رمان تو نویسنده کرولاین کپنس
رمان تو نویسنده کرولاین کپنس رمان تو نویسنده کرولاین کپنس

رمان تو نویسنده کرولاین کپنس

دانلود با لینک مستقیم 1 1
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان تو
نویسنده
کرولاین کپنس
ژانر
درام، عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
637 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان تو نویسنده کرولاین کپنس' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان تو نوشته نویسنده کرولاین کپنس pdf بدون سانسور

عنوان اثر: تو

پدید آورنده: کرولاین کپنس

زبان نگارش: فارسی

سال نخستین انتشار: آبان 1404

شمارگان صفحات : 637

معرفی کتاب تو

داستان که از نقطه نظر «جو گولدبرگ»—یک کتابفروش به ظاهر عادی در «منهتن»—روایت می شود، ساختاری مانند یک تک‌گویی بلند خطاب به زنی جوان به نام «گوینویر بک» دارد. «بک» خیلی زود به هدفی برای عواطف وسواس‌گونه «جو» تبدیل می شود. آن ها ملاقات هایی عادی در کتابفروشی دارند، و از آنجایی که «بک» نویسنده ای رویاپرداز است، صحبت هایشان در مورد ادبیات باعث شکل گیری رابطه ای میان آن ها می شود.

خلاصه رمان تو

من به همان طریقی با ای. ای. کامینگز آشنا شدم که بیشترِ مردانِ پراحساس و باهوشِ زمانِ من او را شناختند؛ یعنی ازطریق یکی از عاشقانه‌ترین صحنه‌های عاشقانه‌ترین داستانِ تاریخ، هانا و خواهرانش. در این داستان، یک نیویورکی باهوش، فرهیخته و متأهل به‌نام الیوت، عاشق خواهرزنش می‌شود. باید محتاط باشد. نمی‌تواند الابختکی دست به کاری بزند. الیوت نزدیک آپارتمانِ خواهرزنش منتظر می‌ماند و مباحثه‌ای باشکوه و عاشقانه را ترتیب می‌دهد. عشق کار می‌برد. خواهرزنش از دیدنِ ناگهانیِ او شوکه می‌شود و او را به کتاب‌فروشیِ پجنت می‌برد. متوجه درون‌مایهٔ داستان هستید؟ الیوت کتابی از اشعار ای. ای. کامینگز برایش می‌خرد و او را به شعر صفحهٔ دوازده ارجاع می‌دهد.

خواهرزن به‌تنهایی روی تخت می‌نشیند و شعر می‌خواند و در این اثنا، همان‌طورکه ما صدای شعرخواندن او را می‌شنویم، الیوت در حمام است و دارد به او فکر می‌کند. قسمت موردعلاقهٔ من از آن شعر:

«هیچ‌کس، حتی باران، چنین دست‌های کوچکی ندارد.»

به‌جز تو بک. در این چند روز گذشته چیزهای زیادی در موردت فهمیده‌ام.

مشکل جامعه این است که اگر یک آدم معمولی درمورد ما چیزی می‌دانست، بیشتر افراد می‌گفتند من آدم منحرفی‌ام. خب، از هیچ‌کس پنهان نیست که بیشترِ مردم احمق‌اند. بیشتر مردم افسانه‌های بی‌خود را دوست دارند و عدهٔ زیادی از آن‌ها تابه‌حال چیزی از پائولا فاکس یا هانا نشنیده‌اند، پس گور پدر بیشتر مردم بک، مگر نه؟

گذشته از این‌ها، به‌جای اینکه خانه‌ات را پر از مردانِ بی‌لیاقت کنی، بیشتر به خودت می‌رسی، و من این را دوست دارم. تو پاسخی به تمام مقاله‌های مبتذل و تقلیل‌دهنده درمورد «فرهنگ اغفال مردان» هستی. تو معیارهای خاصی داری و منتظر عشق واقعی هستی، و شرط می‌بندم وقتی داری درمورد مرد موردنظرت ـ‌درمورد من‌ــ رؤیاپردازی می‌کنی، کلمهٔ عشقِ واقعی را با حروفِ بزرگ می‌نویسی. همه می‌خواهند همه‌چیز را همین حالا به دست بیاورند

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!