رمان مرگنواز
رمان مرگنواز رمان مرگنواز

رمان مرگنواز

دانلود با لینک مستقیم 4 1
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان مرگنواز
نویسنده
زینب ایلخانی
ژانر
عاشقانه، اجتماعی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1020 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان مرگنواز' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان مرگنواز اثر زینب ایلخانی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

اهورا مزدا يک ويولونيست مشهور است و روزی برای شرکت در مراسمی به دانشگاه هنری می‌رود که سروين درآنجا هنرجوست، اهورا مزدا پسرعمه‌ی سروین است که بخاطر نداشتن ارتباط با خانواده‌ي پدري، از آو بی خبر است، این دیدار سرفصل جدیدی از زندگی اهورا و سروين شروع می‌شود ...

خلاصه رمان مرگنواز

روزی که رویاهایت از وسعت قلبت پیشی بگیرند، زخم های تازه ای متولد خواهند شد! چراغ های قرمز لوستر بالای سرم در انبوه سیاهی اتاق به یاری نور چند شمع ناتوان آمده اند. صدای حرکت شماته ساعت و هوهو کشیدن باد، در این شب طوفانی به جای ساز اهورا می‌نوازند... خواب چه قدر از من دور است. با صدای جیغ گربه وحشت زده می‌نشینم و جیغ میکشم صدای صفورا را از پایین پنجره می‌شنوم: آروم، آروم باش حیوون! سقف دهانم می‌سوزد اما نه اندازه زخم های ساق پاهایم... چند ضربه به در اتاق و بعد حالا

نوبت جیغ کشیدن در هنگام باز شدن است پیرزن چند قدم داخل می‌شود؛ -آقا تماس گرفتن و گفتن باید یک مسکن بخورید. با نفرت نگاهش می‌کنم موهایم را از صورتم کنار می‌زنم؛ -بهش گفتی این حیوون عوضی چه بلایی سرم آورده؟ دست به سینه مثل یک مجسمه بی حرکت ایستاده است: آقا گفتن باید مسکن بخورید و بخوابید. آب دهانم را قورت می‌دهم و سعی می‌کنم خودم را کنترل کنم: اون گربه کوروحشی رو برای چی نگه می‌داری؟؟ از چشم هایش همیشه هراس دارم، دو گوی برجسته بدحالت کدر. باید مسکن بخورید. بیشتر

از این نمی‌توانم خود دار باشم با صدای بلند می‌گویم: صبح اهورا که برسه مطمئن باش اون حیوون زشتتو از خونه می‌ندازه وسط خیابون... جلو می آید از پارچ روی کنسول سلطنتی یک لیوان آب پر می‌کند و سمتم می‌آید، لیوان آب را مقابلم می‌گیرد: شارلوت، گربه آقاست. صورتش را که نزدیک تر می‌آورد بی اختیار تصویر شارلوت سیاه جلوی چشمم می‌آید با همان یک چشم سوراخ حال بهم زن و دم قطع شده که دندان هایش را به حالت عصبی به نمایش گذاشته و تمام موهای بدنش سیخ شده و روی پنجه هایش ایستاده و ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

15 دیدگاه

  • Avatar
    smalove
    8 اسفند 1402 - 14:15

    دوست نداشتم غیر واقعی و تخیلی

  • Avatar
    Reyhan
    7 مرداد 1400 - 15:19

    سلام ببخشید جلد دوم رمان مرگنواز و چطوری میتونم پیدا کنم؟ نیست که

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      7 مرداد 1400 - 17:15

      چیه اسمش؟

  • Avatar
    نیلوفر
    12 بهمن 1399 - 06:21

    من چطوری این رمان رو دانلود کنم اسم جلد دوم چیه ؟ دوستان نظراتتون رو با ما به اشتراک بزارید بگید موضوع چیه ؟

  • Avatar
    ایسان
    2 دی 1399 - 15:31

    اره برای منم سواله اصلا پیدا نمیکنم

  • Avatar
    FAFA
    14 خرداد 1399 - 13:11

    ادمین جان طبق گفته دوستان داستان ادامه داره شما تو سایت قرار میدید جلددوم رو؟

    • Avatar
      REIHANEH
      30 خرداد 1402 - 16:35

      جلد دوم رو پیدا کردی؟

  • Avatar
    فائزه
    12 خرداد 1399 - 22:17

    رمان جالبی بود که البته ناتمام موند و جلد دومی داره، پایانش تا انتهای جلد اول که خوش نبود اما ممکنه تو جلد دوم معماها برطرف بشه

    • Avatar
      REIHANEH
      30 خرداد 1402 - 16:36

      سلام تو تونستی جلد دوم رو پیدا کنی؟

  • Avatar
    نلی
    26 اردیبهشت 1399 - 16:41

    سلام رمانش چطوره پایانش خوشه یا نع؟

  • Avatar
    FAFA
    12 اردیبهشت 1399 - 14:49

    سلام دوستان کسی این رمان رو خونده؟پایانش چطوره؟ داستان ادامه داره؟

  • Avatar
    سوگل
    31 فروردین 1399 - 10:14

    شما جلد ۲ مرگنوازو ندارین یا کلا هنوز نیومده؟

  • Avatar
    Mahsa
    20 فروردین 1399 - 20:30

    سلام..جلد دوم این رمان رو از کجا میتونم دریافت کنم؟

  • Avatar
    ..
    14 فروردین 1399 - 17:10

    چطوری باید این رمان رو دانلود کنم هیچ لینکی برای دانلود موجود نیست

  • Avatar
    Hengameh
    1 فروردین 1399 - 23:29

    سلام ببخشید چرا فایل های سایت برام دانلود نمیشن؟

ارسال دیدگاه