رمان عاشقانهمعرفی رمان

رمان عروس اورامان ویدا چراغیان

دانلود رمان عروس اورامان از ویدا چراغیان

رمان عروس اورامان
رمان عروس اورامان

دانلود رمان عروس اورامان از ویدا چراغیان با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

دختر خان هورامان و معلم عاشق‌ پیشه‌ی” گورکی” دل در گرو هم دارند و رحمان‌ خان مخالف این وصلت است، اما زهی خیال باطل، ثمره این عشق دختریست کرد تبار که به تهران می‌رود تا با لطیف‌ ترین و پاک‌ترین احساسات عاشقی را معنا کند، داستان زندگی‌اش از جایی آغاز می‌شود که شخصی از گذشته پا به دنیای او می‌گذارد و سرنوشت عجیبش را رقم می‌زند، این کتاب شما را به عاشقانه‌هایی از جنس مردمان پاک هورامان و دنیای مدرن پایتخت، در دو زمان، دعوت می‌کند …

خلاصه رمان عروس اورامان

چمدان چرمی بزرگی که رضا به سختی دنبال خود می کشید، از صنایع دستی و سوغاتی های ریز و درشتی که همسرش مهین خریداری کرده بود، در حال انفجار بود … صورت های خندان و با نشاطشان نشان از سفری دلچسب و آرام بخش داشت … صدای غیژغیژ چرخ های چمدان ها و ساک هایی که روی سنگهای صیقلی و براق فرودگاه سنندج کشیده می شد، در صدای اوپراتور و همهمه و ازدحام مسافرین محو می گشت

مهین با ساک سنگین و روپوش بلند و گشادی که اپلهای آن روی شانه اش سنگینی می کرد، نفسی تازه کرد و با اشاره به صندلی های خالی که گوشه ای از سالن می دید گفت: رضا خسته شدم … بیا بریم اونجا یکم استراحت کنیم … هنوز تا پرواز خیلی مونده … خوب عزیز من خودت اصرار داشتی این ساک رو بیاری … من که بهت گفتم سنگینه … ساک را از دست مهین گرفت و همراه او به سمت صندلی هایی که مهین اشاره  کرده بود رفت.

با وجود خستگی و هوای گرم اما باز هم آن لبخند شیرین و دلنشین روی چهره های آرام و پر مهرشان میرقصید … تماشای مسافرینی که گاهی پر از هیجان و نشاط بودند و گاهی خسته و بی حوصله، برایشان خالی از لطف نبود … هنوز هم بعد از چهارده سال زندگی مشترک؛ مثل روزهای اول از کنار هم بودن غرق لذت می شدند و در این فرصت با الفاظ و کلمات پرمهرشان پایان این سفر را برای هم در دفترچه ی خاطرات ذهن  یکدیگر حک می کردند که صدای گریه ی زنی توجهشان را سوی خود  کشید …

اطلاعات رمان عروس اورامان

نام رمان : عروس اورامان
نویسنده رمان : ویدا چراغیان
ژانر رمان : عاشقانه
ملیت رمان : ایرانی
ویرایستار رمان : سایت رمان بوک
تعداد صفحه رمان : 680
اگر شما نویسنده این رمان هستید، میتوانید درخواست حذف ارسال کنید

نوشته های مشابه

‫۴ نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بهترین انجمن رمان نویسی