رمان من آلفا میشوم آیلین ارین (جلد اول دختر آلفا)
رمان من آلفا میشوم آیلین ارین (جلد اول دختر آلفا) رمان من آلفا میشوم آیلین ارین (جلد اول دختر آلفا)

رمان من آلفا میشوم آیلین ارین (جلد اول دختر آلفا)

دانلود با لینک مستقیم 2 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان من آلفا میشوم
نویسنده
آیلین ارین
ژانر
عاشقانه , فانتزی , معمایی
ملیت
خارجی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
369 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان من آلفا میشوم آیلین ارین (جلد اول دختر آلفا)' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان من آلفا میشوم

رمان من آلفا میشوم

دانلود رمان من آلفا میشوم (جلد اول دختر آلفا) از آیلین ارین به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم

به ما بپیوندید با مجموعه 9 جلدی دختر آلفا و جلد اول یعنی، من الفا میشوم / تسا مک‌کید توانایی فوق‌العاده‌ای برای حل مشکلات داره، از طرفی برای دختری مثل اون، آسون نیست که از اتفاق‌هایی که دور و اطرافش میفته به راحتی چشم‌ پوشی کنه، خوش‌بختانه تسا و خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند که کالیفرنیا رو ترک کنند؛ بیشتر از نصف کشور رو طی می‌کنند و از اون‌جا دور میشن تا تسا بتونه لقبی که به عنوان عجیب و غریب بهش داده میشه رو فراموش کنه؛ اما توی سکونت‌گاه جدید، تگزاس، تسا نمی‌دونه که به خاطر بوسیدن پسر مرموز شهر، به دردسرهایی میفته که هیچ‌وقت تصورش رو هم نمی‌کرده ...

خلاصه رمان من آلفا میشوم

سر و صدایی که از مهمونی طبقه پایین میاومد، آرامش منو بهم میزد ... همونطور که روی تخت خوابم که رو به روی دیوار بود، دراز کشیده بودم، با توپ بادی که به رنگ قرمز و آبی بود، خودم رو سرگرم میکردم ... چند بار اونو به هوا پرتاب کردم تا رنگ قرمز و آبی که باهم ترکیب میشه رو قبل اینکه به دیوار بالای سرم برخورد کنه، تماشا کنم ... ساعت ده شب پنجشنبه بود و مهمونی تازه شروع شده بود ... پدر و مادرم گفته بودند چون همه برنامه ها ریخته شده، درست نیست که مردم رو منتظر بذاریم و همین امشب مهمونی رو برگزار میکنیم

آخه ما تصمیم گرفته بودیم که همین روزها به "سدر ریدز" تگزاس بریم ... یه شهر کوچیک روی نقشه و مردم میخواستند که از ما خدافظی کنن ... هر دختری احتمالا از هفده سالگی به بعد از خوردن یه نوشیدنی یا داشتن بهونه ای برای خرید یه لباس جدید، هیجان زده میشد ولی من نه! من زیاد اهل مهمونی نبودم، یا بهتره بگم آدم اجتماعی نبودم ... از اونجایی که وسایلم رو برای سفر جمع کرده بودم و به تلویزیون هم دسترسی نداشتم، حوصله ام به شدت سررفته بود.

هنوز هم راهی وجود نداشت که من بتونم به طبقه پایین برم ... اما به محض اینکه برام غذا بیارن، یواشکی از اتاقم خارج میشم تا بتونم به اینترنت دسترسی پیدا کنم ... ظاهرا چیزهایی که هر دختری میتونه ازش لذت ببره زیاده ... مگه اینکه من بخوام برای یه اتفاق قدیمی مزخرف، دوباره تاوان پس بدم! من توی این فازها نبودم که بخوام احتیاط کنم و نمیتونستم با یه توپ بادی که تنها سرگرمیم بود، تنها بمونم ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 دیدگاه

  • Avatar
    مبینا
    6 خرداد 1402 - 09:41

    از نظر من فقط جلد اول ارزش خوندن داره

  • Avatar
    آیدا
    28 دی 1401 - 18:39

    این رمان عالیه من عاشقش شدم

  • Avatar
    آیدا
    28 دی 1401 - 18:38

    لطفا جلد هفت و هشت و نه رمان دختر آلفا رو به اشتراک بگذارید
    ممنون میشم