کتاب جادوی نظم
عنوان | کتاب جادوی نظم |
نویسنده | ماری کندو |
ژانر | خودیاری، توسعه فردی، سبک زندگی |
تعداد صفحه | 88 |
ملیت | خارجی |
ویراستار | رمان بوک |
دانلود کتاب جادوی نظم نوشته نویسنده ماری کندو pdf بدون سانسور
عنوان اثر: جادوی نظم
پدید آورنده: ماری کندو
ژانر: خودیاری، توسعه فردی، سبک زندگی
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار در دانلود رمان : مرداد 1404
شمارگان صفحات : 88
معرفی کتاب جادوی نظم
کتاب جادوی نظم: هنر ژاپنی خلوتسازی و سازماندهی، تالیف ماری کندو، کتابی ساده و در عین حال تاثیرگذار است که به بهبود زندگی شما کمک خواهد کرد. وقتى منظم کردن خانهتان را به اتمام برسانید، زندگى شما به طورى چشمگیر تغییر خواهد کرد. وقتى طعم داشتن خانهاى مرتب را بچشید، زندگى پر نشاطى خواهید داشت. دیگر هرگز به حالت به همریختهى سابق باز نخواهید گشت. این همان چیزى است که را جادوى نظم مىنامیم.
خلاصه کتاب جادوی نظم
۱ چرا نمىتوانم خانه ام را مرتب کنم؟
اگر شیوه درست را نیاموزید، هرگز نمىتوانید خانه خود را مرتب کنید
وقتى به اشخاص مىگویم که حرفه من آموزش نظم به دیگران است، اغلب با نگاههاى حیرتزده روبهرو مىشوم. بىدرنگ پس از شنیدن حرف من مىپرسند: «آیا درآمدى هم کسب مىکنى؟» و در ادامه حرفشان باز مىپرسند: «آیا مردم براى چگونگى مرتب بودن به آموزش نیاز دارند؟» درست است، زمانى که مدارس انواع کلاسها را، از آشپزى گرفته تا طریقه پوشیدن کیمونو، از یوگا گرفته تا مراقبه ذن، برگزار مىکنند، آموزش چگونگى نظم و ترتیب تا این اندازه سؤال برانگیز است. دستکم در ژاپن پندار مردم بر این است که نظم به آموزش نیازى ندارد، بلکه مردم، به خودى خود، نظم و ترتیب در خونشان است و چگونگى آن را مىدانند. مهارتهاى آشپزى در خانواده ما از نسلى به نسل دیگر واگذار مىشود. مادران شیوه آشپزى را به دخترانشان مىآموزند؛ اما به نظر مىرسد که نظم را کسى به دیگرى آموزش نمىدهد.
به دوران کودکى خود فکر کنید که براى بى نظمى اتاقمان با اعتراض پدر و مادر روبه رو بودیم؛ اما چند نفر از پدر و مادرها چگونگى منظم بودن را به ما آموزش داده اند؟ آنان فقط از ما انتظار داشتند که اتاقمان را مرتب کنیم؛ در حالیکه خودشان هم هرگز آموزش ندیدهاند، که باید چگونه منظم باشند. وقتى نوبت به نظم مىرسد آنچه را مىدانیم، که خود آموخته ایم. آموزش دادن چگونگى نظم و ترتیب نه تنها در خانه، بلکه در مدرسه فراموش شده است. وقتى به کلاس هاى اقتصاد خانه، در گذشته، فکر مىکنیم بیشتر ما به یاد چگونگى پختن همبرگر می افتیم، به یاد این مىافتیم که چگونه با چرخ خیاطى کار کنیم و یک پیشبند براى خودمان بدوزیم؛ اما در مقایسه با آشپزى و خیاطى زمان بسیار اندکى به نظم داده مىشود.
با آنکه در کتابهاى درسى به این موضوع اشارههایى شده است، بازهم بىتوجه از آن مىگذریم، یا مطالعه آن را به فرصت شب در خانه موکول مىکنیم و بیشتر، مطالب خوراک و سلامتى را مىخوانیم. در نتیجه حتى کسانى که در رشته خانهدارى درس خواندهاند و فارغ التحصیل شدهاند نمىتوانند خانه خود را مرتب کنند.
