رمان منظومه احساس
رمان منظومه احساس رمان منظومه احساس

رمان منظومه احساس

دانلود با لینک مستقیم 2 1
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان منظومه‌ احساس
نویسنده
مرضیه اخوان نژاد
ژانر
عاشقانه، انتقامی، درام
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
489 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان منظومه احساس' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان منظومه احساس اثر مرضیه اخوان نژاد به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

طاها پسری زخم خورده است که با نقشه وارد زندگی طناز دخترِ ساده دل و معصوم می‌شود دختری که جرمش، داشتن پدری بی قید است، پدری که باعث مرگ مادر و پدر طاها شده! و حالا طاها با ریختن آبروی طناز باعث رانده شدن او از خانه می‌شود و ...

خلاصه رمان منظومه احساس

روبه رو خانه‌ای ایستاده بودم که صاحبش نابود کننده زندگیم بود خیلی دلم می‌خواست الآن از خانه خارج شود تا با آخرین سرعت ماشینم زیرش بگیرم مردک عوضی! با باز شدن در زل زدم به کسی که از خانه خارج شد یک دختر جوان که کلاسوری در دستش داشت. کوله اش را روی شانه‌اش مرتب کرد و راه کوچه تا خیابان اصلی را پیش گرفت به نظر می‌رسید دختر همان عوضی باشد. آرام استارت ماشین را زدم و پایم را تا آخرین حد روی گاز فشار دادم ماشین با شتاب از جایش کنده شد و به سرعت حرکت کرد. درست لحظه ای که نزدیک بود به شخص مورد نظرم بزنم دختر به

سمتم برگشت و وحشت زده نگاهم کرد. نفهمیدم در چشم هایش چه بود که من را جادو کرد سریع ترمز کردم و درست در یک قدمی‌ اش ماشین متوقف شد. دختر در حالی که نفس نفس میزد گفت: چیکار می‌کنی آقا؟ سریع موضع خودم را حفظ کردم و سرم را از پنجره بیرون آوردم و بااخم گفتم: کوچه رو چرا توقیف کردی بکش کنار تا رد شم. دختر خودش را کنار کشید زیرلب گفت: طوری میگه انگار ماشینش رو با خیابون خریده. با پوزخند ماشین را حرکت دادم و به سرعت تا سرکوچه رفتم. خیلی عصبی بودم با عصبانیت رو فرمان کوبیدم و گفتم: لعنتی چرا زیرش نکردی؟ فکری به ذهنم

رسید یاد حرف عمه ام افتادم که همیشه زیر گوشم میگفت: مادرت یک نمک به حروم بود اگه مامانت برای اون مرتیکه قر و ناز نمی‌آورد، اون مرتیکه چه جوری می‌اومد سراغ مادرت؟  چه قدر از این حرف عمه لجم می‌گرفت به مادر من دست درازی شده بود ولی مادرم را خیانت کار می‌دانستند. حالا نوبت من بود که انتقام بگیرم پس چرا به روش همان مرتیکه عمل نکنم؟ آن مرد مادرم را بی آبرو کرد، من هم همان بلا را سر دخترش می‌آورم. این بهترین انتقام بود. لبخندی زدم و به سمت خانه ام حرکت کردم از الآن باید یک نقشه حساب شده می‌ریختم. نابودی دخترش مساوی بود با نابودی خودش ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!