کتاب عبارت پنچم
دانلود کتاب عبارت پنچم نوشته نویسنده جو ویتالی pdf بدون سانسور
عنوان اثر: عبارت پنچم
پدید آورنده: جو ویتالی
زبان نگارش: فارسی
ژانر: خودیاری/روانشناسی (قانون جذب و تحول فردی)
سال نخستین انتشار: مرداد 1404
شمارگان صفحات : 89
معرفی کتاب عبارت پنچم
آموزه های «هواپونوپونو» ما را در سفر زندگی همراهی می کند و ابزاری را در اختیارمان قرار می دهد که برای غلبه بر موانع و گشودن ذهنمان در برابر احتمالات بی پایان زندگی، به آن ها نیاز داریم. اجازه ندهید ذهن ناخودآگاه شما، تلاش هایتان را به حاشیه براند، چرا که می توانید کنترلی بیش از هر آنچه تا کنون تصور می کرده اید، بر آن داشته باشید. «جو ویتالی» با روش منحصر به فرد و موفق خود، به مخاطبین کمک می کند تا شیوه ی تفکرشان را تغییر دهند و احتمال رسیدن به اهداف مهم خود در زندگی را از هر زمان دیگر در گذشته بالاتر ببرند.
خلاصه کتاب عبارت پنچم
صادقانه بگویم، هواوپونوپونو، جاده خروج از جهنم است من فلسفه ها و نظریه های زیادی را مطالعه کرده ام. در فیلم راز که مضمون آن قانون جذب مثبت اندیشی و قدرت ذهن است ایفای نقش کرده ام عبارات ،مثبت مانند جملات مکتب باستانی رواقیون و مشهورترین هوادار آن امپراتور ،رومی مارکوس اورلیوس میتوانند روز شما را بسازند از این منظر برای وجود آنها باید خدا را شکر کنیم زیرا مواقعی وجود دارد که در طول روز به کمک چنین عباراتی نیاز داریم؛ مثلاً «تو میتوانی.» به گفته مارکوس اورلیوس «اگر میتوانی دوام بیاوری، پس دوام بیاور اما در مرحله ای ،خاص اکثر این جملات مثبت و انگیزشی ناتوان و ناکارآمد میشوند.
ما در خلق بسیاری از واقعیتهایمان همکاری داریم و این کار از درون ما انجام میشود بسیاری از افراد از چنین چیزی بی خبرند و بسیاری هم تاکنون هرگز چنین چیزی را نشنیده اند؛ حتی وقتی چنین چیزی را میشنوند شما در خلق واقعیتهای زندگیتان نقش دارید به آن بی اعتنایی میکنند و با آن میجنگند و در برابر شنیدن آن به هر شکلی مقاومت می کنند. هواوپونوپونو به ما می آموزد که مسئولیت پذیر باشیم یعنی مسئولیت شراکت در خلق تمامی وقایع ناخوشایند زندگی خود را برعهده بگیریم وقتی این مسئولیت را تقبل کنیم هواوپونوپونو را در زندگی خود فعال میکنیم.
علاوه بر چهار ذکر هواوپونوپونو، تکنیکهای دیگری نیز وجود دارند که به ما کمک میکنند تا درونمان را پاکسازی کنیم. ما از چهار ذکر «متأسفم لطفاً مرا ببخش سپاسگزارم و دوستت دارم استفاده میکنیم تا باورهای ناخودآگاهی را پاک کنیم که بخشی از وجودمان بوده و از آنها بی خبر هستیم و برنامههای ما را ایجاد کردهاند هواوپونوپونو این برنامه ها را زدوده و ما را آزاد میکند. با پاک شدن این برنامهها ما هرگز دوباره آنها را تجربه نمی کنیم.
من در اواخر دهه ۱۹۷۰ در دالاس بی خانمان بودم و ده سال در فقر زندگی میکـ با وجود اینکه در ۱۹۸۴ کتابی نوشتم و منتشر کردم اما شرایطم تغییری نکرد و من همچنان آس و پاس و ناشناس بودم.
