رمان فصل های نخوانده عشق
رمان فصل های نخوانده عشق رمان فصل های نخوانده عشق

رمان فصل های نخوانده عشق

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان فصل های نخوانده عشق
نویسنده
سنا قیصری پاک
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
3520 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان فصل های نخوانده عشق' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان فصل های نخوانده عشق اثر سنا قیصری پاک به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

پیام بعد از شکست در رابطه و عشق، سعی در فراموش کردن گذشته اش دارد، ولی دیگر اعتماد کردن و عاشق شدن برایش سخت شده است، برای همین زمانی که با اصرار مادرش برای ازدواج روبه رو می‌شود، ریش و قیچی را دست خودشان می‌سپارد و هیچ دخالتی نمی‌کند، مادرش برای او یکی از اقوام را که در روستا زندگی می‌کند (شانا) خواستگاری می‌کند که اخرین باری که پیام شانا را دیده ده سال می‌گذرد ...

خلاصه رمان فصل های نخوانده عشق

سپیده دم بود که چشمان سوزناک از گریه های ممتدش با رفتن روی تخت و افتادن پلک هایش روی هم آرام گرفت اما خواب خیلی مهمان چشمانش نماند. آلارمی که بیدار باش هر روز صبحش برای رفتن به بیمارستان بود زنگ زد. جمعه بود می‌توانست چند ساعتی بیشتر بخوابد اما کارهای که برای انجام دادند داشت خوره شد و به جانش افتاد تا خواب به چشمش نیاید اما مهمتر از همه دلش برای دیدن پیام پر می‌کشید. با چشمان کاملا بسته از تخت پایین آمد. کورمال کورمال حوله اش را برداشتو به حمام رفت. تنها چیزی که

می‌توانست خواب از سرش بپراند شوک آب سرد بود. شیر آب را باز کرد و منتظر گرم شدنش نماند. نفسش چند ثانیه زیر آب سرد قطع شد و قلبش از تپش افتاد اما ارزشش را داشت. چشمانش باز شد و وقتی از حمام بیرون آمد کاملا سرحال بود برای اینکه مزاحم خواب شایان نشود بی سر و صدا قهوهای دم کردو نوشید. لباس پوشید. آرایش کرد و موهای که به زور باد سشوار خشک شده بودند همانطور که پیام دوست داشت بالای سرش بست انگار تنها چیزی که از علاقمندی های پیام می‌دانست همین بستن موها بود برای

دوماه نامزدی چیز خیلی افتضاحی بود می‌توانست چیزهای بیشتری از پیام بداند. اما فاصله بود بین توانستن تا خواستن او هیچوقت نخواسته بود وقت زیادی برای پیام بگذارد. حالا که فکر می‌کرد می‌دید بیشتر وقتش در این دوماه صرف فکر کردن به خاطرات سه سال گذشته‌ اش و چرایی خیانت محسن شده. ساعت ده بود که از خانه بیرون زد تا چهارسو برای خرید موبایل رفت برای روز جمعه انتظار داشت پاساژ خلوت باشد اما انگار گذر روز تعطیل آن اطراف نیفتاده بود که تمام مغازه ها مثل روزهای عادی مشغول به کار بودند ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 35,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!