رمان در مسیر نور دنبالت می آیم
رمان در مسیر نور دنبالت می آیم رمان در مسیر نور دنبالت می آیم

رمان در مسیر نور دنبالت می آیم

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان در مسیر نور دنبالت می آیم
نویسنده
مهربانو
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
711 صفحه
دسته بندی
اگر نویسنده یا مالک 'رمان در مسیر نور دنبالت می آیم' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان در مسیر نور دنبالت می‌آیم اثر مهربانو دانلود pdf رمان بدون سانسور رایگان

دانلود رمان در مسیر نور دنبالت می‌آیم اثر نویسنده مهربانو با لینک مستقیم

معرفی رمان در مسیر نور دنبالت می‌آیم نوشته مهربانو

رمان در مسیر نور دنبالت می‌آیم داستانی عاشقانه-اجتماعی درباره نارین، زنی است که چند سال پیش با انتخاب عطا به عنوان همسرش، همه‌چیز را از دست داد. او از خانواده‌ی بزرگ و قدرتمند طلوعیان طرد شد و پشتوانه‌ای را که سال‌ها داشت، رها کرد. حالا سال‌ها گذشته و نارین به تنهایی بار زندگی را به دوش می‌کشد؛ زنی که برای عشقش جنگید، اما بهای سنگینی پرداخت. در میان خاطرات گذشته، زخم‌های قدیمی و انتخابی که مسیر زندگی‌اش را تغییر داد، نارین باید راه خودش را پیدا کند و ثابت کند که حتی بدون تکیه به نام طلوعیان هم می‌تواند ایستاده بماند. این رمان با روایتی احساسی و عمیق، به موضوع عشق، استقلال، خانواده و بازسازی هویت پس از شکست‌های عاطفی می‌پردازد.

خلاصه رمان در مسیر نور دنبالت می‌آیم

نارین پس از سال‌ها جدایی از خانواده‌اش به خاطر انتخاب عطا، حالا زندگی مستقلی دارد. اما گذشته همچنان او را تعقیب می‌کند. درگیری‌های جدید با اطرافیان، از جمله صبا و داریوش، بار دیگر او را با تصمیمات سخت روبه‌رو می‌کند. نارین که تلاش می‌کند روی پای خود بایستد و به کسی تکیه نکند، در مسیر سختی قرار دارد؛ مسیری که او را به سمت نور و حقیقت هدایت می‌کند. اما آیا او می‌تواند از تمام زخم‌ها و دلخوری‌های گذشته عبور کند و دوباره به عشق و زندگی اعتماد کند؟

