رمان اجباری

  • Photo of رمان یادت بیار منو اعظم فهیمی

    رمان یادت بیار منو اعظم فهیمی

    رمان پیشنهادی این لحظه داستان زندگی دختری به نام سلما است که به خاطر عزیزترین شخص زندگی اش دست به انجام کاری می زند که باعث دگرگون شدن آینده اش می شود و ماجرای زنی که با قرار دادن او در تنگنا، مجبور به ازدواج با همسری می کند که…

    بیشتر بخوانید »
  • Photo of رمان عشق در این شهر غیر قانونیست

    رمان عشق در این شهر غیر قانونیست

    با ما باشید با رمان جدید دیگری از زندگی دختری به نام ‍گلاب که سالها عاشق پسر خاله اش بوده و باهم بودند، اما یک روز گلاب را ترک می کند و گلاب هم که باردار بود چیزی نمیگوید و بچه اش را در خفا به دنیا می آورد، حالا…

    بیشتر بخوانید »
  • Photo of رمان اغوا نازنین محمد حسینی

    رمان اغوا نازنین محمد حسینی

    ما را دنبال کنید با داستانی از دل این سرزمین، قصه دخترانی که راه را به بیراهه می روند و زندگی هایی از دل شهر های بزرگ، خانواده هایی درگیر در زندگی ماشینی، داستان زندگی نیوشا دختر بیست ساله ای که در سیزده سالگی ...

    بیشتر بخوانید »
  • Photo of رمان حوالی چشمهایش توقف ممنوع

    رمان حوالی چشمهایش توقف ممنوع

    هم اکنون داستان تانیا دختری مظلوم و با قیافه ای عروسکی و زیبا را برایتان محیا کرده ایم که طبق رسم و رسوم خاندانش، بعد از مرگ شوهرش کیان تصمیم به ازدواج با برادرشوهرش می گیرد و ...

    بیشتر بخوانید »
  • Photo of رمان جدال عشق و غیرت شایسته نظری

    رمان جدال عشق و غیرت شایسته نظری

    کاربران عزیز همینک داستانی واقعی از زندگی دختری به نام راز را می خوانید که به اجبار با مردی اخمو و ترش رو ازدواج می کند، دست بر قضا شب خواستگاری متوجه می شود این مرد همان استاد بداخلاقش است که او را مشروط کرده، راز بعد از ازدواج همچنان…

    بیشتر بخوانید »
  • Photo of رمان عشقم باش اعظم فهیمی

    رمان عشقم باش اعظم فهیمی

    همینک داستان جذاب دختری به نام سلما است که در عمارت بزرگی پیشخدمت می باشد و به درخواست خانم عمارت باید همسر دوم مردی جذاب و خشن شود و برای او فرزندی بیاورد، او که مجبور بود شب هایی را با پیمان خلوت کند، کم کم متوجه می شود این…

    بیشتر بخوانید »
  • Photo of رمان یغما

    رمان یغما

    همینک داستانی زندگی زنی به نام یغما را معرفی میکنیم که برای انتقام پس از شش سال به ایران برمی‌گردد، به عمران و هامون نزدیک می‌شود و تنها سلاحش دلبری‌های زنانه‌ای است که خوب یاد گرفته از آن استفاده کند، غافل از این‌ که این دلبری‌ها باعث می‌شود تا عمران…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن