رمان تقاطع
رمان تقاطع رمان تقاطع

رمان تقاطع

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان تقاطع
نویسنده
بهاره حسنی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
784 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان تقاطع' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان تقاطع اثر بهاره حسنی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

سارا به دلیل فوت شدن پدر و مادرش با دخترخالهی مادرش که چهار تا پسر دارد زندگی می‌کند. در سن ۱۶ سالگی این پسرها سارا را اذیت و آزار می‌رسانند تا حدی که مادرشان برای جلوگیری از وقایع بدتری پسرها را به خارج از کشور می‌فرستد. بعد از سال ها که به این ایران می‌ایند و ...

خلاصه رمان تقاطع

آهسته از اشپزخانه سرک کشیدم بیرون روی مبل های راحتی درون سالن دو مرد دیگر هم نشسته بودند. یکی از آنها را به سرعت شناختم بهمن زمانی که ایران را ترک می‌کرد دیگر مرد شده بود. حالا هم بزرگ ترین در بین آنها نشان داده می‌شد. پیراهن سفید مردانه همراه با کراوات به تن داشت کتش را روی دسته مبل کنار دستش گذاشته بود. کراواتش آبی آسمانی بود و به شدت به رنگ چشمانش می‌آمد. موهای سیاه پر کلاغی اش، برخلاف برادرش، به خوبی اصلاح شده بود. بینی اش که در در زمان نوجوانی شکسته بود را

هنوز عمل نکرده بود و چشمانی که شاید کمی از برادرانش آرام تر بود و بیشتر شبیه به چشمان فرشته بود. ولی باز هم آن حالت زیبا و آرامش بخش چشمان فرشته را نداشت. یک پایش را روی پای دیگرش انداخته بود و با برادر دیگرش که سعی کردم حدس بزنم کدام است، آهسته صحبت می‌کرد. برادرش که کنار دستش نشسته بود، مرا دید. اخم کم رنگی روی پیشانی اش نشست که باعث شد توجه بهمن هم به طرف من جلب شود. -بزرگ شدی. خندیدم: شما هم. لبخندی گوشه لبش آمد. رابطه ما پر از پیچیدگی بود.

پر از ابهام ابهاماتی که نه من و نه هیچ کدام از ماها آن را درک و کشف نکرده بودیم شاید همین باعث شده بود که ما بیشتر و بیشتر از هم دور شویم بهمن سرش را بلند کرد و به من و برنا نگاه کرد اما چیزی نگفت برخاست و به طبقه بالا رفت. برنا و دانش هم چند دقیقه بعد یکی یکی برخاستند و به اتاق های قدیمشان رفتند نگاهی به اطراف کردم. او نبود. راحتی خیالی که از بابت نیامدن او پیدا کرده بودم، وصف ناشدنی بود. همیشه این حس در من وجود داشت که فرشته از جریاناتی که پیش آمده بود با خبر بود ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 46,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 دیدگاه

  • Avatar
    هانی
    16 فروردین 1403 - 20:41

    سلام میشه مشکل منو برطرف کنید ،این رمان را چندشب پیش خریدم ولی سایت یکهو از دسترس خارج شد و لینک کتاب برام نیامد ، میل هم زدم ولی پاسخی دریافت نکردم

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      25 فروردین 1403 - 12:57

      تعطیلات بود، ارسال شد
      پریدن از سایت و قعطی اینترنت مشکل شخصیتون بوده نه سایت دوست عزیز

  • Avatar
    smalove
    10 بهمن 1402 - 14:54

    رمان قشنگی بود ممنونم

  • Avatar
    سید محمد
    24 خرداد 1402 - 20:54

    رمان نسبتا خوبیه

  • Avatar
    M. G
    23 مهر 1401 - 07:50

    داستانو دوست داشتم. خوب بود