رمان اجتماعیرمان عاشقانهرمان غمگین

رمان میراث من عذاب

دانلود رمان میراث من عذاب اثر سحر منصور

رمان میراث من عذاب
رمان میراث من عذاب

دانلود رمان میراث من عذاب اثر سحر منصور با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم

بعضی وقت ها حرف های یک ایل آدم نمی تونه اون رو از پا بندازه، گاهی توی دعوا می تونی حریف پنج نفر بشی و تن به تن جلوشون در بیای اما خبر نداری کاری که یه ایل نتونستن بکنند یه زن با یه کلمه حرف می تونه انجام بده، اون هم فقط با یه کلمه حرف، حرفی که دنیا رو روی سرت خراب می کنه …

خلاصه رمان میراث من عذاب

مامانم و حاج خانوم که جلومون ایستادند؛ مسیر نگاهم شکسته شد و نگاهم رو از امیرحسام گرفتم و به چشم های مادرم که اشک توشون حلقه زده بود و شاید منتظر یه تلنگر کوچک بودند تا روی گونه اش سرازیر بشه، نگاه کردم … مامانم بدون مکث بغلم کرد و دستهاش رو، دور شونه ام حلقه کرد … کینه ای نبودم! اما نتونستم، مثل خودش بغلش کنم یا دستهام رو دور کمرش حلقه کنم …

مگه نه این که مادر غمخوار بچه هاشه؟ پس چرا اون زمانی که بهش احتیاج داشتم، به جای این که کنارم باشه جلوم وایستاد و توی دهنم زد که لالمونی بگیرم که لام تا کام حرفی نزنم که بشم عروسک خیمه شب بازی این جماعت که مثال دارند در حقم مردونگی می کنند … مردونگی! … پوزخندی که روی لب های برجسته و ترک خورده ام ظاهر شد، دست خودم نبود … این جماعت با سوزندن روحم مردونگی کردند.

مگر همیشه مادرم نمی گفت؛ می شه در دروازه رو بست اما نمی شه دهن این جماعت رو بست؟ پس چرا گفتند که اگه خونه ی پدرم برگردم با حرف مردم چه کنند! یا خواستگارهام مرهای هم سن آقاجون می شن! که دختری که بارخت سفید خونه شوهر می ره؛ با کفن باید بیرون بیاد … من که گفتم ازدواج نمی کنم … من که گفتم قلم پاهام رو می شکونم و می
شینم سرجام و اسم شوهر نمی یارم…

مادر سرش رو کنار گوشم فرو برد و نفسی گرفت … صداش بغض داشت اما نمی دونم چرا بغض صداش دلم رو نمی لرزوند … مادر به فدات … اخم و تخم نکن، شگون نداره … این مرد که کنارت وایستاده، الان شوهرته پس کمی ملاحضه کن …

این رمان اولین بار در سایت رمان بوک منتشر شد که به درخواست نویسنده حذف شد، رمان جدید هنجار شکن و رمان عطر خوش عاشقی دیگر رمان های وی هستند


اطلاعات رمان میراث من عذاب

نام رمان : میراث من عذاب
نویسنده رمان : سحر منصور
ژانر رمان : غمگین , اجتماعی , عاشقانه
سطح رمان : متوسط
ویراستاران : تیم رمان بوک
تعداد صفحه : 1443
با عضویت در کانال تلگرام ، سوپرایز های بهتری دریافت کنید
اگر شما نویسنده این رمان هستید، میتوانید درخواست حذف ارسال کنید

نوشته های مشابه

‫۳ نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن