رمان معجون
رمان معجون رمان معجون

رمان معجون

دانلود با لینک مستقیم 4 1
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان معجون
نویسنده
مریم پیروند
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
تیم رمان بوک
تعداد صفحه
1847 صفحه
دسته بندی
اگر نویسنده یا مالک 'رمان معجون' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان معجون

رمان معجون

دانلود رمان معجون اثر مریم پیروند به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

هم اکنون داستان دخترکی 14 ساله به نام بهار را می خوانید که برای آزادیه تنها جان پنهاش "برادرش" از بند زندان از پسر عموی ناتنیش یاری میخواهد، ولی کیان سی و دو ساله که سخت عاشق بهار است، برای این کمکش شرط همخونگی را پیشنهاد می دهد که بهار مجبور میشود ...

خلاصه رمان معجون

خب شاید از نظر کیان داشتم به خودم تلقین میکردم که مجتبی صدای ناز و عشوه هام رو شنیده باشه! ... ولی درواقعیت اگر هم که مجتبی شنیده بود طوری رفتار میکرد که وانمود کنه همچین چیزی نیست ولی خدا میدونه چقدر خودخوری میکردم ،چقدر عصبی بودم و دست آخر هم گریه کردم که آبروم پیش داداشم رفته، کیان یه بار قصد کرد بره مجتبی رو بیاره تا خودش در حضورم بگه که هیچی ازم نشنیده!

ولی با گریه چنان دادی سر کیان زدم که بیچاره سرجاش خشکش زد ، کافی بود بره به مجتبی بگه بیا شهادت بده که چیزی نشنیدی دیگه قوز بالا قوز میشد و من باید همون لحظه یه جوری خودمو زیر زمین مدفون میکردم ... خالصه به هر طریقی بود راضی شدم و از اتاق بیرون رفتم، بیچاره مجتبی شام خورده و به اتاق خودش باال رفته بود شاید هم بخاطر ندیدن من و معذب نشدنم این رفتن رو ترجیح داده، رو میز شام نشستم.

بوی اون باقالی پلو معدم رو به وجد آورد ،من آشپزی نکرده بودم، مدتها بود که کیان خودش وظایف منو هم انجام میداد ، از آشپزی بگیر تا  شستن ظرفها، لباسها و تمیز کردن خونه ، گاهی وقتها که نبود اگه حوصلهم میکشید و دستم به کاری میرفت انجام میدادم در غیر اینصورت جام تو رختخواب و طبق معمول خوابیدن بود ... بشقاب پرو پیمونی برای خودم کشیدم حتی حواسم به کیان نبود که بشقاب خودش رو پر کرده یا نه

روی صندلیه کنارم نشسته بود ، از تموم اطراف خودم بیخیال و ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 دیدگاه

  • Avatar
    fatemeh_zl
    23 بهمن 1402 - 23:35

    چرا دانلود نمیشه؟

  • Avatar
    Nikoo
    19 تیر 1400 - 22:48

    خیلی جالب نبود
    زیادی طولانی بود

  • Avatar
    آیسا
    4 اردیبهشت 1399 - 20:02

    سلام رمان نوازشم کن مریم پیروند رو نمیزارین؟

  • Avatar
    فافا
    4 اردیبهشت 1399 - 05:06

    سلام اگه رمان کامله بخونمش؟