رمان سهم من از عاشقانه هایت
رمان سهم من از عاشقانه هایت رمان سهم من از عاشقانه هایت

رمان سهم من از عاشقانه هایت

دانلود با لینک مستقیم 149 46
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان سهم من از عاشقانه هایت
نویسنده
مائده فلاح
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
2377 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان سهم من از عاشقانه هایت' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان سهم من از عاشقانه هایت اثر مائده فلاح به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

سارا، پنج‌ سال پیش یک ازدواج سنتی داشته، آن‌ هم با مردی که از هر لحاظ مورد تایید همین جامعه است؛ اما هیچ‌کس خبر از مشکلات زندگی مشترک او ندارد و حالا بعد از پنج‌سال از همسرش طلاق می‌گیرد! یک‌ سال از جدایی وی می‌گذرد که به طور ناخواسته وارد ماجرایی می‌شود و در ادامه‌ی ورودش به ماجرا باعث می‌شود حس دلدادگی نسبت به پسری به نام سیاوش را در خود احساس کند ...

خلاصه رمان سهم من از عاشقانه هایت

ساعت سه بود که از دفتر مجله بیرون زدم باز هم همون ماشین شاسی بلند توی کوچه بود. بی اندازه عصبانی بودم. هر ساعتی که من از دفتر مجله بیرون می‌زدم این هم بود. تا سرش رو از ماشین بیرون آورد چرت و پرت های همیشگیش رو شروع کنه، منم گوشیم رو در آوردم و سریع بهش گفتم: الان زنگ می زنم صد و ده. شماره پلاکش رو هم توی گوشی تایپ کردم و گفتم: شماره پلاک ماشینت رو هم برداشتم. تا این رو گفتم سریع گازش رو گرفت و از جلوی چشمم دور شد. این یکی کی بود و چه خوابی برام دیده بود،

خدا می‌ دونست. دختر بچه هم نبودم که بگم این شاسی سوار عاشق دل خستمه و ۲۴ ساعت کشیک من رو می‌کشه. من یه زن بیست و پنج ساله بودم که این کارها برام بیشتر شبیه یه شوخی بی‌مزه بود. کی بود و چی می‌خواست، معمای لاینحلی بود. از درو دیوار برام می‌بارید الهام زنگ میزد و با گریه حرف های ناامید کننده می‌گفت. از احساس های بدی که به رضا داشت. شراره با بچه هاش آواره‌ی خونه‌ی پدرش بود. این ها به اضافه‌ نگاه های بد بهادری خواب و آرامش رو از من ربوده بود. وقتی درد و دل های الهام رو

می‌شنیدم نمی‌تونستم بی تفاوت بمونم. درگیرش می‌شدم و در هر وقت آزادی، بهش فکر می‌کردم. اصلا هم بلد نبودم چجوری راهنماییش کنم. نه می‌تونستم بهش حق بدم و نه می‌تونستم بگم هیچ حقی نداره. وقتی با حامد ازدواج کرده بودم قبل از اون ارتباط عاطفی با کسی نداشتم و با حامد خیلی زود کنار اومده بودم. حس و حال الهام برام غریب بود، من تمایل داشتم ارتباطم با حامد بیشتر بشه اما الهام از هر ارتباطی با رضا فراری بود. من در طول دوران نامزدی برای آمدن حامد کلی شور و هیجان داشتم اما ...

باکس دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 دیدگاه

  • Avatar
    gibi
    7 فروردین 1405 - 18:46

    شخصیت های اصلی رمان شخصیت های فرعی رمان بگو سیب از زهرا ارجمندنیا هست

  • Avatar
    سحر
    17 مرداد 1404 - 15:37

    قشنگه