رمان پناه سیاوش
رمان پناه سیاوش نوشته نسترن آبخو، داستانی اجتماعی و عاشقانه است که روایتی از فداکاری، مسئولیت پذیری و تلاش برای تغییر سرنوشت را به تصویر می کشد.
خلاصه رمان پناه سیاوش
داستان درباره پسری جوان و با غیرت به نام سیاوش نیکزاد است که در سال آخر دبیرستان تحصیل میکند. سیاوش برخلاف هم سن و سال هایش که دغدغه ای جز درس ندارند، بار سنگین مسئولیت خانواده را به دوش می کشد. پدر سیاوش درگیر اعتیاد است و حضور موثری در خانواده ندارد و مادرش نیز بیمار است. او همچنین دو خواهر به نامهای نازگل (که ازدواج کرده و زندگی سختی دارد) و ستاره (که دچار معلولیت در ناحیه پا است) دارد.
سیاوش برای تأمین مخارج زندگی و داروهای پدر و مادرش، مجبور است در یک تعمیرگاه مکانیکی کار کند و همزمان تلاش میکند تا درس بخواند و در کنکور موفق شود. روزهای سخت زندگی سیاوش با کار و درس و تحمل رفتارهای پدرش میگذرد، تا اینکه مسیر زندگی او با یک پیشنهاد کاری تغییر میکند.
او با خانواده ای ثروتمند به نام تاجیک آشنا میشود. دختر این خانواده، شادی، به سیاوش پیشنهاد میدهد که برای کار به کارخانه پدرش برود. ورود سیاوش به این محیط جدید و آشنایی اش با افرادی مثل رحمان (نگهبان کارخانه) و برادرزاده اش آرام (که مادرش او را پناه صدا میزد)، فصل تازهای را در زندگی او رقم میزند. در این میان، احساسات و عاشقانه هایی پاک شکل میگیرد که سیاوش را بر سر دو راهی ها و چالش های جدیدی قرار می دهد.
شخصیتهای اصلی:
سیاوش: پسری محکم، حامی خانواده و با اراده.
پناه (آرام): دختری که وارد زندگی سیاوش میشود و نقش مهمی در تحولات روحی او دارد.
خانواده تاجیک: صاحبان کارخانهای که سیاوش در آن مشغول میشود.
این رمان روایتی است از تلاش برای ساختن آیندهای بهتر در میان انبوه مشکلات و پیدا کردن "پناهی" برای خستگیها.



دیدگاه کاربران