رمان کنج عطر کلمات
رمان کنج عطر کلمات رمان کنج عطر کلمات

رمان کنج عطر کلمات

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان کنج عطر کلمات
نویسنده
سحر مرادی
ژانر
عاشقانه، خانوادگی، اجتماعی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1888 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان کنج عطر کلمات' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان کنج عطر کلمات اثر سحر مرادی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

رادمهر مباشر مقدم برای گریز از گذشته‌ ای که سهمی جز رنج و خاطره‌ های زخم‌خورده برایش نداشت، از همه‌چیز برید. در سال آخر چشم‌پزشکی، درست وقتی فقط یک قدم تا دکتر شدن فاصله داشت، انصراف داد و به دنیای عطرها پناه برد؛ به ساختن و فروختن رایحه‌هایی که خیال می‌کرد می‌توانند مرهم روح خسته‌اش باشند و زخم‌های کهنه‌ اش را آرام کنند. اما بعضی خاطره‌ها با هیچ عطری محو نمی‌شوند. فراموش کردن دختر چشم‌سبزی که روزی تمام دنیایش بود، برای رادمهر ناممکن بود. او نمی‌دانست همان آدم‌های بی‌رحمی که عشقش را از او گرفتند، این‌بار با چهره‌ای تازه دوباره سر راهش سبز خواهند شد. آشنایی با دختری تازه، همه‌چیز را پیچیده‌تر کرد؛ دختری که هم‌خون همان کسانی بود که کینه‌شان هنوز در دل رادمهر زنده بود. چشمان او همان رنگی را داشت که رادمهر سال‌ها از یاد بردنش عاجز بود. غافل از اینکه دل بستن دوباره برای رادمهر نه ممکن بود و نه بی‌هزینه. نزدیک شدن به او تاوانی داشت؛ تاوانی سنگین، آن‌قدر سنگین که می‌توانست تمام غم‌های انباشته این سال‌ها را به شکلی بی‌رحمانه تلافی کند.

خلاصه رمان کنج عطر کلمات

نمی‌دانم چرا حس کنجکاوی‌ام دست از سرم برنمی‌داشت. بدون هیچ مقدمه‌ای گفتم: – تو این مدتِ کم، هر بار دیدمت جز رنگ مشکی نپوشیدی؛ دلیل خاصی داره؟ گوشی‌اش را خاموش نکرد. نگاهش بالا آمد و جوابم را داد: – یه انتخاب شخصیه! از لحنش جا خوردم و پشیمانی از سؤالی که کرده بودم، دست‌هایم را مشت کرد. منو را بی‌اختیار بستم و مثل او گوشی‌ام را روشن کردم. – چی می‌خوری؟ برای این که متوجه به‌هم‌ریختگی‌ام نشود جواب دادم: – سالاد یونانی. منو را باز کرده و بالاخره داشت نگاهش می‌کرد که باز پرسید: – دیگه؟ بی‌اهمیت به نگاه کردنش کوتاه گفتم: -هیچی. سرش را بالا گرفت و نگاهم را از رویش برداشتم. با خودم که تعارف نداشتم، لحن سنگین و تلخش به غرورم برخورده بود و تا با خودم حلش نمی‌کردم، نمی‌توانستم عادی باشم یا لبخند بزنم. – ناراحت شدی؟ بدون جواب شانه بالا انداختم و گفت: – پس انتخاب سالاد، یعنی آره، ناراحت شدم! لب‌هایم را روی هم فشار دادم و باز حرفی نزدم که او بیشتر گفت: – ولی من حسابی گرسنمه… نرسیدم ناهار بخورم.

از این که تو روبه‌روم بشینی و فقط سالاد بخوری هم خوشم نمی‌آد… نیلا. اسمم را که صدا زد، چیزی توی سینه‌ام تکان خورد یا شاید هم چیزی به سینه‌ام کوبیده شد. با همان لحن گرم و صدای بمش ادامه داد: – به نظرم دخترایی که جای قهر کردن حرفشونو می‌زنن خیلی جذابترن، حتی اگه بحث یا دعوا بکنن. انگشت‌هایم را روی شقیقه‌ام فشار دادم: – سرم یه‌هو گیج رفت! – بشین تا یه چیز شیرین بیارم بخوری. پلک‌هایم را بستم و نفس عمیقی کشیدم تا از شتاب و التهاب سینه‌ام کم شود. رها با لیوانی شربت برگشت و صدای رادمهر «اَه»ی بود که به خودم و وجودِ دوباره‌ی او داشتم. – نگفتم سنگینه؟ درست روی صندلی‌ای نشسته بودم که او کنارم بود. لیوان را از دست رها گرفتم و یک نفس سر کشیدم تا دهانم برای جواب دادن به او بسته بماند. نمی‌فهمیدم چرا امشب هر جا می‌رفتم، بود! از این‌که خودش را دانا و عقل‌کل حساب می‌کرد و سعی داشت حس کودن‌بودن به من القا کند، حرصم گرفته بود! رها که از چیزی خبر نداشت، رو به عمویش گفت: – از صبح هر کاریش کردم چیزی نخورده.

پلک‌هایم را دوباره بستم و هوا را با مکث به ریه‌ام کشیدم. صدایش را این بار آرام‌تر و نزدیک به گوشم شنیدم: – معده‌ی خالی دو تا جامو می‌خواستی بری بالا؟ بی‌حوصله از شنیدن متلک‌هایش بازدمم را بیرون فرستادم و پلک‌هایم را بیشتر روی هم فشار دادم تا برنگردم و «به تو چه»ای نثارش کنم، اما انگار میان آن هوای سنگین و عطرهای مختلف مولکول‌های هوا آغشته به عطر رزماری و چوب شده بودند. با لذت و کنجکاوی عمیق‌تر نفس کشیدم و بی‌اختیار ردِ بویش را که در هوا به جا مانده بود گرفتم. چنان مسخِ رایحه‌اش شده بودم که تا به خودم آمدم نوک بینی‌ام به چیز سفتی برخورد کرد. هراسان و دستپاچه چشم باز کردم و تار و پودِ سیاه کتش صفحه‌ی تاریک مقابلم شد؛ گند زده بودم! تنها راهی که در آن وضعیت به ذهنم رسید، سرفه‌کردن بود. فوری سرم را از نزدیک بازویش عقب کشیدم و سعی کردم به روی خودم نیاورم. ته مانده‌ی شربتم را سر کشیدم و برای این که فرصت دیگری برای حرف‌هایش به او ندهم، با صدای کردن رها ایستادم.

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 38,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!