خوراک، لباس و مسکن نیازهاى اولیه هر انسانى است. از این رو مىتوانیم انتظار داشته باشیم که محل زندگى ما به اندازه آنچه مىخوریم و آنچه مىپوشیم اهمیت داشته باشد. با این حال در بیشتر جوامع به چگونگى نظم بهایى داده نمىشود؛ زیرا فرض بر این است که مهارت نظم با تجربه به دست مىآید؛ بنابراین نیازى به آموزش ندارد.
آیا کسانى که در مقایسه با دیگران سال هاى بیشترى را براى نظم صرف کرده اند، منظم تر اند؟ پاسخ منفى است. بیست و پنج درصد از شاگردان من زنان پنجاه ساله اند و بیشترشان بیش از سى سال خانه دارى کرده اند؛ اما آیا در مقایسه با زنانى که بیست سالگى خود را مىگذرانند بهتر خانههایشان را مرتب مىکنند؟ نه، خلاف آن درست است. بیشترشان سالها از روشهایى اشتباه استفاده کردهاند. زمانى که ما شیوه نظم دهى را نیاموختهایم چگونه مىتوانیم مرتب و منظم باشیم. اگر شما هم چگونگى نظم و ترتیب را نمىدانید، مأیوس نشوید. اکنون، زمان یادگیرى است. با مطالعه روش کن مارى، که در این کتاب آن را توضیح داده ایم، مىتوانید از دور باطل آشفتگى در منزل نجات یابید.
نیازى به بازگشت به شرایط نخستین نیست
«وقتى احساس مىکنم که مکان زندگى ام به شدت نامرتب است، مرتب کردن و پاکسازى اش را آغاز مىکنم؛ اما هنوز چیزى نگذشته که مىبینم به شرایط قبلى بازگشته ام.» این شکایتى همیشگى است و پاسخ مجله این است: «سعى نکنید همه خانه خود را یکباره مرتب کنید. اینگونه، به حالت آغازین خود بازمىگردید. عادت کنید که محل سکونت خود را مرتب کنید.» خانواده من سه فرزند داشت و من فرزند میانى بودم و با آزادى هاى فراوانى تربیت شدم. مادرم سرگرم خواهر تازه متولد شده ام بود. برادرم، که دو سال از من بزرگتر بود، همواره به تلویزیون چسبیده بود و بازى هاى ویدیویى مىکرد. در آن زمان پنج ساله بودم و بیشترین زمانم را در خانه مىگذراندم و به تنهایى بازى مىکردم. به مطالعه مجله هایى درباره خانه و شیوه درست زندگى علاقه داشتم.
مادرم اشتراک مجله اسى را داشت و موضوع این مجله دکوراسیون داخلى بود و درباره نظافت خانه و نظم بخشى به آن مطلب مىنوشت. بىآنکه حتى مادرم متوجه شود، آن را از صندوق پستى خانه برمىداشتم و پاکتش را پاره مىکردم و خواندن مطالب مجله را آغاز مىکردم.
در راه، از مدرسه به خانه، به کتابفروشى مىرفتم و مجلات خوراک هاى ژاپنى را ورق مىزدم؛ البته نمىتوانستم همه کلماتش را بخوانم؛ اما این مجلات، با عکسهاى رنگىاى که از خوراک هاى تهیه شده چاپ مىکردند، براى من، به اندازه بازىهاى ویدیویى برادرم، جذاب بود. تلاش مىکردم از راهنمایى هاى آنها استفاده کنم؛ براى مثال اگر مطلبى درباره صرفهجویى در برق مىخواندم فورى تلاش مىکردم که این روش سفارش شده را رعایت کنم، هرچند هنوز نمىدانستم چیزى به نام کنتور برق وجود دارد.
- انتشار : 08/06/1404
- به روز رسانی : 08/06/1404