رمان گوتیک مکزیکی
رمان گوتیک مکزیکی رمان گوتیک مکزیکی

رمان گوتیک مکزیکی

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان گوتیک مکزیکی
نویسنده
سیلویا مورنو گارسیا
ژانر
ترسناک
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
405 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان گوتیک مکزیکی' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان گوتیک مکزیکی اثر سیلویا مورنو گارسیا به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

وقتی «نوئمی تابوئادا» نامه ای را از طرف دخترعمویش «کاتالینا» که تازه ازدواج کرده، دریافت می‌کند، به عمارتی در مناطق روستایی مکزیک می‌رود تا اطلاعات بیشتری را در این باره به دست آورد. شرایط نامطلوب این عمارت دورافتاده و وضعیت نابسامان «کاتالینا»، باعث شوکه شدن «نوئمی» می‌شود. وقتی همسر انگلیسی «کاتالینا» یعنی «ویرجیل»، و همینطور پزشک خانواده یعنی «دکتر کامینز» پاسخ هایی مبهم به سوالات «نوئمی» می‌دهند، او با «فرانسیس» دوست می‌شود: کوچکترین فرزند پسر در عمارت ...

خلاصه رمان گوتیک مکزیکی

وقتی نوئمی دختر کوچکی بود و کاتالینا برایش قصه های جن و پری می‌خواند همیشه به جنگلی اشاره می‌کرد که هانسل و گرتل خرده نان هایشان را آنجا ریختند. یا شنل قرمزی با گرگ روبرو شد. نوئمی در شهری بزرگ رشد یافته بود و تا این اواخر آن جنگل‌ها برایش مکان‌هایی واقعی که می‌توانست روی نقشه‌ای جهان نما پیدایشان کند نبودند. خانواده اش تعطیلات را در وراکروز در خانه مادربزرگ و کنار دریا سپری می‌کردند و هیچ خبری از درختان بلند نبود حتی بعد از اینکه بزرگ شد تصویری که از جنگل در ذهن داشت مثل همان نقاشی‌های کتاب قصه‌های بچگی‌اش بود

با همان طرح‌های کلی زغال چوب و پاشش رنگ‌های روشن وسط جنگل. مدتى طول کشید تا متوجه شود قطار وارد جنگل و راهى ال تريونفو شده، شهری واقع در حاشیه کوه هایی مرتفع پوشیده از گل‌های رنگارنگ وحشی که در احاطه انبوه درختان کاج و بلوط قرار گرفته است. نوئمی گوسفندانی را می‌دید که در اطراف پرسه میزدند و بزهایی که بی باکانه از دیواره‌های عمودی صخره ها بالا می‌رفتند. نقره سبب شده بود این منطقه ثروتمند شود، اما چربی حاصل از بدن این حیوانات که به وفور در این منطقه یافت می‌شدند چراغ معادن را روشن می‌کرد. مناظر این

منطقه بسیار زیبا بود هرچه قطار جلوتر می‌رفت به ال تریونفو نزدیکتر می‌شد و منظره روستانی بیش از بیش تغییر می‌کرد نظر نوئمی نیز به همان اندازه در مورد این ناحیه عوض می‌شد. دره هایی باریک و عمیق زمین را شكافته و تپه ماهورهایی ناهموار در دور دست‌های آن سوی پنجره ظاهر می‌شدند جویبارهای زیبایی که تبدیل به رودخانه هایی نیرومند و جاری می‌شدند و می‌توانستند هر کسی را طلسم کرده و به سمت خود کشند، پائین کوه‌ها، کشاورزان راهی مزارع و بیشه زارهای یونجه بودند اما محصولات کشاورزی زیادی به چشم نمیخورد فقط بزهایی که ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 دیدگاه

  • Avatar
    مریم
    3 شهریور 1404 - 17:41

    واقعا مزخرف بود و اصلا هم ترسناک نبود وقتتون با این رمان مزخرف هدر ندید