رمان من پروانه ی سمت راستی ام زهره گروهی
رمان من پروانه ی سمت راستی ام زهره گروهی رمان من پروانه ی سمت راستی ام زهره گروهی

رمان من پروانه ی سمت راستی ام زهره گروهی

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان من پروانه ی سمت راستی ام
نویسنده
زهره گروهی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
253 صفحه
دسته بندی
اگر نویسنده یا مالک 'رمان من پروانه ی سمت راستی ام زهره گروهی' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان من پروانه ی سمت راستی ام

دانلود رمان من پروانه ی سمت راستی ام اثر زهره گروهی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

این داستان نمونه ایست از ناهنجاری های خانوادگی و اینکه چطور یک انسان به خاطر خودخواهی و اشتباهات دیگران آنقدر آسیب می بیند که زندگی خود و عزیزانش را به ورطه ی نابودی می کشاند. نامش فرخنده است؛ زنی که رنج ها و حسرت هایش را به دوش کشیده و همیشه در معرض قضاوت دیگران قرار گرفته است. او به قدری غرق در این حقارت هاست که با انحطاط زندگی خود و اطرافیانش نثری که می خوانید را رقم زده...!

خلاصه رمان من پروانه ی سمت راستی ام

فرخنده توی رختخواب غلت میزد و دلش نمی خواست از جاش بلند شه، به دیشب فکر میکرد به دعوای سختی که با حمید داشت؛ رفته بود توی اتاق و محکم دررو بهم زده بود! با خودش میگفت: اینقدر فهمیدنش سخته؟ دلم میخواد خوشحال زندگی کنم، این چه عیبی داره؟ از وقتی یادش میومد، سراین موضوع با برادرش در حال جنگ بود؛ حالا هم با حمید!

همینطور که به روبرو خیره شده بود، چشمش افتاد به پروانه های خشکی که توی قاب بودند. وقتی حمید بچه بود «فافا» اونها رو بهش هدیه داده بود؛ او عاشق قاب پروانه ها بود! فرخنده با خودش گفت: خوش به حال اونها، بال دارن و پرواز میکنند، هرجا که دلشون بخواد میرن و کسی منتظرشون نیست!

تمام دیشب رو با این فکرها گذرونده بود؛ آفتاب همه جا پهن شده بود و از کنار پرده کشیده شده نورخورشید، روی آیینه میز توالت افتاده بود و انعکاسش روی دیوار روبرو، گل های کاغذ دیواری رو روشن کرده بود، یک نوار باریک با گلهای صورتی براق، رنگ گلی که امشب میخواست کنار موهاش بزنه!

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!