کتاب دوست خانواده 
کتاب دوست خانواده  کتاب دوست خانواده 

کتاب دوست خانواده 

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب دوست خانواده
نویسنده
فیودور داستایوفسکی
ژانر
ادبیات داستانی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
334 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب دوست خانواده ' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب دوست خانواده اثر فئودور داستایوفسکی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

فئودور داستایوفسکی در کتاب دوست خانواده، اتفاقاتی را که در دهکدۀ استپانچیکوو برای خانواده عمویش اتفاق می‌افتد را بازگو می‌کند. ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیت‌های داستان است. سوررئالیست‌ها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های داستایفسکی ارائه کرده‌اند. اکثر داستان‌ های وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی‌ است عصیان زده، بیمار و روان‌ پریش ...

خلاصه کتاب دوست خانواده

عموی من. باید اعتراف کنم که ترسیده بودم به مجرد اینکه به استپانچیکوو رسیدم رؤیاهای رومانتیک من ناگهان خیلی عجیب جلوه گر شدند. ساعت در آن موقع ۵ بعدازظهر بود. جاده از کنار ملک اربابی می‌گذشت مجدداً بعد از یک غیبت طولانی باغ بزرگی که دوران طفولیتم را در آن گذرانده بودم و بعداً هم اغلب درموقع اقامت در مدارس شبانه روزی آن را در رؤیا می‌دیدیم مشاهده کردم از درشکه پایین جستم و از داخل باغ به طرف خانه رفتم خیلی دلم می‌خواست بدون اطلاع قبلی وارد خانه شوم و سراغ

عمویم را بگیرم و قبل از همه با او صحبت نمایم. همین کار را هم کردم پس از عبور از خیابانی که دو طرفش درخت ليمو ترش سالخورده کاشته شده بود به طرف ایوانی که از آنجا شخص می‌ توانست از یک در شیشه‌ای وارد اتاق های داخل ساختمان شود، رفتم. ر اطراف ایوان تپه گل وجود داشت و با گلدان های قیمتی که در آن گل کاشته شده بود آرایش یافته بود در اینجا به یکی از نوکران یعنی گاوریلای سالخورده که زمانی از من پرستاری می‌کرد و اکنون پیشخدمت مخصوص عمویم بود، برخورد کردم گاوریلا

عینک به چشم داشت و در دستش یک کتاب خطی دیده می‌شد که آن را به دقت می خواند. او را سه سال پیش در پترزبورگ (وقتی که همراه با عمویم آمده بود دیده بودم اش). لذا همین که مرا دید شناخت با فریاد شادی او شروع کرد به بوسیدن دست هایم و در حالی که این کار را می‌کرد عینکش از روی بینی اش بر زمین افتاد ولی چون به دنبال گفتگوی اخیر خود با باهچه یف ناراحت شده بودم، در آغاز با سوءظن به کتاب خطی که گاوریلا در دستش داشت نگریستم. از پیره مرد سئوال کردم: گاوریلا این چیست؟

دیدگاه کاربران

اشتراک در
اطلاع از
guest
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها