رمان تاج نفرین شده
رمان تاج نفرین شده رمان تاج نفرین شده

رمان تاج نفرین شده

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان تاج نفرین شده
نویسنده
کاترین دویل
ژانر
عاشقانه، فانتزی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
479 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان تاج نفرین شده' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان تاج نفرین شده اثر کاترین دویل دانلود pdf رمان بدون سانسور رایگان

دانلود رمان تاج نفرین شده اثر نویسنده کاترین دویل با لینک مستقیم

معرفی رمان تاج نفرین شده نوشته کاترین دویل

رمان تاج نفرین شده، جلد دوم از مجموعه‌ای حماسی-فانتزی است که پس از اتفاقات جلد اول، ادارهٔ پادشاهی‌ای را روایت می‌کند که سال‌ها میان مردم و جادوگران درگیر اختلاف و بی‌اعتمادی بوده است. دو خواهر برای مقابله با بحران‌های متفاوت، راهی سفرهایی جداگانه می‌شوند؛ یکی به سرزمین‌های یخ‌زدهٔ شمال و دیگری به قلمرویی اسرارآمیز در جنوب. هم‌زمان، نفرینی باستانی و خطرناک کم‌کم بیدار می‌شود و رازهای پنهان گذشتهٔ این سرزمین را آشکار می‌کند. این جلد نسبت به قسمت اول فضایی جدی‌تر، حماسی‌تر و پرتنش‌تر دارد و با شخصیت‌پردازی عمیق و جهان‌سازی غنی، مخاطب را تا صفحه آخر با خود همراه می‌کند.

خلاصه رمان تاج نفرین شده

پس از ربوده شدن دوبارهٔ رز، ملکه جوان، توسط یک سوارکار مرموز، او متوجه می‌شود که این بار آدم‌ربایش قصد نجات او را دارد. مردی نیمه‌برهنه با چشمانی تیره و رفتاری گستاخ، او را به کنار رودخانه‌ای می‌برد و ادعا می‌کند که او را از خطری بزرگ نجات داده است. رز که نمی‌تواند به او اعتماد کند، با چوبی به عنوان سلاح مقابلش می‌ایستد، اما در عین حال ناخواسته جذب ظاهر جذاب و مرموز او می‌شود. در این میان، نفرینی باستانی در حال بیدار شدن است و رازهای پنهان گذشته، یکی پس از دیگری آشکار می‌شوند. آیا رز می‌تواند به این غریبه اعتماد کند؟ و آیا او حقیقت را دربارهٔ نفرینی که سرزمینشان را تهدید می‌کند، کشف خواهد کرد؟

قسمتی از متن رمان تاج نفرین شده

شنل‌پوش رز را با خود برد و خیلی زود همه‌چیز از مقابل چشمانش محو شد. حدود بیست دقیقه طول کشید تا سرانجام دست از تقلا بردارد. هرچه بیشتر تلاش می‌کرد، بی‌فایده‌تر بود. زورش به سوار نمی‌رسید و فقط انرژی خودش را هدر می‌داد.

مرد در تمام این مدت فقط چند بار به دست‌وپا زدن‌های او خندیده بود؛ نه حرفی زده و نه رفتاری کرده بود که نشان دهد قصد آسیب رساندن یا کشتنش را دارد. بااین‌حال، رز نمی‌توانست به او اعتماد کند. تنها چیزی که به ذهنش می‌رسید این بود که تا وقتی توقف نکنند، هیچ راهی برای فهمیدن انگیزه آدم‌ربایش ندارد.

هنوز هم نمی‌توانست باور کند که دوباره یک راهزن اسب‌سوار او را ربوده است.

سرانجام، نزدیک رودخانه‌ای در حدود پانزده کیلومتری جنوب الندیل توقف کردند.

همین که سوار او را رها کرد، رز بی‌درنگ از اسب پایین پرید و به سمت ساحل دوید. نگاهش بی‌قرار روی زمین چرخید تا سرانجام بزرگ‌ترین تکه چوبی را که پیدا کرد، برداشت. چوب را با هر دو دست گرفت و مثل شمشیری مقابل خودش قرار داد.

سوار نیز از اسب پیاده شد. تازیانه چرمی‌اش را از کمر باز کرد و آن را مانند ماری آماده حمله، دور ساعدش پیچاند. بعد با نگاهی به چوبی که رز در دست داشت، ابرویی بالا انداخت.

«الان باید از اون چوبت بترسم؟»

رز که هنوز نفس‌نفس می‌زد، چوب را محکم‌تر گرفت.

«من یک بار قبلاً ربوده شدم. دیگه اجازه نمی‌دم این اتفاق دوباره تکرار بشه.»

مرد ناگهان زد زیر خنده؛ آن‌قدر بلند که صدایش در فضای اطراف رودخانه پیچید.

«ملکه خانم، من تو رو ندزدیدم؛ نجاتت دادم.»

