کتاب پیمان شکن
کتاب پیمان شکن کتاب پیمان شکن

کتاب پیمان شکن

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب پیمان شکن (جلد پنجم شش گانه اسرار نیکولاس فلامل جاودان)
نویسنده
مایکل اسکات
ژانر
فانتزی، علمی، تخیلی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
246 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب پیمان شکن' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان پیمان شکن (جلد پنجم شش گانه اسرار نیکولاس فلامل جاودان) اثر مایکل اسکات به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

دوقلوها از هم جدا شده‌اند و این آغاز نابودی همه‌چیز است! مایکل اسکات در کتاب اسرار نیکولاس فلامل جاودان 5: پیمان شکن از زمانی می‌گوید که جهان در آستانه‌ی نابودی است، مگر اینکه سوفی دست‌به‌کار شود ...

خلاصه کتاب پیمان شکن

باستانی یک چشم در دنیای آهنی شروع به قدم زدن کرد. می‌دانست که که در این قلمرو حيا وجود دارد اما چیزی که نشانی از حیات داشته باشد نمی‌دید. شن‌های سیاه روی زمین چرخیدند و زیر پایش طرح‌های مرموز و عجیبی ساختند. تخته سنگ‌های عظیم تکان خوردند و همانطور که باستانی از کنارشان عبور می‌کرد، جلوتر آمدند و کمی به او نزدیک شدند. روی سطح دریاچه نقره ای درخشان، حباب های جیوه می‌جوشید. وقتی حباب‌ها می‌ترکیدند، ذره‌های جیوه به اطراف می‌پاشید. آسمانی در کار نبود، فقط یک سقف فلزی در دور دست که با نورهای رنگی می‌درخشید.

روزگاری یک منبع انرژی روی آن سقف وجود داشت، اما مدت‌ها پیش سوخته و تمام شده بود. اودین نمی‌دانست چه کسی این قلمروی اشباح را ساخته بود. حدس می‌زد روزگاری باستانی از یک تپه کوچک سیاه و درخشان بالا رفت و چرخید تا به منظره نگاه بیندازد تپه‌های شنی مواج که با ورقه های فلز علامت گذاری شده بودند در افق محو شدند هوا راکد بود اما ردای بلند سیاه و خاکستری کلاهدار باستانی روی شانه‌اش حرکت می‌کرد. هزار سال پیش یکی از خادمین انسانش یک آرکون را به اسارت گرفته بود و برای او ردایی از جنس پوست آن جانور درست کرده بود.

رنگ اصلی ردا، آبی بود اما با رنگ محیط تغییر می‌کرد و در زمان خطر پوسته‌اش می‌شد. ردایش مانند آهن سخت و سنگین شده بود و روی شانه هایش افتاده بود. اودین فریاد زد: کی اونجاس؟ صدایش میان شن‌ها پیچید. شن‌ها از روی زمین بلند شدندو به سقف و صخره‌های بزرگ فلزی برخورد کردند. انگشتان زبر و پینه بسته‌ باستانی دور عصا محکم شد. این عصا از بقایای ایگدراسیل اصلی که در قلب دانوتالیس رشد کرده بود، ساخته شده بود. اودین تکه چوب را بلند کرد و به طرف چشم چپش برد چشم راستش را با چشم بند چرمی پوشانده بود؛ مدت‌ها پیش آن را قربانی ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!