دلنوشته پرده پوشی نگاه
دلنوشته پرده پوشی نگاه دلنوشته پرده پوشی نگاه

دلنوشته پرده پوشی نگاه

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان پرده پوشی نگاه
نویسنده
مهسا میر حسن پور (MahsaMHP)
ژانر
عاشقانه، اجتماعی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
13 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'دلنوشته پرده پوشی نگاه' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان پرده پوشی نگاه اثر مهسا میر حسن پور (MahsaMHP) (نویسنده انجمن رمانبوک) به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

آن‌ سوی پرده‌ی نگاه، بی‌شک زیباست. واقعه‌ها که رنگ می‌گیرند، روشن می‌شوند و به ناامیدترین شکل ممکن، در ذهن ما نقش می‌بندند. من، دستانم را بر روی چشمانش قرار می‌دهم تا در آن‌سوی پرده‌ی نگاه، زیبایی‌های محیر از آنِ جسم و روحش شود ...

خلاصه رمان پرده پوشی نگاه

سردی حسرت در چشماناش آشوب می کنند چشمانش را در حدقه می‌چرخاند و تلخندی میزند... حسادتی که دریای چشمانش را یخ میزند، سیاهی که دنیایش را فرا میگیرد راه همواری که در پیچ و خماش همواری را دفن می کند ترس و واهمه ای که در وجودش جوانه میزند همه سرچشمه از یک نگاه سوزناک هستند. سرچشمه اشان تنها همان حرف های ملامت است. لب هایم را به گوشش نزدیک میکنم: - خوشحال شد. نیازی نیست واقعیت را

بگویم آن سوی پرده نگاهش جهانش را می‌سازد. ساعت ها بنشینم و به قلبت فکر کنم برای من می کوبد؟ برای من؟ چند وقتیست در لغت نامه ام "من" کم رنگ شده و "تو" رنگت را بر همه ی کلمات ،پاشیدی، همه ی کلمات رنگ "تو" را دارند... تو از آن که دستانم چشمانت را گرفته، واخواهی نمیکنی؟ و من خودرأیم و به خود می‌قبولانم که پشیمان نیستی. تو این را به حساب همان جمله بنام بگذار. - تعشق نظرم را ضریر ساخته بی پروا، زمزمه می

کنند و گیتی‌ امان را دگرگون می سازند. قفل زبانی که مدت هاست شکانده اید ضمانتی که فرسنگ ها از آن فاصله دارید آرامشی که تباه ساختید، ولعی که خون را در رگ هایتان می جوشاند تمنای قلب که مغزتان را چنگ میزند... بسنده نیست، توصیف ها مانده تا قضاوت را بگویم و به رختان بکشانم در گوشش زمزمه میکنم: گاه سکوت می کنند به حجت حرف هایی که ندارند. به راستی چه زیبا میشد اگر عوض قضاوت سکوت می کردند ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 دیدگاه

  • Avatar
    شایان
    24 دی 1402 - 23:26

    سلام،بنظرم اگه این قسم از داستانا رو بزارین داستان کوتاه بهتره تا رمان