کم کم در همان حال که همواره روی ویژگیها و احساساتم کار میکردم و مراقب افکاری بودم که در سر می پروراندم، در دهه ۱۹۹۰، چند کتاب دیگر منتشر کردم با گسترش اینترنت و فعالیتهای بازاریابی،ام لقب بودای اینترنت را از آن خود کردم اولین کتابی که درباره بازاریابی اینترنتی ،نوشتم نگارش سایبری بود و این کتاب یکی از اولین کتابهای منتشر شده در این حوزه بود.
حدود سال ۱۹۹۸ اولین برنامه صوتی من با نام نیروی بازاریابی تکان دهنده تهیه و پخش شد این اتفاق نقطه عطفی برای من بود و شهرت خوبی نیز در پی داشت و باعث شد کمی بیشتر به عنوان بازاریاب اینترنتی و تهیه کننده محتوا شناخته شوم. من هنوز هم گرایش معنوی داشتم از کودکی همین طور بودم آثار رابرت ،کولیر کتابهای متافیزیکی، کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل و کتابهای مشابهی در این زمینه را مطالعه میکردم در نتیجه این مطالعه ها کتاب کوچکی نوشتم به نام بازاریابی معنوی که موفقیت خوبی کسب کرد تا آنجا که روزنامه نیویورک تایمز درباره آن مطلب نوشت. بازاریابی معنوی براساس تقاضای مشتری چاپ میشد ناشر بزرگی از کتاب استقبال کرد و با تغییر نامش به عامل جذب آن را بر سر زبانها انداخت و منتشر کرد کتاب عامل جذب یکی از اولین کتابهای محبوب در زمینه قانون جذب بود. زنی از استرالیا با من تماس گرفت و مرا دعوت کرد تا در فیلمی با مضمون قانون جذب ایفای نقش کنم من تا آن زمان در هیچ فیلمی شرکت نکرده بودم و به نظرم مایه مباهات بود آن فیلم همان فیلم راز بود فیلم راز زندگی بسیاری از انسانها و از جمله زندگی من را دگرگون کرد و من را وارد مسیر جدیدی کرد پس از حضور در آن فیلم بود که یک معلم معنوی شدم.
در این مرحله من همچنان روی افکار و احساساتم کار میکردم و معنویت خودم را جست وجو میکردم و همچنان سعی داشتم که جهان هستی را بشناسم اگرچه با بازاریابی اینترنتی تهیه محتوا ،معنویت رابرت ،کولیر قانون جذب و راز آشنا شده بودم هنوز هم کارم ناتمام بود هنوز به طور کامل اغنا نشده بودم به نظرم چیزی کم بود و درست در همین زمان با هواوپونوپونو آشنا شدم. اولین باری که به هواوپونوپونو برخوردم با بی اعتنایی از آن گذشتم چون به نظرم خیلی نامعقول و مضحک بود. با خودم :گفتم چطور ممکن است با گفتن چند ذکر در درونم دیگران تـ کنند؟ چطور میتوانم جهان را با همین چند ذکر دگرگون کنم؟»
البته در کتاب محدودیت صفر داستان معروفی را درباره روان شناسی به نام دکتر هو لن تعریف کردم که با کمک هواوپونوپونو، تمامی تبهکاران روانی بستری در یک بیمارستان را شفا داده بود چطور ممکن است برای من باور کردنی نبود. یک سال طول کشید تا توانمندی دگرگون سازی هواوپونوپونو را بپذیرم؛ سپس با درک عمیق و اطلاعات زیادی که به دست آوردم برای نوشتن کتاب محدودیت صفر دست به کار شدم این کتاب در سال ۲۰۰۷ منتشر شد أهمان زمانی که فیلم راز پخش شد.
جالب این بود که درست وقتی فیلم ،راز من را در زمینه قانون جذب مشهور می کرد من علاقه ام را به آن از دست میدادم؛ چون هواوپونوپونو توجهم را به خود جلب کرده بود همچنین در آن ،زمان در حال پرده برداشتن از مراحل آگاهی و بیداری بودم که فهمیدم راز و قانون جذب در واقع سطح پایین تری از بیداری و آگاهی هستند وقتی به مرحله بالایی میرسید، به محدودیت صفر دست می یابید؛ یعنی همان جایی که هواوپونوپونو از آن سخن میگوید.
