کتاب کلود ولگرد
دانلود کتاب کلود ولگرد اثر ویکتور هوگو به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
«کلود» کارگرى لایق و باهوش بود اما از طرفى، بر اثر تربیت غلط اجتماعى فاسد شده بود. کلود سواد خواندن و نوشتن نداشت ولى خوب مىفهمید و خوب فکر مىکرد. زمستان سردى فرا رسید و کلود بیکار ماند. او نه آتشى داشت که خود را گرم کند و نه نانى که شکم خود را سیر سازد، ناچار او و زن و بچهاش با سرما و گرسنگى دست به گریبان بودند. کلود متوسل به دزدى شد و نتیجه آن دزدى، سه روز نان و آتش و پنج سال حبس بود ...
خلاصه کتاب کلود ولگرد
"زندان بیستر" محکوم به اعدام!... آری، اکنون پنج هفته است که در این اندیشه مرگبار بسر میبرم، انیس و ندیمی جز آن .ندارم. سراپایم از احساس آن یخ کرده و تنم در زیر فشار سنگینی توان فرسای آن خمیده است! ... روزگاری (در نظر من چنین مینماید که سال هاست محکوم به اعدام شده ام نه هفته ها) آری روزگاری من نیز مردی همچون دیگر مردم بودم هر روز و هر ساعت و هر دقیقه برای من معنی و مفهوم خاص به خود داشت مغز جوان و پربار من همچون کارگاهی عظیم هزاران فکرو خیال زیبا و پرنقش و نگار داشت که همه
را بی نظم و نسقی میگشود و کرباس زبر و خشن زندگی را با آن میآراست این احلام و رویاهای شیرین در اطراف دختران زیبا و جوان و جامه بلند و فاخر اسقفان و نبردهایی که به پیروزی منجر شده بود و همچنین درباره نمایش های پرسر و صدا و پرزرق و برق تأتر دور میزد، سپس بار دیگر به اندیشه دختران زیبا و جوان و به گردش های شبانه در زیر شاخ و برگ های انبوه درختان شاه بلوط باز میگشت. در طرب خانه خاطرم همواره جشن و شادی بود. من به هر چه میخواستم میتوانستم بیندیشم و مرغ تیزپر خیال را به هر
سو که اراده میکردم میتوانستم به پرواز در آورم، زیرا من مردی آزاد و مختار بودم. اکنون من اسیرم جسمم را در دخمه ای تیره و تار به زنجیر کشیده اند و روحم را در ظلمت اندیشه ای مرگبار به زندان انداخته اند اندیشه ای خونین و رعب انگیز و عاری از مهر و رحم و شفقت!... اکنون دیگر بجز آن اندیشه شوم که برای من به حقیقت و یقین پیوسته و جزو عقیده و ایمان قلبی من شده است فکری ندارم و آن اینست که من محکوم به اعدامم، محکوم به اعدام!... من هر چه بکنم این اندیشه جهنمی همیشه در برابرم حاضر است و ...



دیدگاه کاربران