رمان ریکاوری
دانلود رمان ریکاوری از نویسنده سامان شکیبا بدون سانسور
رمان ریکاوری اثر سامان شکیبا دانلود رایگان PDF رمان با لینک مستقیم
ژانر: عاشقانه، انتقامی، خشن، بزرگسال
خلاصه داستان رمان ریکاوری
تا اینکه ژیلا وارد زندگیش میشه. دختری ساده و بیآلایش که هیچشباهتی به اون زنِ خیانتکار نداره. ژیلا با مهربونی و صداقتش، آروم آروم دیوارهای یخزدهٔ دل شاهو رو میشکنه. اما شاهو هنوز زخم خوردهست و اعتماد براش تبدیل به یه کابوس شده. حالا باید تصمیم بگیره: آیا میتونه دوباره عشق بورزه یا قراره این بار هم با بدبینیاش، ژیلا رو هم از دست بده؟
قسمتی از محتوای فایل رمان ریکاوری
ساکت! خجالت نمیکشید با این قد و قواره؟ میخواهم یک تصمیم جدی بگیرم. فعلاً همگی بیایید داخل خانه. پشتش را به آنها کرد و به کمک عصا راه برگشت را در پیش گرفت. دلناز دست مهسا را کشید و آرام گفت: «تو کجا؟» مهسا پاسخ داد: «او بگه، ما که نباید بریم؟ نمیبینی همه... خوب دارد میگوید بریم دیگه!»
دلناز با ناراحتی گفت: «چی بو دارد؟» مهسا پرسید: «چه بویی؟» دلناز پوفی کشید و نالید: «مهسا، توروخدا اینقدر خنگ نزن. بابا این پسر باز سر و کلهاش پیدا شده. من اصلاً بهش اعتماد ندارم، آنوقت بیایم خانه مادربزرگش زندگی کنم؟ حرفهایی میزنی!» اختر به عقب چرخید و به آن دو تشر زد: «بیایید دیگه.»
مهسا شانهای بالا انداخت و راه افتاد: «مرد خوب و محترمی است، مگه چکار کرده جز کمک؟ به نظر من که هیچ بوی بدی نمیآید. والا الکی بهش بدبینی! مادربزرگش هم خیلی باحاله، تو هم که به این جا احتیاج داری... حالا بیا بریم، بعداً تصمیم بگیر.» همگی روی مبلهای سنتی کرم رنگ با حاشیههای دور دوزی شده طلایی که دور تا دور هم چیده شده بود نشستند و منتظر به اختر که برای خودش میوه پوست میکند، چشم دوختند.
شاهو تک سرفهای زد و سرش را پایین انداخت، اما شاهین نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: «ننه، میشود زودتر بگی؟ خانمم منتظره، باید برم.» اختر برگی از دستمال برداشت و دستانش را پاک کرد: «اصل مطلب... از آن جایی که من دیگر تنها نیستم و یک دختر جوان دارد اینجا زندگی میکند، پس حتماً باید یک تغییراتی بدهیم. اینجوری نمیشود که هر دفعه سرتان را بندازید پایین و بیایید اینجا!» به شاهین نگاه کرد: «از این به بعد همیشه با خانمت بیا. هر روزم که این اطراف پیدا نمیشوی، باید مراعات کنید.»
شاهین با ناراحتی گفت: «شاهو هم از این به بعد از قبل خبر میدهد. اصلاً برنامه منظمی ندارد. صبح تا عصر سر کار است، چند تا کلاس ورزشی و هنری هم ثبت نام کرده. اینجوری که من نمیتوانم بیایم.» اختر پاسخ داد: «یعنی چی؟ این منصفانه نیست! ستاره...» شاهین گفت: «خوب، نیا!» اختر با قاطعیت گفت: «ها؟ قانون خونه منه، فقط هم برای تو نیست! همه باید انجام بدن.» شاهو ناخودآگاه از لفظ «مامی» خندهاش گرفت.
اختر ادامه داد: «بالاخره یک روز در هفته بیکار نمیشود؟ جای غر زدن، با زنت هماهنگ کن و بیایید اینجا.» شاهین گفت: «و اگر ندارد، همین که گفتم! حالا اما آخه...» اختر با قاطعیت گفت: «همه پاشید بروید خانههایتان. خستهام و میخواهم بخوابم.» شاهو که به خوبی مادربزرگش را میشناخت و میدانست وقتی تصمیمی میگیرد غیرممکن است که تغییرش دهد، از جا بلند شد و دستش را روی شانه شاهین گذاشت: «پاشو داداش، پاشو.»
شاهین پوفی کشید و دنبال برادرش راه افتاد. «خداحافظ» زیر لب گفت که هیچکس جز ننه پاسخش را نداد. شاهین در حیاط با ناراحتی گفت: «به خدا خیلی زورگوئه، بدون اینکه نظر کسی را بپرسد، حکم صادر میکند.» شاهو پاسخ داد: «بیخیال، تو که میشناسیش...» در حیاط از یکدیگر جدا شدند و هر کدام سمت ماشین خودش رفت.
نحوه تهیه و مطالعه رمان ریکاوری
رمان ریکاوری از طریق اپلیکیشنهای معتبر رمانخوانی و کتابفروشیهای آنلاین قابل تهیه و مطالعه میباشد. برای دانلود نسخه PDF با کیفیت عالی، میتوانید از فروشگاههای معتبر کتاب الکترونیک اقدام کنید.
بیوگرافی سامان شکیبا
سامان شکیبا از نویسندگان موفق و محبوب در حوزه رمانهای عاشقانه، انتقامی و اجتماعی است. ایشان با خلق شخصیتهای پیچیده و داستانهای پرتنش، توانستهاند جایگاه ویژهای در میان مخاطبان پیدا کنند. رمان ریکاوری یکی از آثار پرفروش ایشان است که با استقبال گستردهای مواجه شده است.
لیست رمان های سامان شکیبا♥️
♥️ریکاوری
♥️بی هیچ دردان
♥️تو را در بازوان خویش خواهم دید
♥️قلب تزار
♥️هویان
باکس دانلود
دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است
خرید تکی و دانلود 47,000 تومان



دیدگاه کاربران