هم خاموش کرد و روی کاناپه ولو شد. سرش رو روي دسته‌ي مبل گذاشت و پاها از اون سر بیرون زد. خونه‌ كوچك رو توي تاريکي از نظر گذروند و تنها یک پوزخند زد. کنترل رو برداشتو تلوزيون كوچك رو روشن کرد. نور تلوزیون چشمش رو زد و زیرلب فحشي داد. شبکه ها رو بالا و پایین کرد و وقتي چيز جالبي پيدا نکرد، فحش ديگري داد. شاید بهتر بود

چشم ها رو می‌بست و چند دقيقه اي به دنياي خيال سفر مي‌کرد. چشم ها داشت گرم می‌شد که ویبره‌ي گوشي باعث شد درجا هشیار شه و تيز روي مبل بشينه با دیدن اسم پرویز لبخند آروم آروم روي لب هاش جا گرفت. پیام رو باز کرد:  داداش بيداري؟ بدون فوت وقت شماره اش رو گرفت. صداي شنگول پرویز از الو گفتنش هم مشخص بود: الو داداش؟ _خوش خبر باشي آقا پرویز. -خوش خبرم داداش خیالت تخت. -دستت درست حل شد؟ -حل شد، ولي با چه مکافاتي حل شدا. اين رابطم راضي نمي‌شد که انگاري غريبه رو زیاد

بینشون جا نميدن تو هم که قربونش برم هفت پشت غریبه بودي. -مگه همه رو مي‌شناسن؟ -بعضیا آشنان بعضیام غریب آشنا! به هر حال آشناي يكي هستن. و خودش به حرف خودش خندید. -الان رضایت داده دیگه؟ -داد داداش راه نمیومد ولي راه آوردمش. اول از درد و مشکلاي پولیت گفتم، بعدم زور بازوت، نمه نمه نرم شد. -دمت گرم. -فدايي داري ایشالا که هم تو به یه نون و نوایی برسي و بزني به زخمات هم من يه چيزي دستمو بگیره. شيتيل ما رو که یادت نمیره داداش؟ -هست حواسم. غمت نباشه. خيلي مردونگي كردي پرویز ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 40,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!