رمان نوازشم کن
رمان نوازشم کن رمان نوازشم کن

رمان نوازشم کن

دانلود با لینک مستقیم 6 2
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان نوازشم کن
نویسنده
مریم پیروند
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1250 صفحه
دسته بندی
اگر نویسنده یا مالک 'رمان نوازشم کن' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان نوازشم کن اثر مریم پیروند به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

مایا، بی گناه قربانی کینه های فیاض مرد خشن و زخم‌ خورده‌ای شده که در نوجوانی خود توسط مادر مایا، و (نامادری فیاض) که یک زنِ زیبا و افسونگر بوده اذیت و آزار می‌شده و باعث شده از تمام زن‌ها بیزار بشود، حالا با نزدیک شدنش به مایا، سعی دارد گذشته‌ش را تلافی کند ...

خلاصه رمان نوازشم کن

چند روزی میشد که به ملاقات مامانم می‌رفتم ولی هر بار با درهای بسته ملاقات روبرو می‌شدم. بی هیچ دلیلی مامان رو ملاقات ممنوع کرده بودن و من می‌دونستم این کار هم فقط از عهده فیاض بر اومده که برای من خط مشی به این بزرگی تعیین کرده از روزی که با عصبانیت خونه‌شو ترک کردم هیچ قرار یا تماس تلفنی با هم نداشتیم تا دیروز بعد از اینکه بدون نتیجه گرفتن و دیدن مامان از زندان به خونه برگشتم نمایش روی گوشیم نشست. از پشت دیوارهای گوشی می‌تونستم تمسخر نگاه و لبخندش رو ببینم انقدر به تماسش خیره شدم تا صفحه گوشی دوباره خاموش شد. هیچ میلی برای جواب

دادن و یا شنیدن صداش نداشتم من وحشت رو باتمام وجود توی تنم حس می‌کردم وحشتی "بنام فیاض". آخرین امتحانم روز دوشنبه آینده بود تصمیم داشتم بعد از آخرین امتحانم به گرگان برم و چند روزی رو کنار آقاجونمو عمه هام باشم تک و تنها موندنم توی خونه و کارهایی که فیاض از پس انجامشون هیچ تردید و هراسی نداشت باعث شد شرایط مامانو بیخیال بشم و از این بن بست کمی رهایی پیدا کنم. اسپاگتی درست کردم و تنهایی شام خوردم ظرف‌‌ها رو شستم و چای دم کردم و با ریختن به لیوان چای کنار تلویزیون نشستم و کانالا رو بیخودی بالا پایین کردم. هیچ برنامه ای جذبم نکرد. در واقع

انقدر درگیر افکارو اوهام ذهنم بودم که هیچ برنامه‌ای توجهم رو جلب نکرد و چاییم رو همون طور تلخ آروم آروم نوشیدم. از جا بلند شدم و تلویزیون رو خاموش کردم اینجوری فایده نداشت. باید فردا با مفتخری حرف می‌زدم تا یه فکر اساسی برای آزادی مامان کنه شاید مجبور می‌شدیم شرکتو بفروشیم و پول سهامدارا رو بهشون پس بدیم و با باقیمانده پولش، بدهی و حقوق عقب افتاده کارگرها رو پرداخت کنیم این جوری میشد بخشی از جرم‌های مامان رو سبک تر کرد و برای آزادیش امید بیشتری داشت. امیدوارانه و گس لبخند زدم. افکارم اگر چه پیچیده و سامان نیافته بود ولی به آزادی مامان و ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 دیدگاه

  • Avatar
    نگین
    12 اردیبهشت 1399 - 19:38

    سلام بعد پرداخت فایل خودش دانلود میشه یا باید از طریق ایمیل ارسال کنین؟