کتاب مهمان آمریکایی
دانلود کتاب مهمان آمریکایی اثر عزیز نسین به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
عَزیز نَسین نویسنده و طنزنویس ترکیه است. دیدگاههای سیاسی او منجر به چند بار به زندان رفتن شد. بسیاری از آثار نسین به هجو دیوانسالاری و نابرابریهای اقتصادی در جامعهٔ وقت ترکیه اختصاص دارند. آثار او به افزون از ۳۰ زبان گوناگون ترجمه شدهاند. بسیاری از داستانهای کوتاه او را ثمین باغچهبان، احمد شاملو، رضا همراه و صمد بهرنگی به فارسی ترجمه کردهاند.
خلاصه کتاب مهمان آمریکایی
وقتی در راه باشغالی برخورد میکردم فوراً میگفتم : خبر نداری؟ هفته آینده مهمان خارجی بخانه ما عزیز نسین خواهد آمد . بدین ترتیب آمدن آمریکائی ها در عرض چند روز بگوش همه ساکنان محله مان و سایر محلات رسید. جواد آقا بقال سر کوچه مان هر روز صبح که مرا میدید بدون مقدمه میپرسید: – ببینم آقا مظفر شنیدم که چند نفر آمریکائی برای مهمانی بخانه تان خواهند آمد آیا این موضوع حقیقت داره؟ و من در حالیکه بادی در غبغب میانداختم میگفتم : بله… بله بله درسته من چند روز دیگه چند نفر مهمان خارجی دارم از همه بدتر مستأجر طبقه دوم خانه ما بود باور کنید او که نامش آقا صبری بود از شنیدن این موضوع کم مانده بود دق مرگ بشه.
تا اینکه یکروز سرپله ها رو در روی من ایستاد و در حالیکه از شدت حسادت میخواست مرا تکه تکه کند با لبخندی ساختگی که از صدتا فحش و بد و بیراه بدتر بود گفت: بهتون تبریک میگم مظفر آقا شنیدم که مهمان خارجی میخواهد خونه ات بیاد؟ و من بدون تأمل و با همان گردن برافراشته خود جواب دادم: بله … بله بله من چند روز دیگه چند نفر مهمان خارجی دارم !. حتى بعضی از هم محلی هامون این طور شایع کرده بودند که مظفر آقا مهمان فلانی نداره تا چه برسد بخارجی اش ! این حقه را سوار کرده که بقال و قصاب و نانوا بهش بیشتر نسیه بدهند و محمد آقای دوا فروش گفته بود : مظفر آنا چاخان میکنه. من از ماجرا خیلی خوب خبر دارم.
او یک نفر از دوستانش را که شبیه آمریکائی هاست و حتی پاشم حلاقه میخواد بخونه اش بیاره و بجای مهمان خارجی بماها غالب کنه در حالیکه نمیدونه با این کارها نمیتونه ما را گول بزنه . و من که این موضوع ها را میشنیدم با خود میگفتم باشه بگذار این آمریکائی ها بیان او نوقت نمیگذارم این اونها درهم هم محلی های بی معرفتم حتی از سوراخ جا کلیدی را نیگاه کنند اگر من اینکار را نکردم پس باید همه بدونند که من مظفر سه کله سابق نیستم. با تمام این تفاصیل وقتی باهم محلی ها برخورد میکردم حتی اگر آنها از بدی هوا شکایت میکردند من فوراً میگفتم : می بینید اصلا من شانش ندارم موقعی که اونها میخوان بیان هوا خراب میشه..



دیدگاه کاربران