رمان پرونده ناتمام
رمان پرونده ناتمام رمان پرونده ناتمام

رمان پرونده ناتمام

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان پرونده ناتمام
نویسنده
الهه محمدی
ژانر
عاشقانه، پلیسی، معمایی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1890 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان پرونده ناتمام' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان پرونده ناتمام اثر الهه محمدی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

گرشا؛ سرگرد کارکُشته پلیس که ۵ سال پیش همسرش الیسا، او را برای پیشرفت در ورزش و کسب مدال قهرمانی، ترک کرده و به آمریکا رفته است ولی عشق آن ها بهم، باعث شده همچنان بهم متعهد باشند و حرفی از طلاق نزنند حالا بعد از ۵ سال، گرشا برای کشف باند قاچاق دارو، به عنوان سرمایه دار وارد هلدینگ شرکت های دارویی شده، در صورتی که خودش برای درمان خواهرزاده اش محتاج داروست ...

خلاصه رمان پرونده ناتمام

پشت چراغ قرمز ایستاد. مانیتور قرمز توی مردمکش می‌کوبید. مثل پنج سال پیش که او با ناخن های بلند جگرش را چنگ می‌کشید. با تمام زیبایی که داشت هر وقت می‌دیدش عین عروسک خودش را آراسته بود. بارها گفته بودش؛ "سایه و سرخاب با تو قشنگ میشه نه تو با اونها" اما فقط بهش می‌خندید. حتی با صدف دندان هایش عاشقی می‌کرد. با آن چشمان درشت و پوست سفید، شبیه عروسک هایی می‌شد که اسباب بازی دختر بچه ها بود شاید هم اسیر آن همه زیبایی شد. ولی نه همیشه عاشقش بود عاشق لحنش و نازی

که در رفتارش بود. حتی وقتی کم کم آن ناز چهره‌ی دیگری به خودش گرفت. وقتی نامهربان شد و رنگ عوض کرد صداها تکرار می‌شد. بارها و بارها. "من اینجا نمی‌تونم بمونم گرشا چرا نمی‌فهمی؟" زنی که مقابل خود می‌دید با الیسای ۱۷ سالگی اش فرق کرده بود. زمانی که پا به خانه‌ کوچکش گذاشت و خانمش شد خانمی برای دختری چون او باریک و زیبا کم بود. همیشه ملكه اليسا صدایش می‌کرد چند سالی گذشت ملکه اش به جلد دیگری فرو رفت چیزهایی که داشت و خواسته بود دیگر راضی نگهش نمی‌داشت. ۲۲ ساله

شد ۲۲ ساچمه از چشم های آبی اش سمت او شلیک میشد نمی‌کشتش اما تا جگرش را می‌سوزاند! عرق از پشت گردنش چکید و تا خط کمرش پایین افتاد یاد الیسا آزارش می‌داد اما آن اشتباه را به شدت دوست داشت. دست انداخت دگمه‌ی انتهایی پیراهنش را باز کند. دستش به بافت یقه گردش گیر کرد. داشت خفه میشد. دست روی پایین‌بر گذاشت و سیستم اتومبیل را خاموش کرد. نسیمی به صورتش زد و نفسش بالا آمد. چراغ سبز راهش را باز کرد احتیاج داشت پا روی پدال بگذارد و بگازد اما مگر در ترافیک کور تهران و ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 47,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!