رمان عموزاده
رمان عموزاده اثر مهدخت مرادی دانلود pdf رمان بدون سانسور رایگان
دانلود رمان عموزاده اثر نویسنده مهدخت مرادی با لینک مستقیم
معرفی رمان عموزاده نوشته مهدخت مرادی
رمان عموزاده داستانی عاشقانه-اجتماعی درباره آهو، دختری است که برای فرار از ازدواج اجباری با مردی که دوست ندارد، دست به دامن عموی کوچک خود، میکائیل، میشود. میکائیل او را در منزلی قدیمی پنهان میکند، اما مهران، خواستگار ناخواسته، برای پیدا کردن آهو به سراغ میکائیل میآید و به او هشدار میدهد که شب برای مراسم خواستگاری باید آهو در منزل باشد. این رمان با روایتی پرتنش و احساسی، داستان عشقی ممنوع، فرار از سنتهای تحمیلی و تلاش برای یافتن هویت واقعی را به تصویر میکشد.
خلاصه رمان عموزاده
آهو برای گریز از ازدواج تحمیلی با مهران، به عموی کوچک خود میکائیل پناه میبرد. میکائیل او را در خانهای قدیمی پنهان میکند، اما مهران که مصمم است آهو را بیابد، به میکائیل هشدار میدهد که شب مراسم خواستگاری برگزار خواهد شد و آهو باید حضور داشته باشد. در این میان، رابطهای پنهان و پراحساس میان آهو و میکائیل شکل میگیرد که همه معادلات را به هم میریزد. حالا آهو باید بین فرار از سنتهای خانواده و پذیرش عشقی که شاید هرگز پذیرفته نشود، یکی را انتخاب کند...
قسمتی از متن رمان عموزاده
پدر مشغول گپ و گفت بود و مادر هم با خانم رادش پچپچ میکرد و میخندیدند. تنها من بودم که تک و تنها در آن جمع صمیمی شده، نشسته بودم... بیتوجه به پدر و عاقبت کارم از جایم برخاستم و به سرعت از خانه خارج شدم.
میکائیل در ماشیناش نشسته بود و با موبایلاش صحبت میکرد. نفس راحتی کشیدم... خدا خیر دهد کسی که با تماس به موقعاش جلوی رفتناش را گرفته بود. روی سنگفرش محوطه با آن کفشهای پاشنهدهسانتیام به سختی قدم برداشتم و خود را به ماشیناش رساندم.
دستم را بردم که در را باز کنم که استارت زد و گازش را گرفت! نگهبان در را باز کرد... پاهایم را حرکت دادم و دویدم که در همان چند لحظهای اول با زانو به زمین فرود آمدم و دردی در کل بدنم پیچید. بیاختیار جیغ زدم: «آیییی... پام !!!»
میکائیل با صدای جیغام ترمز را گرفت و به آینه بغل چشم دوخت... روی زمین افتاده بود و به سختی سعی میکرد از جایش بلند شود!
تند در را باز کردم و به سمتاش دویدم...
«آهو... چت شد؟!»
با گریه گفت: «آخ.. پام.. خوردم زمین کثافت...»
خم شد و از زمین کندماش و در آغوشش گرفتم... دستانش را دور گردنم حلقه کرد. در ماشین را با هر زور و زحمتی بود باز کردم روی صندلی نشاندماش... تور دامن دکلتهٔ عروسکیاش را بالا کشیدم که با دیدن زانوهای خونیاش دلم ریش شد...
«آخه کدوم آدم عاقلی با این کفشا توی همچین محوطهی گور به گوری راه میره هان؟»
«دنبال تو اومدم...»
نحوه تهیه و مطالعه رمان عموزاده
این رمان از طریق انتشارات معتبر و کتابفروشیهای سراسر کشور قابل تهیه است. همچنین نسخه الکترونیکی (PDF) با ویرایش جدید و کیفیت عالی برای مطالعه در اندروید، آیفون، کامپیوتر و تبلت در دسترس قرار گرفته که لینک دانلود مستقیم آن در انتهای پست ارائه شده است.
بیوگرافی مهدخت مرادی
مهدخت مرادی از نویسندگان خوشقلم و محبوب ایرانی است که در ژانرهای عاشقانه و اجتماعی فعالیت میکند. او با نثری روان و احساسی، داستانهایی مملو از عشق، خانواده و چالشهای انسانی خلق میکند. رمان «عموزاده» یکی از آثار پرفروش او محسوب میشود که با فضای پرتعلیق و شخصیتپردازی عمیق، توانسته توجه بسیاری از علاقهمندان به داستانهای عاشقانه-خانوادگی را به خود جلب کند.
توجه از سوی نویسنده
تمامی شخصیتهای حقیقی و حقوقی و اتفاقات و صحنههای این رمان ساخته ذهن نویسنده هستند و هر گونه تشابهی کاملاً اتفاقی است.
باکس دانلود
دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است
خرید تکی و دانلود 44,000 تومان



دیدگاه کاربران