رمان کاواک (سافل) کیمیا صباغ

رمان کاواک (سافل)
دانلود رمان کاواک (سافل) از کیمیا صباغ به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم
کاواک (سافل) رمان جدیدی که روایتگر دختری بیست و سه ساله به اسم پریزاد شاه عبدالهی را بازگو می کند که در یک شب زمستانی ربوده و به اجبار گرفتار یک مرد پنجاه ساله میشه، پریزاد دختری پربغض که دچار بیماری ایدز میشه، این در حالی که پریزاد شش ماه بارداره و برای حفظ ابروی خانوادش به اجبار با مردی که توانایی راه رفتن نداره ازدواج می کنه ...
خلاصه رمان کاواک (سافل)
پوزخندی زد، نتوانست خودش را کنترل کند و گفت: می دونم که نوچه هات خبر اوردن برات! ... نیاز نیست خودت رو بزنی به کوچه ی علی چپ! ... حتما اینم میدونی که نزول کردم ... : فنجان قهوه اش را به لب هایش نزدیک کرد و گفت: خب! ... این پا و اون پا نکن، یه کلوم (کلام)حرفت رو بزن دختر ... چشمانش را روی هم فشرد، اشعه ی خورشید از پنچره ی بزرگ
عمارت بر چشمانش می تابید، از جایش بلند شد. پرده ی سفید رنگ را کشید و همان طور که پشتش به حاج علی بود گفت: پول لازمم، ندم می افتم هلوفدونی!
جرعه ای از قهوه ی تلخ اش نوشید و گفت میگی چیکار کنم؟! خوب میدونی که یه قرون جلوت نمی ندازم ... گوشه ی پرده را رها کرد، چشم از ماشین های لوکس و گران قیمت حاج علی برداشت ... بی جان و خسته به سمتش برگشت، حینی که نزدیک میشد زمزمه کرد: پسرته حاجی ... فنجان را روی میز گذاشت و گفت: بود، پسرم بود!
سعی کرد مظلوم ترین رویش را نشان حاج علی دهد ... برگی دستمال گرفت، رو به روی حاج علی ایستاد و دستمال را روی ل*ب هایش کشید ... ما*تیک قرمز را از ل*ب هایش پاک کرد و گفت: هفت میلیون! بده، آدم میشم ... نیشخندی زد، در چشمانش خیره شد و گفت: پریزاد، معرکه نگیر ... سر جایش نشست، نگاهش را به تفاله ی قهوه ی ته فنجان داد و
گفت ...
نکته: رمان رایگان فعلی به تازگی پارت بندی ان تمام شده و امیدواریم از دانلود رایگان رمان از سایت رمان بوک لذت برده باشید



لطفا رمانای با کیفیت بهتر بزارید اصلا خوب نبود از ده تا یکی و دوتا رمان خوبه