رمان آخرین شعله شمع پریسا غفاری
رمان آخرین شعله شمع پریسا غفاری رمان آخرین شعله شمع پریسا غفاری

رمان آخرین شعله شمع پریسا غفاری

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان آخرین شعله شمع
نویسنده
پریسا غفاری
ژانر
عاشقانه , هیجانی
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
915 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان آخرین شعله شمع پریسا غفاری' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان آخرین شعله شمع

رمان آخرین شعله شمع

دانلود رمان آخرین شعله شمع از پریسا غفاری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

ما را دنبال کنید با داستان زندگی دختر جوانی به نام ترلان که تحت کفالت دایی و زن دایی اش است سالیان دراز به همراه خواهرش، به دلیل برخی ابهامات و سختی ها قصد جدایی می کند و نخواسته درگیر بازی مردی می شود که مدتهاست با هذفی خاص او را تحت نظر دارد، سه کلمه کلیدی در این رمان ایثار، عشق و تنهایی است و با ما همراه باشید ...

خلاصه رمان آخرین شعله شمع

با بی میلی به سمتم اومد ... نگاهم زوم اون تیله های نامهربون توی صورتش بود ... انگار دنبال حرفهایی می گشتم که خودمو مستحقش می دونستم ... پیش پیش پب سرزنش اطرافیان بودم ... شاید به همین خاطر همه حرکاتش به نظرم ملامت بود و شماتت ... حتی رنگ روشن چشمهاش هم انگار از آتش نفرت درونش تلولو گرفته بود!

دستشو زیر بازوم انداخت و گفت:کارهای ترخیصتو همون وکیله برات انجام داده ... یه ماشینم پایین منتظرته که برسونتت خونه ت... اشتباه نمی کردم ... لحن سرد و یخی اش تنم رو می لرزوند ... دستم رو کنار کشیدم و روی دمپایی های آبی اتاقم سر پا شدم ... خودم می تونم ... چه عجب! به سمت در خروجی رفت ... معطل نکن ... باید اتاقو خالی کنی!

زیر لب غرید: حیف ..حیف آدمایی که سلامتیشون معطل پول پرستایی مثل اینند! ... با من بود! شنیدم! درو نبست، کوبید!
زحمت کلمه کمی بود برای تلاش نفس گیرم ، وقتی خودمو به وسایل داخل کمد رسوندم و لباسمو عوض کردم ... وقتی اون صورتی روشن بدن نما رو از تنم کندم و اون بافت دونه درشت قهوه ای رو به تنم کردم ... به تنم زار می زد ... یعنی در عرض دو روز اینقدر کم حجم شده بودم یا فقط یه توهم بیمار گونه بود ...

توجه کنید: رمان اخرین شعله شمع درخواستی بوده و در تیر ماه 94 در انجمن نودهشتیای قدیمی پایان یافت و در شهریور همان سال در سایت اصلی نودهشتیا منتشر شد، که فایل اصلی این رمان برایتان بارگزاری شده است

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 دیدگاه

  • Avatar
    الهام
    28 شهریور 1402 - 12:04

    واقعا رمان زیبا و دلنشینی بود صبر و استقامت شخصیت رمان عالی بود دختر داستان واقعا الگو بود خیلی خوشم اومد

  • Avatar
    الهه
    28 مهر 1401 - 07:21

    عالی و پر از درک و آموزه…با قلمی عالی

    • Avatar
      الهه
      28 مهر 1401 - 07:23

      بنده امتیاز ۵ میخواستم بدم ولی روی ۱ ستاره ثبت کرد…در هر حال وظیفه دونستم اینجا اصلاح کنم…عالیییی بود

  • Avatar
    عاطفه
    12 تیر 1400 - 20:20

    بسیار جذاب بود. متن روان و قلم توانمند جذابیت رمان را زیاد کرده بود. ممنون از نویسنده عزیز.