رمان تهران نمیخندد

عنوانرمان تهران نمیخندد
نویسندهمنیر کاظمی
ژانرعاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحه302
ملیتایرانی
ویراستاررمان بوک

دانلود رمان تهران نمیخندد اثر منیر کاظمی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

رمان درباره یک زن مطلقه به نام خاطره است که یک دختر نوجوان به اسم ارغوان دارد، داستان اصلی، درگیری هایی‌ است که این مادر و دختر با هم دارند و اینکه برای ارغوان یه اتفاقی می‌افتد که شوکه کننده است …

خلاصه رمان تهران نمیخندد

به عکس هایی که کاربری به نام شهراد میرفتحی فرستاده نگاه می‌کنم. پسر است. تنها توصیفی که به ذهنم می‌رسد. از همان توصیفاتی که اگر فرهنگ اینجا بود و می‌شنید رو ترش می‌کرد. “خاطره تا کی این فکرهای عهد بوقی رو نگه می داری؟” از نظر او همه انسان بودند و از نظر من آدم ها به چهار دسته تقسیم می‌شدند. دختر، زن، پسر و مرد. فاصله‌ی این گروه بندی را مرز نازک ازدواج مشخص می‌کرد. عکس ها پسر جوانی را نشان می‌دهد که به گفته‌ خودش سی و هشت ساله است اما از نظرمن به زحمت می‌تواند سی

را پر کرده باشد. خوش تیپ است موهایش پر پشت و هنوز رد زندگی آنقدرها به صورتش خط نینداخته است خوب است اما نه برای من حتی نمیتوانم فکرش را بکنم که با پسری کوچک تر از خودم بگردم. فکر نزدیک شدنش به زندگی ام در حالی که دختری حوالی سن بلوغ در آن آشیان دارد تیره‌ی کمرم را می‌لرزاند. می‌نویسم “ممنون فکر نمی‌کنم بتونیم باهم قرار بذاریم به لحاظ سنی عرض کردم” تدین در آزمایشگاه همیشه داستان‌های زیادی از پسرهایی دارد که عاشق زن‌ های بزرگتر از خودشان هستندو همیشه هم با سر

به خانم ابراهیمی اشاره می‌کند تا یادم بیاورد. کسی که عصر به عصر به دنبالش می‌آید، یا برای هر مناسبتی یک سبد گل بزرگ می‌فرستد به آزمایشگاه، پسریست که حداقل ده سال از خودش کوچکتر است. صفحه را می‌بندم وقتی عاشق فرهنگ شدم دختر کوچکی بودم حوالی شانزده هفده سال از مدرسه می‌آمدم. هر روز اتوبوسی می‌آمد و ما را می‌برد به شهری که بیست دقیقه با روستایمان فاصله داشت ولی ظهرها باید از سر جاده پیاده می‌آمدیم. سه نفر بودیم سه دختر که همه حرف هایمان حوالی پسرها می‌چرخید …

دیدگاه کاربران درباره رمان تهران نمیخندد
اشتراک در
اطلاع از
guest
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها