رمان اپیزود آخر (جلد دوم خلسه شکار) نسترن دهقانی
رمان اپیزود آخر (جلد دوم خلسه شکار) نسترن دهقانی رمان اپیزود آخر (جلد دوم خلسه شکار) نسترن دهقانی

رمان اپیزود آخر (جلد دوم خلسه شکار) نسترن دهقانی

دانلود با لینک مستقیم 1 1
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان اپیزود آخر
نویسنده
نسترن دهقانی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
نامشخص صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان اپیزود آخر (جلد دوم خلسه شکار) نسترن دهقانی' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان اپیزود آخر

دانلود رمان اپیزود (جلد دوم خلسه شكار) آخر اثر نسترن دهقانی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

بوی تعفن و خون در این حوالی می‌گردد... این رمان شروعی‌ست برای ملعبه‌ای که با خون ریخته شده فربد آغاز شد. رد اشک، تنفر بر چهره تک‌تک مهره‌های شکار شده خودنمایی می‌کند. و باز هم سایه تاریک شکارچی اسیر نگاه همگان می‌شود. شروع یک ملعبه و پایانش اندرون این گردونه سرنوشت ساز می‌چرخد و در اختتام نمی‌دانم برای کدام شکار از حرکت باز می‌ایستد! بهای شرکت در ملعبه‌ی این گردونه فقط "خون" است! این جنگل و مردابش ملعبه‌ایست که به دست شکارچی آغاز شده و پایانش به دور از افکارم! در میان این هیاهو لحظه_لحظه به اپیزود آخر نزدیک می‌شویم و کات...

خلاصه رمان اپیزود آخر

نمی‌دانم، چه شد که خود را در اینجا می‌بینم؟! میان کسانی که بوی خون را به مشامم می‌کشانند. منگ چهره‌های نیمه تاریکشان را می‌نگرم. نگاه هراسیده‌ام لااختیار خیره دود خاکستری رنگی می‌شود که رد مسموم و آغشته به خفایش در هوای این چهار دیواری محو می‌شود. ته سیگار را بر زمین رها کرده و با نوک کفش‌های سیه رنگ براقش زیر پا له می‌کند مانند من، مرجان و تمام کسانی که خود را در این سیه چال مملوء از تمساح‌های وحشی خود به دام انداخته‌اند.

آواز ناقوس مرگم را در این اطراف می‌بویم اما مسخ شده خیره چشمانشان هستم.
- چرا؟
تنها واژه‌ایست که جرات دارم، در مقابلشان بر زبانم جاری کنم. سیاهی چشمانش را به نگاه ‌پیچ خورده‌ام در هراس می‌دوزد، فقط چند سالی از سنش گذر‌ نموده، اما پوزخند زهرآگینش به همان شمایل زهرخند شاهانه‌ایست که سال‌ها پیش بوده است. پژواک قهقه نحسش از مجرای گوشم گذر نموده و در اختتام رعشه بر تنم می اندازد.

لرز مردمکم از نگاه بی‌حسش دور نمی‌ماند! در کسری از ثانیه روی صورتم خم می‌شود، انعکاس چهره‌ زخم‌آلودم در صلابت چشمانش گم می‌شود، آوای خش‌دار و مملوء از تمسخر او به سرعت در مجرای گوشم‌ به آواز در می‌آید:
- همه چیز فقط یک بازی بود، با‌ اینکه می‌دونستی! یه بازی که سناریوش رو من چیدم!
به‌دنبال جمله‌اش پوزخندی نثار چهره مبهوتم می‌کند. پلک راستم از جا می‌پرد، حس غضبان بی‌مجال تمام وجود قلب هراسیده‌ام را فتح می‌کند. مانند کوره‌ای مذابین کل جسم نحیفم از فرط عصبانیت داغ می‌شود.

 

جهت مطالعه این رمان پرطرفدار در انجمن رمان بوک اینجا :

کلیک کنید

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 دیدگاه

  • Avatar
    روژان
    21 اسفند 1400 - 19:12

    ببخشید من چطور این رمان رو دانلود کنم میشه راهنمایی کنید دانلودر نداره مثل اینکه

  • Avatar
    نیلا
    20 دی 1400 - 21:45

    این رمان درحال تایپ هست هنوز

  • Avatar
    🖤asena🖤
    22 تیر 1400 - 00:44

    چطوری به انجمن مرتجع کنیم🤔😐

  • Avatar
    aftab
    21 اردیبهشت 1400 - 13:59

    سلام اپیزود اخر دانلود نمیشه

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      22 اردیبهشت 1400 - 16:52

      در حال تايپ هست در انجمن رمان بوك
      ايشون نويسنده اختصاصي ما و جهت مطالعه به انجمن مرتجعه كنيد