در همان حال که از هواوپونوپونو استفاده میکردم آدم دیگری شدم و بیشتر از اینکه پیرو انگیزه ،باشم از الهام پیروی میکردم بیشتر از اینکه هدف مدار باشم به نجوای درونم گوش میکردم و بیشتر از آنکه به دنبال خواست ایگوی خود بروم به آنچه نیروی برتر یا اولوهیت به دلم میانداخت عمل میکردم تغییرات شگرفی در من و زندگی ام به وجود آمده بود.
من هنوز هم در حال بررسی و یادگیری بیشتر درباره هواوپونوپونو هستم هنوز هم در پی دریافت الهام بیشتر از جانب اولوهیت هستم که تنها دلیل ذکر پنجم است ذکر ،پنجم یک دریافت مستقیم از جانب اولوهیت است در فصل چهارم در این باره به تفصیل صحبت خواهم کرد.
ذهن ناخوداگاه پر است از محدودیتها برنامه ها و سیستمهای اعتقادی یک الگوی ذهنی که ذهن خودآگاه از آن بی خبر است. ذهن ناخودآگاه خارج از بدن فیزیکی ما زندگی کرده و خارج از کنترل آن عمل میکند.
دکتر جان سارنوی مرحوم متخصص توانبخشی و مشکلات ،کمر دریافت که مشکلات ناحیه ،کمر، خشمهای سرکوب شده است. ممکن است مبتلایان به کمردرد خشمگین به نظر نرسند و از آرامترین افرادی باشند که در زندگی خود دیده اید. این حقه ذهن ناخودآگاه است که آن فرد را از احساس خشم محافظت کرده و میگوید این شخص نمیتواند چنین بار عاطفی سنگینی را مدیریت کند پس بهتر است این درد در ضعیفترین نقطه بدن او نمایان شود مشکل بیماران دکتر سارنو کمردرد بود؛ دردی که هیچ ارتباطی با جراحات و مشکلات دیسک نداشت؛ چون افراد مبتلا به دیسک ،کمر هیچ دردی نداشتند. دکتر سارنو به این موضوع پی برد که این ذهن ناخودآگاه است که سعی دارد از طریق درد خود را نمایان کند.
این موضوع چه ارتباطی با هواوپونوپونو دارد؟ هواوپونوپونو به یافتن و زدودن باورهایی میپردازد که در ذهن ناخودآگاه جا خشک کرده اند و باعث ایجاد بیماری و ناخوشی می.شوند بسیاری از افراد هواوپونوپونو را برای هر چیزی به کار می برند؛ از بیماریهای عفونی گرفته تا سرطان و برخی بیماریهای ناشناخته.
چند سال پیش به من و اعضای خانواده ام خبر دادند که مادرم تحت مراقبتهای ویژه در بیمارستان اوهایو بستری شده است. ما فکر میکردیم که این آخرین دیدار با مادرمان است وقتی من آنجا بودم فقط دو یا سه نفر در بخش مراقبتهای ویژه بستری بودند و سایر بیماران آن ،بخش چشم از جهان فرو بسته بودند به مادرم نگاه میکردم و احساسات مختلفی را تجربه میکردم از جمله خشم از خودم از مادرم و از خدا چرا این اتفاق افتاد؟ من سعی میکردم کسی را برای سرزنش کردن پیدا کنم تخصص من در متافیزیک و بازاریابی بود و سررشته ای از پزشکی .نداشتم ،بنابراین تنها چیزی که در آن زمان به دردم میخورد هواوپونوپونو بود.
روی صندلی کنار تخت مادرم .نشستم بقیه خانواده بیرون اتاق در حال گریه و زاری بودند در همان حال که نشسته بودم آرام و بی صدا بارها و بارها با خودم تکرار :کردم متأسفم لطفاً مرا ببخش سپاسگزارم دوستت دارم. من این کار را برای برگرداندن مادرم به زندگی انجام نمیدادم میخواستم آرامش بگیرم.



دیدگاه کاربران