رمان طلایی تر از آفتاب
رمان طلایی تر از آفتاب رمان طلایی تر از آفتاب

رمان طلایی تر از آفتاب

دانلود با لینک مستقیم 9 5
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان طلایی تر از آفتاب
نویسنده
نازنین هاشمی نسب (نویسندهای انجمن)
ژانر
تراژدی، عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
13 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان طلایی تر از آفتاب' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

- اگه من یه‌ روزی نباشم، چی‌ میشه؟
+ نگو حتی فکر کردن بهش، قلبم رو به درد میاره.
- بگو، می‌ خوام بدونم.
+ تو به‌ غیر از آغوشم، حقّ رفتن به‌ جای دیگه‌ ای رو نداری.

خلاصه رمان طلایی تر از آفتاب

+ اگه اذیتت می‌ کنه همه رو پاره کن.

اگه می‌ تونستم که به‌ جای عکس‌ هاش، دیوارای این خونه رو خراب می‌کردم اما خب...

+ اما خب چی؟

هنوز به ندیدنِ خنده‌ هاش، به ندیدنِ چشم‌ هاش عادت نکردم.

هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌‌ کردم.

+ فکر چی رو؟

این‌که تو آسمونِ شب دنبال خورشیدم بگردم.

+ چرا دلواپسی؟ خب منتظر صبح باش.

نمی‌ تونم یعنی... الان تو آسمونِ کدوم آدمه!

نمی‌ دونستم یه موضوع کوچیک، می‌ تونه انقدر بزرگ بشه.

+ از چی حرف می‌زنی؟

از لبخندهام... دلم خیلی براشون تنگ شده.

+ اما الان که لبخند روی لباته.

می‌خندم اما، قلبم دیگه همراهِ لبخندهام نیست. می‌ دونی؟ این خنده‌ها دیگه هیچ فرقی با گریه نداره.

این کارا یادت باشه.

+ کدوم کارا؟ اشتباهی کردم؟

تو جنایت کردی.

+ داری منو می‌ ترسونی.

با اون چشم‌ هات من رو کشتی، آخه جنایت از این بزرگ‌تر؟

+ تو این زندگی به خیلی چیزا مدیونم.

مثلاً چی؟

+ به خودم... می‌ دونی من هرکاری کردم، به هر دری زدم نتونستم خودم‌ رو شاد نگه دارم.

ولی تو همیشه سرزنده‌ای، من همیشه شاد دیدمت.

+ به خودم مدیونم که برای حفظ ظاهر خندیدم و درونِ پر از دردم رو با خنده، سرکوب کردم.

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!