رمان عروس کاغذی
رمان عروس کاغذی رمان عروس کاغذی

رمان عروس کاغذی

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان عروس کاغذی
نویسنده
هانی زند
ژانر
عاشقانه، ازدواج اجباری
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1431 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان عروس کاغذی' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان عروس کاغذی اثر هانی زند به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

اعلا بالاجبار خانواده به خواستگاری ترانه می‌رود، او از ترانه می‌خواهد که مخالفت خود را اعلام کند، اما ترانه که عاشقِ اعلاست و به این امید که او را نیز عاشق خود میکند، فرصت را غنیمت شمرده و جواب بله می‌دهد! اما امشب که مراسم ازدواجشان می‌باشد قصر رویاهایش بر سرش آوار می‌شود و می‌فهمد که اشتباه کرده است و ...

خلاصه رمان عروس کاغذی

ماشین را کامل متوقف کرد و با حرکت چشم به خانه پدری اش اشاره کرد.طبقه دوم. خانه ای که جهاز یک نوعروس در آن چیده و برای یک زندگی آماده شده بود. -به جهنم اعلا کاویان خوش اومدی خانم مشایخ. وقتی تلخ میشد صدایش جور دیگری به گوش می‌رسید. یک جور آوای آزاردهنده بود. به صدای دیو قصه پریان شبیه بود. همان صدای نحسی که در کودکی مادر بزرگش برایش قصه اش را می‌گفت و دخترک هربار تا خواب رفتن برای خودش تصورها کرده بود. چه می دانست یک روز در اوج جوانی خودش پری کوچک غمگینی

خواهد شد و به دام اکوان دیو خواهد افتاد. چند نفری از جوان ها از ماشین ها پیاده شدند. در سمت راننده باز شد. عمو و عموزاده ها بودند با صورت هایی غرق در خنده... -بیا پایین شاه دوماد... اعلا به ترانه اشاره زد. -اجازه ما دست فرمانده است! انگار کسی به قلب ترانه خنجر تیزی فرو کرد و قلبش را تا انتها درید. اعلا بازی را شروع کرده بود. -اجازه هست برم خانومم...؟ حتی نمی‌دانست باید چه جوابی بدهد. صدای خنده مردها به آسمان رفت. -زن ذلیل!! اعلا دستی به پشت سرش کشید. -زن گرفتم که یه عمر نوکریشو بکنم دیگه ...

برم زندگی؟ عموی کوچک اعلا تا گردن سرش را داخل ماشین آورد. -عروس، بیاد؟ شوکه خندید. -این.. این چه حرفیه. اعلا سرش را کج کرد و دل ترانه هزار بار بیشتر خون شد. -برم عشقم؟ -برو.. گفت و دوباره دهانش کج و کوله شد. عموی اعلا پشت گردنش کوبید. -بیا زن ذلیل... همان طور که پایین می‌رفت صدای سرخوشش به گوش رسید: من کوچیکتم عمو شب اولی حال ندارم تو کوچه بخوابم.. دست اعلا را کشیدند و مقابل ماشین دورش حلقه زدند. ترانه بی حس و حال تنها به چشم‌ های اعلا نگاه می‌کرد. تنها او بود که راز این چشم ها را  ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 48,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

اشتراک در
اطلاع از
guest
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
رزا
رزا
2 سال قبل

خوب بود.از یک تا ده نمره ۷ رو میگیره.قلم و روند داستان هردو خوب و طبیعی بود.ممنون