رمان بی تو جهانم خالیست آیدا باقری
رمان بی تو جهانم خالیست آیدا باقری رمان بی تو جهانم خالیست آیدا باقری

رمان بی تو جهانم خالیست آیدا باقری

دانلود با لینک مستقیم 1 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان بی تو جهانم خالیست
نویسنده
آیدا باقری
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
3068 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان بی تو جهانم خالیست آیدا باقری' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان بی تو جهانم خالیست

دانلود رمان بی تو جهانم خالیست اثر آیدا باقری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

نهال امیرخانی، دانشجویی که برای پرستاری از عمه‌خانوم وارد عمارت سوت و کور نیک‌نام ها میشه و بی‌خبر از اومدن سرگرد امیرحافظ نیک‌نام، اونجا ساکن میشه تا جایی که نتیجه ی این بی‌خبری، میشه اولین سوتیِ نهال، تو اولین دیدارش با این جناب سرگرد بداخلاق و همیشه طلبکار باید دید چه اتفاقی میوفته و آیا عمه خانوم، به همین راحتی دختری مثل نهال رو ول می‌کنه...

خلاصه رمان بی تو جهانم خالیست

با صدای گرم و پرمحبت مامان به هزار زحمت کمی لای چشمامو باز میکنم و می بینمش که درحال کنار زدن پرده های اتاق، با غرولند شیرین مادرانه ای به وضعیت شلوغ و درهم برهم اتاقم نگاه میکنه و بعد خم میشه تا ورقه های پراکنده ی روی زمین رو جمع کنه. چطور میتونه انقدر مادربودن رو بلد باشه؟! که من بخوام هرلحظه براش بمیرم و دیگه زنده نشم؟!

_بلند شو نهال، دیرت شد. آخه مگه روز رو ازت گرفتن دختر که تا نصف شب میشینی پای این کتاب ها و لپ تاپ کوفتیت. آخر سر یه بلایی سر اون چشمات میاری و منو بیچاره میکنی.
طول میکشه که بتونم کاملا به خواب آلودگی اول صبحم غلبه کنم. حق با مامانمه. من بالاخره با این شب بیداریها و برنامه ی عجیب غریب درس خوندنم تا پنج شیش صبح، یه بلایی سر خودم میارم. ولی چیکار میشه کرد؟ همه چیز آدمی مثل من، این کتابها هستند. نوشته هایی اند که نخوندمشون و باید که هزاران بار بخونمشون! این عجیب نیست. لااقل برای من نیست!

_مگه با تو نیستم خرس گنده؟ پاشو ببینم. پاشو یه لقمه صبحونه بخور، برو دانشگاه. امروز بابات ناپرهیزی کرده، ماشین جیرانشو هم برات گذاشته. پاشو تا منصرف نشده و از نصف راه برنگشته خونه!

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 دیدگاه

  • Avatar
    parsa
    21 خرداد 1401 - 22:54

    اقا من تو یک روز هزار صفجه میخونم چون دوست دارم داستانی رو خوندم تا ته برم ولی 3000 صفحه دیگه زیادیه پس

    احیانا حضرت صبر داریم؟😂

  • Avatar
    زهرا
    1 اردیبهشت 1401 - 17:08

    خیلی کش داده بود
    500 صفحه ی اول هنوز پسره رو ندیده بود اصلا.

  • Avatar
    فاطمه
    23 بهمن 1400 - 20:29

    خوشم نیومد واقعا بی محتوا بود

  • Avatar
    F
    21 مرداد 1400 - 00:47

    رمان خیلی قشنگی بود و لذت بخش