رمان نفوذ ناپذیر


رمان نفوذ ناپذیر
دانلود رمان نفوذ ناپذیر اثر ~Sea daughteR~ به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان این رمان پلیسی و جنایی در مورد رائیکا کردانی (kardani) سروان دوم دایره ی جنایی پلیس دختری دست نیافتنی و پرتلاش منتها با قلبی مهربان است ، ولی به پاس شخصیت بیرونی وی بسیاری او را نشناخته اند. رائیکا دستور می گیرد برای متوقف ساختن یک گروه به این گروه وارد شود و در این راه باید …
خلاصه رمان نفوذ ناپذیر
همونجورکه مقنعه ام رو درست میکردم با لحن جدی و همیشگیم گفتم:
روژان الکی بحث نکن ... من خوشم نمیاد برم اینجور جاها ... تولد شمسی و قمری و میلادیشون رو هی جشن میگیرن!
من که نمیگم تو نرو ... برو خوش باشی اما من نمیام ... با زاری گفت :
تو دلم مونده برای یکبار هم که شده تو رو به دوستام نشون بدم ... پس موضوع اینه ؟
عزیز من مجبور نیستی جار بزنی خواهر من پلیسه ... مطمئن بودم که نگفته ... یک دروغ کاملا بچگانه بود ... میدونست کار من رو نباید به کسی بگه!
گفت : حالا که گفتم ... رائیکا یک رحمی کن ... ها ؟
کش چادرم رو درست کردم و همونجور که به سمت در ورودی می رفتم گفتم : خوش بگذره ، خداحافظ ...
داد زد : چرا دلت نمیسوزه ... دختره ی سنگدل ... لبخندکوچولویی زدم و زود جمعش کردم ... سوار پژو 206 مشکیم شدم و به سمت اداره راه افتادم.
تو پارکینگ وقتیکه میخواستم پیاده بشم ... زمزمه کردم : شروع شد ... تاپیاده شدم سرباز ها ادای احترام کردن...
من اگه نخوام اینا رو زمین پا بزنن باید کی رو ببینم ؟ سره کوچیکی تکون دادم و آزادشون کردم و مصمم به سمت اداره قدم برداشتم!
یک قدم یک قدم صدای پاها بلند میشد ... یک راست به سمت دفتر سرهنگ رفتم ، اجازه ی ورود که صادر شد این بار من بودم که ادای احترام کردم.
سرهنگ سر تکون داد و گفت: خوش آمدید سروان ، بفرمایید ...



دیدگاه کاربران