رمان قمار به شرط چشمانت
رمان قمار به شرط چشمانت رمان قمار به شرط چشمانت

رمان قمار به شرط چشمانت

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان قمار به شرط چشمانت
نویسنده
badri
ژانر
عاشقانه , جنایی
ملیت
ایرانی
ویراستار
تیم سایت رمان بوک
تعداد صفحه
267 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان قمار به شرط چشمانت' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان قمار به شرط چشمانت

رمان قمار به شرط چشمانت

دانلود رمان قمار به شرط چشمانت اثر badri به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

قصه زندگی دختری نوزده ساله به اسم بهاره که برای فراهم کردن هزینه های زندگی خودش و مادرش پی کار میگرده ، اما هیچ کار درخور پیدا نمیکنه ، یک روز که بهار همراه همکلاسی هاش به کوه نوردی میره ، یکی از اون ها بهش طرح کاری رو میده و بهار نطلبیده وارد گروهی قمارباز میشه ...

خلاصه رمان قمار به شرط چشمانت

بهار وارد زندگی تجمالتی آدم هایی به مشهود خوشبخت و بی مشغله میشه ، اما این تنها ظاهر ماجراست و با پذیرفتن این کار اتفاقاتی توی زندگی بهار میوفته ... خوب و بد! اتفاقاتی که روزی حتی تو خواب هم نمیدید و با آدم هایی با شخصیت های متمایز آشنا میشه ... خوب و بد!

شخصیت های این رمان آدم هایی با زندگی ها و سرگذشت های متفاوت هستن که سرنوشت شون به طرز عجیبی بهم گره خورده ...

پوفی کشیدم ، حوصلم خیلی سر رفته بود ، نگاهم به اون طرف اتاق کشیده شد و روی چهره مهربون مامانم ثابت موند ... مثلهمیشه در حال دوخت و دوز بود ... خیاطیش حرف نداشت و واسه همین هم از ما بهترون همیشه برای پارتیا و جشنای وقت و بی وقتشون بهش سفارش لباس میدادن.

مامان با دقت مشغول دوختن یقه لباس بود ... به چشماش نگاه کردم ، قرمز و خسته بودن ، بلند شدم و به سمتش رفتم ، من رو که دید لبخندی روی لبای قشنگش نشست! منم معطل نکردم و رفتم پیشش و سرش رو بوسیدم ، خسته نباشی مامان جون ... سالمت باشی دخترم.

کنارش نشستم و ب*و*س*ه ی دیگه ای به گونش زدم! لباس رو به آرومی از تو دستاش بیرون کشیدم کشیدم و اون طرفگذاشتم ، ب*و*س*ه ای به دستای خستش ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!