بعد دستش را با حالتی نمایشی بالا آورد و تکان داد.

«خواهش می‌کنم. قابلی نداشت.»

رز با اخم نوک چوب را به سمتش گرفت.

«تو کی هستی؟ شنلت رو دربیار و خودت رو نشون بده.»

مرد برخلاف انتظارش، بدون هیچ اعتراضی دست به شنل سیاهش برد. آن را از تن بیرون آورد و روی علف‌ها انداخت.

رز برای چند لحظه خشکش زد.

نفسش در سینه حبس شد.

مرد نه پیراهنی به تن داشت و نه کفشی به پا.

رز ناخودآگاه دستش را جلوی صورتش گرفت.

«خدای من... پیراهنت کجاست؟»

مرد بی‌تفاوت شانه بالا انداخت.

«از پیراهن خوشم نمیاد.»

رز با ناباوری پلک زد. نگاهش از سر تا پای او پایین آمد.

«کفش چی؟ از کفش هم خوشت نمیاد؟»

«نمی‌تونم کفشی پیدا کنم که اندازه پا‌هام باشه.»

رز با صدای بلند گفت:

«خدایا...»

مرد با همان خونسردی همیشگی جواب داد:

«تو هم کفش نداری، ولی من چیزی درباره‌ش نگفتم.»

رز بلافاصله به پاهای خودش نگاه کرد.

ابروهایش در هم رفت.

حق با او بود.

او هم پابرهنه بود و کف پاهایش از خاک و گل پوشیده شده بود. احتمالاً وسط آن درگیری، لنگه دیگر کفشش را هم از دست داده بود.

اما این موضوع چیزی را تغییر نمی‌داد.

او ملکه بود.

و یک ملکه باید مانند یک ملکه رفتار می‌کرد.

سرش را بالا گرفت و خودش را مجبور کرد دوباره به مردی نگاه کند که ادعا می‌کرد نجاتش داده است.

و همان لحظه، برخلاف میلش، متوجه چیزی شد که نمی‌توانست انکارش کند.

مرد بیش از حد جذاب بود.

گستاخ، بی‌ملاحظه و آزاردهنده... اما جذاب.

پوستی برنزه داشت و چشمانی تیره که زیر نور روز، عمق عجیبی پیدا می‌کردند. گوشه لب‌هایش به‌طور طبیعی کمی رو به بالا بود؛ انگار حتی وقتی جدی بود، همیشه یک لبخند محو در انتظار شکل گرفتن روی صورتش قرار داشت.

قدبلند و چهارشانه بود و بدنش به‌وضوح حاصل سال‌ها تمرین و مبارزه بود. عضلات ورزیده‌اش بدون هیچ تلاشی خودنمایی می‌کردند.

موهای موج‌دار و سیاهش تا زیر شانه‌هایش می‌رسید و دانه‌های ریز ماسه لابه‌لای تارهایشان گیر کرده بود.

رز برای لحظه‌ای مات ماند.

شباهت عجیبی به شن داشت.

همان موهای تیره، همان نگاه نافذ و همان حالت چهره...

فقط پوست این مرد اندکی تیره‌تر بود.

رز سریع نگاهش را دزدید و سعی کرد به خودش یادآوری کند که نباید تحت تأثیر ظاهر یک غریبه قرار بگیرد؛ آن هم غریبه‌ای که او را روی اسبش ربوده و حالا نیمه‌برهنه مقابلش ایستاده بود.

نحوه تهیه و مطالعه رمان تاج نفرین شده

این رمان از طریق انتشارات معتبر و کتاب‌فروشی‌های سراسر کشور قابل تهیه است. همچنین نسخه الکترونیکی (PDF) با کیفیت عالی برای مطالعه در اندروید، آیفون، کامپیوتر و تبلت در دسترس قرار گرفته که لینک دانلود مستقیم آن در انتهای پست ارائه شده است.

بیوگرافی کاترین دویل

کاترین دویل (Catherine Doyle) نویسندهٔ ایرلندی پرفروش نیویورک تایمز است که در ژانر فانتزی و نوجوانان قلم می‌زند. او با مجموعهٔ «وندرز» و «تاج نفرین شده» به شهرت جهانی رسید. دویل به خاطر جهان‌سازی غنی، شخصیت‌های چندبعدی و روایت‌های پرکشش شناخته می‌شود. آثار او ترکیبی از عاشقانه، ماجراجویی و جادو هستند که مخاطبان نوجوان و بزرگسال را مجذوب خود می‌کنند. رمان «تاج نفرین شده» یکی از پرفروش‌ترین آثار او محسوب می‌شود که با استقبال گسترده‌ای در سراسر جهان مواجه شده است.

توجه از سوی نویسنده

تمامی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی و اتفاقات و صحنه‌های این رمان ساخته ذهن نویسنده هستند و هر گونه تشابهی کاملاً اتفاقی است

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 44,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!