رمان آتشم بزن
رمان آتشم بزن رمان آتشم بزن

رمان آتشم بزن

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان آتشم بزن
نویسنده
طاهره مافی
ژانر
فانتزی، عاشقانه، علمی، تخیلی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1305 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان آتشم بزن' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان «آتشم بزن» - اثر نویسنده طاهره مافی

من یک ساعت شنی‌ام. هفده سال از عمرم ریخته پایین و زیر خودش دفنم کرده. حس می‌کنم پاهام پر از شن و میخ شده. همون‌طور که زمان داره تموم می‌شه، ذهنم پر از دونه‌های بلاتکلیفی‌ست، انتخاب‌هایی که نکردم و صبری که تموم شده. عقربه کوچک ساعت می‌ره روی یک و دو، بعد سه و چهار، و زمزمه می‌کنه: «سلام، پاشو، بایست، وقت بیدار شدنه… بیدار شو.» زمزمه می‌کنه: «بیدار شو.»

خلاصه رمان «آتشم بزن»

یه نفس شدید می‌کشم و بعد بیدارم، اما هوشیار نه. تعجب‌زده‌ام اما ترسیده نه. و یه جورایی به چشم‌های بی‌نهایت سبزی خیره شده‌ام که به نظر می‌رسه خیلی چیزها رو خیلی خوب می‌دونه. ارن وارنر اندرسون روی من خم شده، چشم‌های نگرانش من رو بررسی می‌کنه، دستش تو هوا گیر کرده جوری که انگار می‌خواست من رو لمس کنه. خودش رو عقب می‌کشه. بهم خیره می‌شه، پلک نمی‌زنه، و سینه‌اش بالا و پایین می‌ره. با شک و تردید می‌گم: «صبح بخیر.» از همراهی کردن صدام مطمئن نیستم، از اینکه ساعت چنده و امروز چه روزیه، از این کلمه‌هایی که لب‌هام رو ترک می‌کنن و این بدنی که من رو دربرگرفته. متوجه می‌شم پیراهن سفید پوشیده، که نصف و نیمه تو شلوار مشکی چروکیده‌اش فرو رفته. آستین‌های پیراهنش تا خورده و از آرنج‌هایش بالا کشیده شده. لبخندش جوریه انگار درد داره.

خودم رو بالا می‌کشم و به حالت نشسته درمیام و وارنر جابجا می‌شه تا به من فضای بیشتری بده. مجبور می‌شم چشم‌هام رو ببندم تا سرگیجه‌ای که ناگهان بهم دست داده رو کنترل کنم، اما همون‌جوری بی‌حرکت می‌مونم تا این احساس از بین بره. از گرسنگی خسته و ضعیف هستم، اما به جز چند درد معمولی، به نظر می‌رسه حالم خوبه. من زنده‌ام. دارم نفس می‌کشم و پلک می‌زنم و احساس می‌کنم انسانم و دقیقاً می‌دونم چرا. به چشم‌هاش خیره می‌شم و می‌گم: «تو جونم رو نجات دادی.» به سینه‌ام شلیک شد. پدر وارنر تو بدنم یه گلوله کاشت و من هنوز می‌تونم پژواکش رو احساس کنم. اگر تمرکز کنم، می‌تونم لحظه‌ای که اون اتفاق افتاد رو دوباره زندگی کنم. دردش، شدید و جانکاه بود، طوری که هیچ وقت نمی‌تونم فراموشش کنم. از سر بهت نفس کوتاهی می‌کشم.

بالاخره متوجه غریبگی آشنای این اتاق می‌شم و سریع به حمله وحشتی که جیغ می‌زنه «جایی که خوابم برد بیدار نشدم» دچار می‌شم. ضربان قلبم بالا می‌ره و در تلاش برای اینکه ازش دور شم، پشتم رو به تخته پشتسرم می‌کوبم، به ملحفه‌ها می‌چسبم، و سعی می‌کنم به لوستری خیره نشم که خیلی خوب یادمه... وارنر می‌گه: «چیزی نیست. چیزی نیست—» می‌گم: «من اینجا چیکار می‌کنم؟» وحشت، دلهره؛ ترس روی ذهنم سایه انداخته. می‌گم: «چرا دوباره من رو اینجا آوردی؟» می‌گه: «جولیت، خواهش می‌کنم، من قرار نیست بهت صدمه‌ای بزنم—» می‌گم: «پس چرا من رو اینجا آوردی؟» صدام داره می‌لرزه و من برای ثابت نگه داشتنش تلاش می‌کنم. می‌گم: «چرا من رو به این جهنم‌خونه برگردوندی—» می‌گه: «مجبور بودم مخفیت کنم.» نفسش رو بیرون می‌ده و به دیوار نگاه می‌کنه. می‌گم: «چی؟ چرا؟» می‌گه: «هیچ کس نمی‌دونه زنده‌ای.» اون برمی‌گرده و بهم نگاه می‌کنه. «من مجبور بودم به پایگاه برگردم. نیاز بود وانمود کنم همه چیز به حالت عادی برگشته و وقتم داشت تموم می‌شد.»

خودم رو مجبور می‌کنم که ترس رو کنار بذارم. چهره‌اش رو بررسی می‌کنم و لحن صبورانه و جدیش رو تجزیه و تحلیل می‌کنم. یادمه دیشب چجوری بود، حتماً دیشب بوده، چهره‌اش رو یادمه و یادمه تو تاریکی کنارم دراز کشیده بود. اون با ملاحظه و مهربون بود و من رو نجات داد، جونم رو نجات داد. احتمالاً بلندم کرد و به رختخواب برد. من رو کنار خودش گذاشت، حتماً اون بوده. اما وقتی به خودم نگاه می‌کنم متوجه می‌شم که لباس تمیز تنمه، هیچ جام خونی یا پاره نیست یا هیچ مشکل دیگه‌ای ندارم، و با خودم فکر می‌کنم کی من رو شست، فکر می‌کنم کی لباس‌هام رو عوض کرد، و نگران اینم که ممکنه وارنر این کار رو کرده باشه. می‌گم: «نکنه تو...» مردد می‌شم و لبه‌های پیراهنی که پوشیدم رو تو دستم جمع می‌کنم. می‌گم: «یعنی منظورم لباس‌هامه...» اون لبخند می‌زنه و انقدر بهم خیره می‌شه که سرخ می‌شم و تصمیم می‌گیرم یکم ازش متنفر باشم. بعد سرش رو تکون می‌ده، به کف دستش نگاه می‌کنه و می‌گه: «نه. دخترها بهش رسیدگی کردن. فقط تا رختخواب حملت کردم.» مات و مبهوت زمزمه می‌کنم: «دخترها.»

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 43,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!