کتاب مرگ به پمبرلی می آید
دانلود کتاب مرگ به پمبرلی می آید نوشته نویسنده پی دی جیمز pdf بدون سانسور
عنوان اثر: مرگ به پمبرلی می آید
پدید آورنده: پی دی جیمز
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: آبان 1404
شمارگان صفحات : 202
معرفی کتاب مرگ به پمبرلی می آید
کتاب مرگ به پمبرلی می آید، رمانی معمایی نوشته ی پی. دی. جیمز است که اولین بار در سال 2011 انتشار یافت. داستان این رمان به ادامه ی ماجرای زندگی شخصیت های اثر جاودان جین آستین، غرور و تعصب، می پردازد. الیزابت و دارسی در طول شش سالی که از ازدواجشان می گذرد، زندگی آرام و شادی را برای خانواده ی خود در پمبرلی فراهم کرده اند. مشکل بزرگی برای آن ها وجود ندارد و همه ی اعضای خانواده از شرایط نسبتاً خوبی برخوردار هستند. علاوه بر این، کارهای لازم برای برگزاری مهمانی رقص سالانه نیز با سرعت و بدون وقفه در حال انجام شدن است. اما شب قبل از این مهمانی، روند آرام زندگی برای شخصیت های داستان، مختل می شود. لیدیا ویکهام، خواهر کوچک الیزابت که با همسرش از آمدن به پمبرلی منع شده اند، در حالتی شوک زده از راه می رسد و فریاد می زند که همسرش کشته شده است. زندگی ساکنین پمبرلی را معمایی دلهره آور فرا می گیرد. آن ها شاید هیچوقت نتوانند دوباره آرامش را مثل گذشته تجربه کنند.
خلاصه کتاب مرگ به پمبرلی می آید
روز قبل از مهمانی رقص لیدی آن بود. الیزابت و خانم رِینولدز، مستخدمه، یک ساعت پیش بررسی کرده بودند که تدارکات تا جای ممکن آماده شده باشد و همه چیز خوب پیش برود و الیزابت تنها شده بود. اولین مهمانی رقص زمانی برگزار شده بود که دارسی یک ساله بود. آن مراسم را برای جشن تولد مادرش ترتیب دادند و، بهجز مدتی عزاداری برای فوت شوهرش، مهمانیهای رقص تا روزی که خود بانو آن درگذشت هر سال برگزار میشد.
برگزاری مهمانی در اولین شنبه بعد از ماه کامل در ماه اکتبر معمولاً با چند روز اختلاف از سالروز ازدواج دارسی و الیزابت مصادف میشد، اما آنها همیشه آن روز خاص را فقط با خانوادهٔ بینگلی میگذراندند، چون دو زوج در یک روز ازدواج کرده بودند و احساس میکردند آن مناسبت بیش از آن شخصی و ارزشمند است که به جشن و سروری عمومی تبدیل شود. روی مهمانی رقص ماه پاییز بنا به خواستهٔ الیزابت هنوز نام لیدی آن مانده بود.
از نظر سردمداران آن منطقه، این مهمانی مهمترین اتفاق همگانی سال بود. آقای دارسی نگرانیاش را اظهار کرده بود از اینکه آن سال، با توجه به جنگِ پیشبینی شده با فرانسه که دیگر اعلام شده بود و ترس فزایندهای در جنوب کشور که هر روز انتظار تهاجم بناپارت را میکشید، شاید سال خجستهای برای برگزاری مهمانی رقص نباشد. محصول آن سال نیز کم بود و این امر سرتاسر کشور را تحت تأثیر قرار میداد. تعدادی از آقایان ترجیح میدادند که در آن سال هیچ مهمانی رقصی برگزار نشود، اما سرشان را که با نگرانی از روی دفترهای حساب و کتابشان بلند کردند، جوری با نگاههای غضبناک زنهایشان و یقین به داشتنِ دستکم دو ماه آشفتگی در خانه روبهرو شدند که در آخر موافقت کردند هیچ چیز بیش از کمی تفریح باعث خوشخلقی نمیشود و اگر به گوش پاریس میرسید که مهمانی رقص پمبرلی بههم خورده، شاید آن شهر شبزده بیاندازه مسرور میشد و جانی دوباره میگرفت.



دیدگاه کاربران