قسمتی از متن رمان در مسیر نور دنبالت می‌آیم

«حق نداشتی بهش بگی و نگرانش کنی!»
نگاه تندی به من می‌اندازد و گوشی را از الیِ در دست داریوش می‌گیرد.
«بهتره نگران رنگ پریده‌ی خودت باشی.»
گوشی را به سمتم می‌گیرد. چشم از چهره‌ی طلبکارش می‌گیرم و گوشی را برمی‌دارم.
صدای نگران سیامک شرمنده‌ام می‌کند.
«سیا...»
«صدرا چه کار کرده، ناری؟»
ناله‌ای از سر درماندگی می‌کنم.
«بذار برگردی، بعد. صبا بی‌خود کرد بهت زنگ زد.»
صدایش بالا می‌رود.
«فردا برمی‌گردم.»
«سفر رو به افروز زهر نکن، سیا. من چیزیم نیست. صبا بزرگش کرده!»
«سفر تموم شده. جنس‌های تو هم جور شده.»
زانوهایم را بغل می‌گیرم.
صدایش آرام‌تر می‌شود.
«چی شده جانم؟ دارم از نگرانی دیوونه می‌شم، ناری. حرف بزن!»
اشکم می‌چکد.
«منو نمی‌خواست... همین.»
انگشت زیر پلکم می‌کشم و آرام زمزمه می‌کنم.
«خوب شد زود فهمیدم.»
شالم را برمی‌دارم و آرام از اتاق بیرون می‌روم.
درست حدس زده بودم؛ داریوش نرفته بود.
زیرپیراهن مشکی به تن داشت و پتو پایین مبل افتاده بود.
بطری را از یخچال بیرون می‌آورم و لیوان بزرگی را پر می‌کنم.
دیشب نمی‌دانم چه زمانی خوابم برده بود، اما آن‌قدر به خاطر جای خواب با صبا کلنجار رفته بودم که فکم از شدت خستگی درد گرفته بود.
برمی‌گردم و ناگهان با داریوش چشم در چشم می‌شوم.
ابروهایش در هم گره خورده بود و چشمان سیاهش خواب‌آلود به نظر می‌رسیدند. دستی هم به گردنش می‌کشید.
خجالت می‌کشم. همه را بدخواب کرده بودم و خودم هم تا صبح بی‌خبر خوابیده بودم.
به کابینت تکیه می‌دهم.
«ای کاش می‌رفتی خونه؟»
چند بار پلک می‌زند و کش‌وقوسی به بدنش می‌دهد.
«که چی بشه؟»
ابرو بالا می‌اندازم.
«جوابت ربطی به حرفم نداشت، داشت؟»
«مثلاً برم خونه، فرقی به حال تو می‌کنه؟»
«نه... حداقلش اینه که به زحمت نمی‌افتادی. هم تو، هم صبا!»
«هنوز مونده به زحمت بیفتم. اگه می‌گفتی چی شده...»
میان حرفش می‌آیم.
«تا همین‌جا هم ممنونم. به اندازه‌ی کافی سر پیدا کردن خونه به زحمت افتادی. من عادت ندارم کارهای خودم رو روی دوش کسی دیگه بذارم...»
مکثی می‌کنم و ادامه می‌دهم:
«البته نه تا وقتی که عطا بود... بعد از رفتنش، یک بار دیگه خواستم تکیه کنم و نتیجه‌اش شد دیشب.»
پوزخندی می‌زنم و دستی دور لبم می‌کشم.
«در هر حال، دیگه نمی‌خوام کسی رو به زحمت بندازم.»
ثابت و بی‌حس، کمی اخمو نگاهم می‌کند.
لبخند کجی می‌زنم و بیرون می‌روم.
دیگر دوست ندارم خودم را درگیر کسی یا چیزی کنم.
دلم می‌گیرد. همین دیروز بود که به زندگی مشترک فکر می‌کردم و حالا با اعتمادبه‌نفس از قوی بودن حرف می‌زنم.
با شانه‌هایی افتاده به سمت اتاق می‌روم.
صبا روی تشک پایین تخت، عمیق خوابیده بود و دست و پایش را کاملاً باز کرده بود.
لبخندی می‌زنم و پتو را رویش می‌اندازم.
پالتو و وسایلم را برمی‌دارم و بیرون می‌روم.
داریوش آماده، روی اولین مبل کنار در نشسته بود.
با دیدنم بلند می‌شود و کلید ماشین را می‌چرخاند.
«می‌رسونمت.»
کفشم را می‌پوشم.
«می‌خوام یه کم قدم بزنم.»
«برف میاد!»
«پس چه بهتر.»
اصرار نمی‌کند.

نحوه تهیه و مطالعه رمان در مسیر نور دنبالت می‌آیم

این رمان از طریق انتشارات معتبر و کتاب‌فروشی‌های سراسر کشور قابل تهیه است. همچنین نسخه الکترونیکی (PDF) با ویرایش جدید و کیفیت عالی برای مطالعه در اندروید، آیفون، کامپیوتر و تبلت در دسترس قرار گرفته که لینک دانلود مستقیم آن در انتهای پست ارائه شده است.

بیوگرافی مهربانو

مهربانو از نویسندگان جوان و خوش‌قلم ایرانی است که در ژانرهای عاشقانه و اجتماعی فعالیت می‌کند. او با نثری روان، احساسی و شخصیت‌پردازی عمیق، داستان‌هایی درباره زنان قوی، انتخاب‌های سخت و مسیرهای پرچالش زندگی خلق می‌کند. رمان «در مسیر نور دنبالت می‌آیم» یکی از آثار پرمخاطب او محسوب می‌شود که با فضای دراماتیک و روایت تأمل‌برانگیز، توانسته توجه بسیاری از علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه-خانوادگی را به خود جلب کند.

توجه از سوی نویسنده

تمامی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی و اتفاقات و صحنه‌های این رمان ساخته ذهن نویسنده هستند و هر گونه تشابهی کاملاً اتفاقی است.

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 42,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!