رمان زندگی در سه زمان
دانلود رمان زندگی در سه زمان از غزل پولادی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش مجدد و لینک مستقیم رایگان
همینک ویراستاری جدیدی از داستان زندگی چکاوک و علیرضا را می خوانید، رازهایی که خودشان هم از آن خبر ندارند، زن و شوهری که سال ها پیش از هم جدا شدند، چکاوک به خاطر ضربه ای که می خوره از ایران میرود و بعد از پنج سال برمی گردد، برگشتش مصادف میشود با دیدن علیرضایی که هیچ شباهتی به مرد گذشته اش ندارد، حالا چکاوک برمی گردد و به این فکر می کند شاید وقت انتقام ...
خلاصه رمان زندگی در سه زمان
به سمت من آمد ... نمیدانستم چه قصدی دارد ؛ اما نگاهش خالی بود ؛ این را منی تشخیص میدادم که خط نگاهش را از حفظ بودم ... به چند قدمی ام رسید که متوقف شد ... دستش را به سمت سرش برد و چشمانش را به هم فشار داد انگار رمق از پاهای شرفته بود که زانوهایش شروع به لرزیدن ... کرد محمدرضا هم مانند من متوجه حالتش شد
که او نیز مانند من به سمتش هجوم آورد ؛ قبل از رسیدنمان، علیرضا از حال رفت و به زمین افتاد ؛ سرش به کف پوش های کف سالن برخورد کرد نگاهم به چشم های بسته اش افتاد و خونی که از زیر سرش جاری شده بود ) گذشته ـ علیرض ا(ضربه محکمی که محمدرضا پشت گردنم زد صدای دادم را در . آورد
ای بابا تقصیر خودت بود ، دیگه نذارش پای من : آقا بزرگ دستی به شانه ی بابا امی رزد و با غرور گفت: پس چی؟ شما دو تا برادر فکر کردین میتونین از عهده ی من و پسرام بربیاید ...



دیدگاه کاربران