کتاب گامبی وزیر
داستان این کتاب خواندنی و هیجان انگیز در دههی 1960 شروع میشود؛ زمانی که دختری هشت ساله به نام بت هارمون به یک پرورشگاه میرود تا در آنجا بماند؛ چرا که مادرش در اثر تصادف با اتومبیل کشته شده است. بت که کودک ساکت و آرامیست توجه شجاعترین و قدبلندترین دختر پرورشگاه جولین را به خود جلب میکند و با هم دوست میشوند. دختر یتیمی است که تبدیل به قهرمان شطرنج میشود اما در مسیر موفقیت خود با مشکلات و موانع بسیاری روبرو میشود. این نابغه که با اعتیاد نیز دست و پنجه نرم میکند تنها به شطرنج میاندیشد و برای بهترین بودن در آن، هر کاری انجام میدهد! بر اساس این رمان جذاب و پرتعلیق سریالی هم ساخته شده که به شهرت آن و خالقش کمک بسیاری کرده است. سریالی به همین نام با اقتباس از کتاب ساخته شده است.
خلاصه کتاب گامبی وزیر
خانم دیردورف گفت: «میبینم که دو ماه دیگه سیزده سالت میشه، الیزابت.» «بله خانم.» بت روی صندلی پشتصافی روبهروی میز خانم دیردورف نشسته بود. فرگوسن او را از سالن مطالعه آورده بود. ساعت یازده صبح بود و بیش از سه سال میشد که بت به این دفتر نیامده بود. خانمی که روی مبل نشسته بود با خوشرویی گفت: «دوازدهسالگی واقعاً سن فوقالعادهایه!»
ژاکت آبیرنگی روی لباس ابریشمیاش پوشیده بود. اگر آنهمه رژ نمیزد و موقع حرف زدن آنهمه دهانش را مضطربانه تکان نمیداد، زنی نسبتاً زیبا میشد. کنار دستش مردی هم نشسته بود که کتوشلوار دوتکۀ خاکستریرنگی همراه با جلیقه به تن داشت. خانم دیردورف حرفش را ادامه داد: «الیزابت توی همۀ درسهاش قویه. توی روخوانی و ریاضی هم شاگرد اول کلاسه.»
خانم گفت: «آفرین! چه خوب! من اصلاً ذهنم واسۀ ریاضی کار نمیکرد.» سپس رو به بت کرد و با لبخندی از ته دل گفت: «من خانم ویتلی هستم.» این حرف را با لحنی زد که انگار داشت اطلاعاتی محرمانه را میگفت. مرد گلویش را صاف کرد و چیزی نگفت. انگار حوصله نداشت آنجا باشد.



دیدگاه کاربران